پناهِ بیپناهྀི
Ir al canal en Telegram
«بیپناه بودم؛ تا رسیدی و بیآنکه قولی بدهی، شبیه پناه شدی.» برای شنیدنتون @Panah_e_tobot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
293
Suscriptores
-524 horas
-17 días
+2630 días
Archivo de publicaciones
همه گویند که: تو عاشق اویی گرچه دانم همهکس عاشق اویند لیک میترسم، یا رب نکند راست بگویند؟مهدی اخوانثالت
نمیدونم اینجا چندتا کنکوری داریم ولی امیدوارم همتون موفق باشین و به نتیجهی دلخواهتون برسین.
براتون کلی دعا میکنم🤍🌱
منم که شعر و تغزل پناهگاه من است چنانکه قول و غزل نیز در پناه من است صفای گلشن دلها به ابر و باران نیست که این وظیفه محول به اشک و آه من است صلای صبح تو دادم به نالهٔ شبگیر چه روزها که سپید از شب سیاه من است به عالمی که در او دشمنی به جان بخرند عجب مدار اگر عاشقی گناه من است اگر نمانده کس از دوستان من بر جا وفای عهد مرا دشمنان گواه من استشهریار
ستارهها برای این روشنند که هرکسی بتواند یک روز مال خودش را پیدا کند.
شازدهکوچولو_آنتوان دو سنت
تو را من چشم در راهم
شباهنگام
که میگیرند در شاخ تَلاجَن سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
تو را من چشم در راهم
شباهنگام
در آن دم که بر جا درهها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یادآوری یا نه،
من از یادت نمیکاهم
تو را من چشم در راهم.
نیما یوشیج
لازم نیست زندگی عالی باشه تا بدرخشی، همین لحظههای کوچیک هستن که زندگیت رو درخشان میکنه.
دیالوگ
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقبِ سر نگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان و دگران وای به حال دگرانشهریار
وای این شب چقدر تاریک است
خندهای کو که به دل انگیزم؟
قطرهای کو که به دریا ریزم؟
صخرهای کو که بدان آویزم؟
مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غم هست به دل
غم من لیک غمی غمناک است.
_سهراب سپهری
میدونی برای اینکه از چیزی که خیلی دلت میخواد دست بکشی چقدر باید ازش متنفر باشی؟
دیالوگ
