the coffee is still warm.
Ir al canal en Telegram
664
Suscriptores
+1124 horas
+567 días
+5530 días
Archivo de publicaciones
ولی منم دارم مجبورم میرم شاید بگین مجبور چرا چون منو تهدید میکنن که نمیزاریم نهایی بدی درسته که نمیتونه این کار رو کنه ولی فشار روانیش خیلی اذیت کننده تره برام
سلاام
نهایت کاری ک مدرسه میتونه برا غیبتا انجام بده چیه😭اخراج اینا میتونن؟دیوونه شدم واقعا با مدرسه به هیچی نمیرسم
سلام Sayna هستم ✋
از طریق لینک زیر میتونی هرچی خواستی ناشناس برام بفرستی 🤫
https://t.me/HarfChatBot?start=3f41c7cdc032
یه چیز دیگه اینکه از بعد ازمون حتی اگه تحلیل ازمونم بمونه به درک باید تمام عقبموندگی های کلاسهام رو چه عمومی چه تخصصی تا هفته بعدش جمعه برسونم که هفته دوم فقط تست و فسق و فجور با کتاب تستهام باشه.
دارم تست میزنم و وسطاش خیلی چیزها یادم میاد البته اینم از بدیای ادم اورثینکر بودنه،
به هر حال میخوام یه چیزی بگم
من میخوام برای ریاضی خلاصه بنویسم و برای فیزیک هم همینطور ولی بلد نیستم.عالیه.
یادم افتاد سری پیش بعد از اینکه ازمون رو تحلیل کردم یه رویکرد ازش برای خودم نوشتم که توی اون مباحثی که بیشترین اشتباه و نزده رو داشتم و دلیلهاشون رو نوشتم.
میتونیم این کار رو تا دی ماه انجام بدیم بعد تو دیماه قبل اینکه یازدهم رو شروع کنم و نیمسال دوم دوازدهم رو بخونم روی مباحثی که توی ازمونها توش باگ داشتم کار کنم.
من در کل آدم حسودی نیستم ولی توی بعضی موارد از جمله موفقیت حسودم نسبت به رقبا و احساس میکنم بخاطر کمالگرا بودنم هستش که همیشه باعث شده از کلاس اول خودم رو جر بدم که اول بشم بالاترین نمره بشم و ... .
خوشحالم که خواهرم اینطوری نیستش و کمالگرا نیست و راضیه به اینکه نمره خودش رو بگیره امروز امتحان نگارش یا فارسی نمیدونم کدومش رو داشته و الان میگه یه سوال سختم بود رو جا گذاشتم ننوشتم ولی اگه من بودم مینشستم گریه میکردم تا یکی بیاد کمکم کنه تا حلش کنم دوران ابتدایی همیشه اینطوری بودم البته اینکه من دو برابر خواهرم درس میخوندم همون موقع هم بی تاثیر نبود مثلا کلاس پنجم برای ریاضی کتاب تست جویامجد داشتم😐😂و میبردم مدرسه و زنگ تفریحها حلش میکردم
حتی هفته پیش که امتحان فیزیک داشتیم اونقدر امتحان سختی بود که من ۵ ۶ نمره ننوشته بودم و برگهم خالی بود دبیرمون فهمید میخوام گریه کنم اومد گفت خب دیگه فرمولا رو نوشتی اینجوریش کنی اونجوریش کنی حل میشه و خب درسته که راهنماییش واقعا اونقدرا زیاد نبود ولی من فهمیدم چیکار باید کنم و سوالارو حل کردم.
واقعا داشتن هزارتا دفتر و دفترچه و پلنر و ... کار سختیه چون هر چیزی که نخوندم و خوندم باید هزارجا رو بگردم و ورق بزنم تا تیک بزنم یا ضربدر بزنم.
این چه تصمیمی بود که هزاران جا چیزهایی که خوندم رو ثبت کنم دادستان.
زندگی داره سخت میگیره بهم و من شل کردم و باعث شده برنامه کار و روز از دستم در بره.
پس دیگه شل نمیکنم
