ققنوس «ایران آینده »
Ir al canal en Telegram
🎁 https://ttt.tg/@GhoghnousIranAyandeh/gift . ققنوس ایران آینده ایران امروز را میخوانیم، تحولات را تحلیل میکنیم، و فردای ایران را به گفتوگو میگذاریم. سیاست | اقتصاد | جامعه | آینده
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
266
Suscriptores
-124 horas
-27 días
+430 días
Archivo de publicaciones
شکایت از یک نانوایی در آلمان وقتی نان ۱۰ گرم کم داشت!
🔸در یک نانوایی قدیمی در مونیخ، نان یککیلویی رو چشمی از وسط نصف میکنن و میفروشند. یک نفر نصف نون رو خونه وزن کرده و دیده ۴۹۰ گرمه. شکایت کرده و نانوا مجبور شده ترازوی فوق دقیق با ۱۵ هزار یورو بخره. حالا باید نون رو وزن کنه یا فقط کامل بفروشه.
نرخ باروری به تفکیک استان در ایران
نرخ جانشینی جمعیت (عدد مورد نیاز برای ثابت ماندن جمعیت) ۲.۱ فرزند است.
کارخانه تولید فقیر توسط ج ا
حکومتی که قرار بود فقر را از بین ببردچگونه خودش به یکی از مهمترین عوامل گسترش فقر شد؟
✍مصطفی داننده
دلار ۲۰۰ هزار تومان شده است و این تنها یک عدد در کانالهای تلگرامی یا ویترین صرافیها نیست. پشت این عدد، سفرههایی است که کوچکتر شدهاند، خانههایی که دستنیافتنیتر شدهاند، درمانهایی که به تعویق افتادهاند و نسلی که هر روز بیشتر از زندگی معمولی فاصله میگیرد.
حکومت در چهار دهه گذشته وعدههای زیادی داده است، از ساختن جامعهای برخوردار و عادلانه تا تبدیل ایران به قدرتی بزرگ. تقریبا همه این وعدهها یا شکست خوردهاند یا در حد شعار باقی ماندهاند. اما اگر بخواهیم منصف باشیم، یک کار را واقعاً خوب انجام داده و آنهم این است که جمعیت زیر خط فقر را زیاد کرده است.
فقیرسازی در ایران یک اتفاق ناگهانی نیست، حاصل سالها سیاستگذاری غلط، تورم مزمن، بیثباتی اقتصادی، فساد، تحریم، انحصار، تصمیمهای غیرکارشناسی و مهمتر از همه، بیاعتنایی به زندگی واقعی مردم است.
فقر فقط این نیست که کسی پول کافی برای خرید گوشت نداشته باشد. فقر یعنی خانوادهای که دیگر توان اجاره خانه مناسب ندارد.
یعنی جوانی که با وجود تحصیلات، آیندهای برای خودش متصور نیست. یعنی بیماری که هزینه درمان را به تعویق میاندازد. یعنی پدر و مادری که باید میان آموزش، درمان، مسکن و غذای مناسب یکی را انتخاب کنند.
و شاید دردناکتر از همه، فقرِ انتخاب است. اینکه آدم دیگر انتخاب نمیکند چه بخورد، کجا زندگی کند، چه شغلی داشته باشد یا چه آیندهای بسازد، بلکه فقط انتخاب میکند کدام هزینه را فعلاً حذف کند.
وقتی ارزش پول ملی سقوط میکند، فقیر فقط کسی نیست که درآمدش کم است. حتی کسی که درآمد نسبتاً مناسبی دارد نیز فقیرتر میشود، چون قدرت خریدش هر روز کاهش مییابد. پساندازش آب میرود، دارایی برایش دورتر میشود و آیندهاش نامطمئنتر.
در چنین اقتصادی، مردم دائماً باید بدوند تا فقط سر جای خود بمانند. چرا باید شهروند ایرانی برای حفظ حداقل استانداردهای زندگی، هر سال بیشتر کار کند، بیشتر بدهکار شود و بیشتر از خواستههایش بگذرد، در حالی که ساختار سیاسی کشور حاضر نیست هزینه تصمیمهای خودش را بپردازد؟
جامعهای که زمانی درباره رفاه، توسعه و آینده فرزندانش فکر میکرد، امروز بخش بزرگی از انرژی خود را صرف این میکند که چگونه از ماه جاری عبور کند.
فقر گسترده، اعتماد را میکشد و امید را فرسوده میکند. مهاجرت را افزایش میدهد. ازدواج و فرزندآوری را به تأخیر میاندازد. طبقه متوسط را کوچک میکند و فاصله میان جامعه و حاکمیت را بیشتر میکند. حکومتی که نمیتواند برای شهروندش زندگی با ثبات بسازد، نمیتواند با شعار از او بخواهد به آینده امیدوار باشد.
مردم ایران چیز عجیب و غریبی نمیخواهند، زندگی لوکس نمیخواهند. بخش بزرگی از آنها فقط یک زندگی معمولی میخواهند. خانهای که بتوانند اجاره کنند، شغلی که با آن زندگی کنند، درمانی که از پس هزینهاش بربیایند، غذایی که نگران قیمتش نباشند و آیندهای که هر روز از امروز بدتر نباشد.
دلار ۲۰۰ هزار تومان فقط قیمت دلار نیست، قیمت سالها تصمیم غلطی است که نهایتاً مردم باید آن را از جیب خود بپردازند.
و شاید پرسش تلخ برای مردم ایران این باشد، حکومتی که قرار بود فقر را از بین ببرد و خود را نماینده مستضعفین مینامید، چگونه خودش به یکی از مهمترین عوامل گسترش آن تبدیل شد؟
بله. اگر منظورمان ادامه همین غیبت طولانی مجتبی خامنهای از انظار عمومی باشد، اثر آن برای حکومت فقط مسئلهای شخصی یا پزشکی نیست؛ بهتدریج میتواند به یک مسئله سیاسی و مشروعیتی تبدیل شود.
تا امروز، ۲۸ اوت ۲۰۲۶، هنوز وضعیت دقیق او بهطور مستقل روشن نیست. حکومت گفته او زنده و در حال فعالیت است، اما ویدئوهای منتشرشده در مردادماه تاریخ و محل مشخصی نداشتهاند. رویترز نیز پیشتر غیبت او را به زخمیشدن و ملاحظات امنیتی نسبت داده بود.
۱. برای خود حکومت، مهمترین مشکل «ابهام در رأس قدرت» است
در نظامی که رهبر در رأس ساختار سیاسی، نظامی و امنیتی قرار دارد، مردم و حتی نخبگان حکومتی باید بدانند تصمیم نهایی را چه کسی میگیرد.
اگر رهبر ماهها دیده نشود، این سؤال ایجاد میشود:
> آیا تصمیمها واقعاً توسط رهبر گرفته میشود، یا افراد دیگری به نام او تصمیم میگیرند؟
گزارشهای اخیر نیز از این سخن میگویند که مقامهای مختلف در غیاب او سیاستها را پیش میبرند و از پیامها و اختیارات منتسب به او استفاده میکنند.
این وضعیت میتواند به قدرت گرفتن تدریجی نهادهای زیرمجموعه، سپاه، دفتر رهبری و جناحهای مختلف منجر شود.
۲. برای طرفداران حکومت، مسئله جدیتر است
طرفدار وفادار حکومت معمولاً به وجود یک مرکز اقتدار مشخص نیاز دارد.
اگر مجتبی مرتباً دیده نشود، سه واکنش ممکن است شکل بگیرد:
بخشی میگوید: «حتماً مسئله امنیتی است.»
بخشی درباره سلامت او دچار تردید میشود.
بخشی ممکن است به این نتیجه برسد که قدرت واقعی جای دیگری است.
به همین دلیل انتشار تصاویر و ویدئوهای بدون تاریخ در ماه اوت را میتوان تا حدی تلاش حکومت برای کنترل همین خلأ اطلاعاتی دانست.
۳. خطر اصلی: اختلاف درون حاکمیت
به نظر من این مهمترین پیامد است.
تا وقتی رهبر حضور فعال و قابل مشاهده دارد، اختلافات درون حکومت میتواند زیر سایه اقتدار او کنترل شود.
اما اگر غیبت طولانی ادامه پیدا کند، جناحهای مختلف ممکن است درباره موضوعاتی مثل:
مذاکره با آمریکا، جنگ، رابطه با اسرائیل، سیاست داخلی و نحوه برخورد با اعتراضات
دیدگاههای متفاوتی پیدا کنند.
حتی اکنون گزارشهایی از اختلاف میان جریانهای تندرو و سایر بخشهای حاکمیت بر سر مسیر جنگ و مذاکره منتشر شده است.
۴. یک اثر بسیار مهم دیگر: «جانشینی» دوباره مطرح میشود
اگر فرض کنیم مجتبی واقعاً قادر نباشد برای مدت طولانی حکومت را شخصاً اداره کند، مسئله فقط این نیست که چه کسی جای او مینشیند.
مسئله بزرگتر این است:
چه کسی میتواند شبکه قدرتی را که حول خانواده خامنهای شکل گرفته حفظ کند؟
اینجا احتمال رقابت میان چند مرکز قدرت افزایش پیدا میکند؛ مثلاً روحانیون، سپاه، دفتر رهبری و سیاستمداران ارشد.
۵. اما یک نکته مهم
نباید از «غیبت» مستقیماً نتیجه گرفت که مجتبی فوت کرده یا کنترل حکومت را از دست داده است.
در چند روز اخیر حتی دونالد ترامپ گفته که معتقد است مجتبی زنده است، هرچند بهشدت زخمی شده است. بنابراین هنوز نمیتوان یکی از روایتهای مرگ، ناتوانی شدید یا کنترل کامل از پشت پرده را قطعی دانست.
اما از نظر سیاسی، یک واقعیت مستقل از علت غیبت وجود دارد:
هرچه این وضعیت طولانیتر شود، هزینه سیاسیِ «نامرئی بودن رهبر» برای حکومت بیشتر میشود.
و به نظرم اگر این غیبت چند ماه دیگر هم ادامه پیدا کند، سؤال اصلی دیگر این نخواهد بود که «مجتبی کجاست؟»، بلکه تبدیل میشود به:
> «چه کسی واقعاً ایران را اداره میکند؟»
این سؤال برای ساختار قدرت جمهوری اسلامی میتواند بسیار خطرناکتر از خودِ شایعات درباره وضعیت جسمانی مجتبی باشد.
با توجه به تحولات تا ۲۸ اوت ۲۰۲۶، اگر بخواهم خیلی صریح بگویم، برای اینکه جمهوری اسلامی واقعاً در معرض فروپاشی سیاسی قرار بگیرد، صرفاً «زیاد شدن اعتراضات» کافی نیست. باید چند عامل همزمان شوند.
۵ علامت مهمی که من دنبال میکنم
۱. اعتصاب سراسری و فلج شدن اقتصاد
این شاید مهمترین علامت باشد. اگر بازار، حملونقل، صنایع، نفت و گاز و بخشهای خدماتی همزمان اعتصاب کنند، حکومت با بحران درآمد و اداره کشور روبهرو میشود. اقتصاد ایران همین حالا تحت فشار بسیار سنگینی است و گزارش رویترز از تورم حدود ۶۶٪ و جهش ۱۲۸٪ قیمت مواد غذایی خبر میدهد. �
Reuters
۲. پیوستن طبقات مختلف جامعه به اعتراضات
اگر اعتراض از یک گروه خاص فراتر برود و بازاری، کارگر، کارمند، دانشجو، معلم و اقشار مختلف همزمان وارد شوند، کنترل آن بسیار دشوارتر میشود.
۳. شکاف در نیروهای امنیتی و نظامی
این از همه مهمتر است.
اگر بخشهایی از سپاه، ارتش، بسیج یا نیروی انتظامی دیگر حاضر نباشند دستور سرکوب را اجرا کنند، معادله قدرت میتواند خیلی سریع تغییر کند.
در حال حاضر برعکس، شواهد نشان میدهد حکومت در حال تقویت کنترل داخلی و نظامیتر کردن بسیج است. �
Financial Times
۴. شکاف در رأس حکومت
اگر اختلافات از سطح اختلاف سیاسی فراتر برود و به اختلاف جدی میان مراکز اصلی قدرت، سپاه و رهبران سیاسی برسد، این میتواند یک نقطه عطف باشد.
بهخصوص اگر بخشی از حاکمیت به این نتیجه برسد که ادامه وضع موجود برای بقای خودشان خطرناکتر از تغییر است.
۵. ناتوانی حکومت در پرداخت هزینه حفظ سیستم
این علامت بسیار تعیینکننده است.
حکومت برای حفظ قدرت باید بتواند همزمان:
حقوق نیروهای نظامی و امنیتی را بدهد،
خدمات عمومی را ادامه دهد،
سوخت و کالا تأمین کند،
و شبکههای حکومتی را سرپا نگه دارد.
اگر بحران اقتصادی به جایی برسد که حکومت دیگر نتواند این هزینهها را تأمین کند، وفاداری بخشی از بدنه قدرت ممکن است شروع به فرسایش کند.
اما یک نکته بسیار مهم
در شرایط فعلی، من هنوز نمیگویم «سقوط نزدیک و قطعی است».
چرا؟
چون حکومت هنوز توان سرکوب، سازمان امنیتی و ساختار فرماندهی متمرکز دارد و در برابر فشارهای داخلی و خارجی تلاش کرده کنترل داخلی را تقویت کند. �
Reuters +1
از طرف دیگر، فشار اقتصادی و اجتماعی واقعاً سنگین شده و حتی گزارشهای اخیر درباره کمبود سوخت و نگرانی مقامات از ناپایداری وضعیت اقتصادی منتشر شده است. �
Iran International | Iran International +1
بنابراین فرمولی که من بیشتر از همه جدی میگیرم این است:
**بحران اقتصادی
اعتراضات گسترده
اعتصاب سراسری
شکاف در حاکمیت
ریزش وفاداری نیروهای امنیتی
= احتمال بسیار بالای تغییر سیاسی**
اگر فقط اعتراض وجود داشته باشد، حکومت ممکن است آن را سرکوب کند.
اگر اعتراض + اعتصاب باشد، حکومت تحت فشار جدی قرار میگیرد.
اما اگر این دو با شکاف در نیروهای امنیتی و رأس قدرت همراه شوند، آنوقت شرایط کاملاً متفاوت میشود.
و به نظرم همین نقطه، مهمترین چیزی است که باید در ماههای آینده زیر نظر گرفت.
پیش بینی هوش مصنوعی از آینده ی ایران
یک تا دوسال آینده
اگر منظورتان چشمانداز سیاسی و اقتصادی ایران در ماهها و یکی دو سال آینده است، با توجه به وضعیت فعلی، من آینده را بسیار پرتنش و بیثبات میبینم؛ اما نه به این معنا که سقوط حکومت حتماً و بهزودی اتفاق میافتد.
چند عامل الان همزمان روی هم قرار گرفتهاند:
فشار اقتصادی بسیار شدید است. گزارشهای اخیر از تورم بسیار بالا، افت شدید ارزش ریال و انقباض اقتصادی حکایت دارند. رویترز در ۲۷ اوت از تورم حدود ۶۶٪ و جهش ۱۲۸٪ قیمت مواد غذایی در شرایط جنگ و فشار اقتصادی گزارش کرده است.
Reuters +1
فشار خارجی و انزوای اقتصادی افزایش یافته است. آمریکا فشار تحریمی و تلاش برای محدود کردن تجارت ایران را تشدید کرده و حتی شرکای تجاری ایران نیز تحت فشار قرار گرفتهاند.
AP News +1
نارضایتی اجتماعی عمیقتر شده است. مشکل فقط سیاست نیست؛ وقتی مردم برای مسکن، غذا، درمان و حفظ ارزش درآمدشان دچار مشکل میشوند، نارضایتی میتواند به یک مسئله سیاسی تبدیل شود.
اما حکومت هنوز ابزارهای قدرتمندی برای حفظ قدرت دارد. ساختارهای امنیتی، سپاه، بسیج و دستگاه سرکوب همچنان توانایی کنترل خیابان و جلوگیری از تبدیل نارضایتی به تغییر سیاسی فوری را دارند. گزارشهای اخیر نیز از تقویت نقش نیروهای امنیتی داخلی خبر میدهند.
Financial Times
بنابراین من سه مسیر را محتملتر میدانم:
سناریوی اول — محتملتر در کوتاهمدت:
ادامه وضعیت فرسایشی؛ فشار اقتصادی بیشتر، کنترل امنیتی بیشتر و نارضایتی اجتماعی گستردهتر، بدون تغییر فوری نظام.
سناریوی دوم — بسیار مهم:
اگر بحران اقتصادی با اعتراضات گسترده + اعتصابات سراسری + شکاف جدی در ساختار قدرت همزمان شود، وضعیت میتواند خیلی سریع تغییر کند. این ترکیب از خود اعتراض خیابانی بسیار تعیینکنندهتر است.
سناریوی سوم — مسیر خروج از بحران:
کاهش تنش خارجی و رسیدن به توافق، آزاد شدن بخشی از منابع اقتصادی و انجام اصلاحات اقتصادی و سیاسی. این مسیر میتواند از شدت بحران کم کند، ولی نیازمند تغییرات مهم در سیاست داخلی و خارجی است. تلاشهای میانجیگرانه اخیر قطر نیز نشان میدهد هنوز مسیر دیپلماسی کاملاً بسته نشده است.
Reuters
نظر شخصی من
من فکر نمیکنم بتوان با اطمینان گفت «جمهوری اسلامی بهزودی سقوط میکند»؛ چنین پیشبینیای بیش از حد قطعی است.
اما یک نکته مهم وجود دارد: فاصله میان حکومت و جامعه، فشار اقتصادی و فشار خارجی همزمان افزایش یافتهاند. اگر این سه بحران به یکدیگر متصل شوند، نظام وارد مرحلهای میشود که حفظ وضع موجود بسیار دشوارتر خواهد شد.
به نظرم متغیر تعیینکننده در نهایت نه صرفاً اعتراض مردم، بلکه رفتار نیروهای نظامی ـ امنیتی و میزان شکاف در رأس قدرت خواهد بود.
اگر بخواهید، میتوانم در ادامه خیلی صریح بررسی کنم که «چه اتفاقاتی باید بیفتد تا جمهوری اسلامی واقعاً در معرض سقوط قرار بگیرد» و
۵ علامت مشخصی را بگویم که اگر دیدیم، میتوان فهمید وضعیت وارد مرحله نهایی شده است.
🎥جورج کارولین کمدین و پرسشی درباره ی خدا و عشق و پارادوکسهای بنیادی آن
لینک پیوستن 👇👇
https://t.me/yccqwr2
#کانال_ققنوس
بی مِهرِ رُخَت روزِ مرا نور نماندست
وز عمر، مرا جز شبِ دیجور نماندست
هنگامِ وداعِ تو ز بس گریه که کردم
دور از رخِ تو، چشمِ مرا نور نماندست
میرفت خیالِ تو ز چشمِ من و میگفت
هیهات از این گوشه که معمور نماندست
وصلِ تو اَجَل را ز سرم دور همیداشت
از دولتِ هجرِ تو کنون دور نماندست
نزدیک شد آن دم که رقیب تو بگوید
دور از رُخَت این خستهٔ رنجور نماندست
لینک پیوستن 👇👇
https://t.me/yccqwr2
#کانال_ققنوس
عقل و شعور تجمعات شبانه
اگر به علی الاصول مجتبی عمل کرده بودید الان نفت ۲۰۰ دلار بود نه دلار ۲۰۰ هزار تومان
♦️آخه بیشرف کودن بی بته این اوضاع حاصل عمل کردن به رهنمودهای رهبر هوش مصنوعی شماست
مگر مشکل مردم لیف حمامه که در خانه و محلات درست کنیم؟
✍ فاضلی
جوونهای کشور خیلی وقته وارد اقتصاد شدند از چکهای واخورده و کرکره های پایین معلوم نیست ؟ مگر مشکل ما نبود لیف حمومه که تو خونه درست کنن یا مشکل نداشتن کلاهه که تو خونه ببافن مگه تو محله میشه بنزین تولید کرد میشه دلار ارزون کرد میشه ثبات اقتصادی درست کرد میشه ناترازی علاج کرد ؟
بنا ندارید دست از سر کلمه جهاد بردارید ؟ مردش هستید جهاد استعفا راه بیندازید تا هم مشکل تولید و هم همه ی مشکلات تلمبار شده حل شود.
مگر جهان با جهاد به رفاه رسیده یا حاکمیت قانون ؟ مگر همه دنیا تورم نداشته اش را مدیون اجتماع محلات است ؟ در جهانی که شما قبولش ندارید اگر اجتماعی هم در محلات و خیابانها بوده اجتماع اعتراضی بوده همانی که در ایران اغتشاش و آشوب نامیدید ، همانی که نه با تفنگ شکاری که با تفنگ جنگی سرکوب کردید ، همانی که شما از آن وحشت دارید و شکل گرفتن دوباره اش کابوستان شده .
به زودی مردم بازی را تمام خواهند کرد و دیگر بار جمع خواهند شد اما نه برای جهاد اقتصادی که برای جمع کردن شما .
یادتونه هادی چوپان عکس خامنهای رو گذاشته بود پسزمینه گوشیش؟ هیچی دیگه آمریکا اعلام کرد به علت حمایتش از سپاه اجازه ورود به خاک آمریکا برای شرکت در مسترالمپیا رو نداره.😂
پس از پلمب کافه های سنایی، شبانه با پتک جدولها و باغچههای مقابل کافهها را تخریب کردند!
پلمب کافه و رستوران در ونک پارک ، ووو…
افتتاح کافه لوکس بابک زنجانی در شهرک غرب !
در سیاست هیچ چیز تصادفی نیست! هر اتفاقی افتاد، شک نکنید که برنامهریزی شده ...!
فرانکلین رزولت.
بهرام پارسایی
ایـران کمتر از یک درصد مساحت و جمعیت جهان را دارد، اما ۷ درصد کل منابع جهان را داراست، با چنین سهمی، ایرانیان میبایست دستکم هفتبرابر مردمان دیگر کشورها ثروت داشتند و در رفاه میزیستند، اما...
آنچه بر این سرزمین گذشته قطعاً نامش سوءمدیریت نیست؛ یک فاجعه بزرگ تاریخی است!
لازم شد موردی را خدمت هموطنان عزیز عرض کنم
رییس جمهور در جمهوری اسلامی ایران ، یکی از خود نظام است ؛که سرقفلی مملکت را برای مدت مشخص از رهبر اجاره می کند.
رییس جمهور پس از تنفیذ از سوی رهبر باید منافع رهبر و گروههای همفکر رهبر را از درآمدهای کشور تامین کند و منافع خود و همفکرانش را نیز همینطور.
اما همانگونه که از قانون سرقفلی مشخص است ؛ اجازه ی تغییر کاربری در مملکت را ندارد ، رهبر بر اساس قانون اساسی مسئول تدوین سیاستهای کلی نظام است.
پس رییس جمهور باید هزینه ی مراسمی چون اربعین و ......را از درآمدهای کشور تامین کند،حتی اگر کشور بعلت محاصره و تحریم درآمد چندانی نداشته باشد.پس زمانیکه کشور درگیر تحریم و محاصره است ،بهترین راه کسب درآمد گروههای زیر نظر رهبر ؛ قاچاق و فروش آن در داخل و خارج کشور است.مثلا قاچاق دارو به داخل کشور و فروش آن به چند برابرقیمت یا قاچاق سوخت به خارج و فروش آن و....
در بحث کمبود بنزین و حامل های انرژی هم همینگونه است .
سوخت و انرژی یک کالای دست به نقد برای سپاه و برادران قاچاقچی است که براحتی می توانند با قاچاق و فروش آن درآمد زایی کنند و هزینه ی مراسمات حکومتی و برنامه های خود را برای بقا تامین کنند.
ف. زرین
