ققنوس «ایران آینده »
Ir al canal en Telegram
🎁 https://ttt.tg/@GhoghnousIranAyandeh/gift . ققنوس ایران آینده ایران امروز را میخوانیم، تحولات را تحلیل میکنیم، و فردای ایران را به گفتوگو میگذاریم. سیاست | اقتصاد | جامعه | آینده
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
267
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-230 días
Archivo de publicaciones
وزیر انرژی آمریکا: در حالی که ایران قادر به صادرات هیچ نفتی نیست، ما به انتقال نفت و گاز از طریق تنگه ادامه میدهیم
استراتژی ما محاصره اقتصادی خفهکننده علیه ایران است.
صلاحیت تشخیص واقعیت
✍#یدالله_کریمیپور
تا کنون کدامیک از برآوردهای استراتژیک جمهوری اسلامی محقق شده است؟! برآوردهای جنگ تحمیلی؟ سوریه؟ غزه؟ لبنان و کرانه باختری؟ نابودی اسرائیل؟ یا فروپاشی ابرقدرتی آمریکا؟
اکنون که کشور درگیر جنگ با آمریکاست، سکان برآوردهای استراتژیک و تصمیمسازی جنگ در دست چه کسانی است؟ بیشتر مردم پاسخ این پرسش را می دانند. همان نهادها و اشخاصی که کارنامه پیشینشان پیش روی آنها است؟
چه تضمینی وجود دارد که اینبار، همان برآوردهای خوشبینانه وحتی تخیل گونه، همان خطاهای محاسباتی و همان دستگاه برآوردساز، کشور را دوباره به میدان پیامدهای پیشبینی نشده نکشاند؟ هیچ ارتش و ملتی نباید با پیروزی در چند وضعیت، غره شود، استراتژیست ها غرق شدن در وضعیت را فاجعه بار می دانند، موقعیت را ملاک تصمیم سازی قرار می دهند.
مساله، جسارت در جنگ نیست؛ صلاحیت در تشخیص واقعیت است
اونایی که بچه دارن و مستاجرم هستن چجوری زندگی میکنن؟
اصن چیزی براشون میمونه غذا بخرن؟
پولی دارن بچهها رو مدرسه بفرستن؟
سرپرست خونواده ۲۴ ساعت کار کنه هم باز دخل و خرجش نمیخونه
😔😔
شما باورتون میشه اینا واقعا کمبود بنزین داشته باشن؟ یا عدد مصرفو دارن دروغ میگن یا ذخایرشون داغونتر از ادعاشون بوده
یا از انتظارات ماهم بیشتر داشتن قاچاق میکردن و گهش دراومده
شایدم همه ی اینا با همه، نتیجش اینه که احتمالا اقتصاد ایران کامل فلج شه و همه کوکتل مولوتف به دست شن.
دوتا پماد واسه زخم دیابتی شده ۶ میلیون، مادر من یه مستمری بگیره واقعا داره بصورت معجزه وار روزگارو میگذرونه😢
هشدار میدهم:
نفتی را که قرار بود بر سر سفره مردم باشد، وارد بازی کثیف چند #دلال دزد و چند #جوجه_اطلاعاتی نکنید.
در موضوع نان مردم و منافع ملی، تا پای جان ایستادهام.
اگر قرار باشد با صحنهسازی، قربانی کردن یک نفر و پروندهسازی، برای فاسدان اصلی حاشیه امن بسازید، هر آنچه میدانم و هر سندی که لازم باشد، منتشر خواهم کرد.
به همان اندازه که معیشت مردم به عملکرد معدودی تراستی در مقیاس ملی گره خورد، بخش بزرگی از همین سرمایه ملی نیز به دست جماعتی دلال، غارتگر و بیوطن به تاراج رفت.
در خرابههای زندگی مردم دنبال گنج نگردید.
اجازه نمیدهم به پشتوانه چند #جوجه_اطلاعاتی و با طراحی سناریوهای کثیف، بیتالمال را غارت کنید، حقوق مردم را زیر پا بگذارید و بعد با قربانیسازی، رد پای فاسدان اصلی را پاک کنید.
دوران پنهانشدن پشت عنوانهای امنیتی و محرمانهسازی فساد باید تمام شود.
اگر این بازی ادامه پیدا کند، سکوت نخواهم کرد.
-ياشار سلطانی-
حدود ۴ میلیون نفر راننده فعال و روزانه اسنپ هستند
هرکدوم نون ۴ نفر رو بدن میشه ۱۲ میلیون نفر...
بنزین جهانی بشه
این جمعیت حتی غذای روزانه اش هم دیگه نمیتونه تامین کنه😔
مارک ۶۲ Quickstrike؛ بمب ۲۲۷ کیلویی که به مین دریایی تبدیل میشود!
مارک ۶۲در اصل یک بمب عمومی Mk 82 با وزن ۵۰۰ پوند (حدود ۲۲۷ کیلوگرم) است که با نصب تجهیزات مخصوص، به یک مین دریایی هوایی تبدیل میشود. نیروی دریایی آمریکا این مینها را از هواپیماهایی مانند پی۳ اوریون نیز رها میکند.
پس از ورود به آب، MK 62 در بستر دریا قرار میگیرد و بهجای انفجار صرفاً بر اثر برخورد، از سامانه تشخیص هدف برای شناسایی ویژگیهایی مانند صدا، فشار و اثرات مغناطیسی شناورها استفاده میکند. در نسخههای جدیدتر، سامانه تشخیص هدف قابل برنامهریزی است و میتوان آن را برای تهدیدهای مختلف تنظیم کرد.
این سلاح بخشی از خانواده Quickstrikeاست که شامل MK 62، MK 63 و MK 65 میشود و برای ایجاد میدان مین در آبهای کمعمق و مختل کردن حرکت شناورهای دشمن طراحی شده است. آمریکا نخستین نسخههای این خانواده را در سال۱۹۸۳ وارد خدمت کرد.
نکته جالب اینکه یک بمب معمولی Mk 82 با نصب کیت Quickstrike میتواند بدون طراحی یک مین کاملاً جدید، به سلاحی برای مینگذاری هوایی تبدیل شود؛ قابلیتی که انعطاف عملیاتی بالایی به نیروی دریایی آمریکا میدهد.
مدرک خارجی؟ جرم.
ایمیل به دانشگاه؟ جرم.
اپلای، فاند، مقاله و توصیهنامه؟ همه جرم.
در جدیدترین مصوبه مجلس، رسما هرگونه تلاش علمی برای رشد و ارتباط با جهان آزاد. جرمانگاری شده.
آیا آمریکا واقعاً ممکن است علیه ایران از سلاح هستهای استفاده کند؟
✍سهند ایرانمهر
مارجری تیلور گرین، نماینده سابق کنگره آمریکا ادعا کرده است که مقامهای آمریکایی در جلسات راهبردی خود گزینه استفاده از سلاح هستهای علیه ایران را بررسی میکنند،
البته میان اینکه یک گزینه در اتاقهای تصمیمگیری بررسی شود و اینکه ترامپ تصمیم گرفته باشد آن را اجرا کند، فاصله زیادی وجود دارد با این همه کارنامه دولت ترامپ نشان میدهد حتی سناریوهای افراطی نیز ممکن است روی میز قرار بگیرند.
پرسشی که اکنون مطرح میشود این است که آیا میتوان چنان انسدادی را در راهبرد ترامپ متصور شد که چنین امکانی را فراهم کند؟
اگر آمریکا در این مقطع چنین تصمیمی بگیرد به این معناست که خط قرمزی که از سال ۱۹۴۵ تاکنون به عنوان «تابوی هستهای» معروف شده بود، مشمول اما و اگر شده است. البته که صرف بررسی موضوع به معنای تحقق حتمی آن نیست اما به فرض دور تحقق آن جهان شاهد بازگشت ایده استفاده از بمب اتم در محاسبات کشورهای دارنده این سلاح از کره شمالی تا روسیه، هند، پاکستان و متحدان اروپایی امریکا خواهد بود.
روی دیگر این سکه این است که جنگی که به ادعای ممانعت از هستهای شدن ایران به راه افتاده است به آغازی دوباره برای استفاده از آن در گستره وسیعیتری از جهان خواهد انجامید.
پیام چنین اقدامی بسیار صریح است: « نداشتن سلاح هستهای به منزله نابودی است».
اگرچه دونالد ترامپ را نمیتوان فقط با چارچوب دکترینهای کلاسیک تحلیل کرد و هیچ سناریویی را نمیتوان به راحتی و قطعی غیرممکن دانست اما مواضع علنی او نشان میدهد که ترجیح میدهد فشار نظامی و اقتصادی را به اهرمی برای دستیابی به توافقی از موضع قدرت تبدیل کند، اگر واشنگتن همچنان از تحریم، فشار اقتصادی، محدودکردن صادرات نفت و کنترل مسیرهای دریایی برای افزایش فشار بر تهران استفاده میکند، میتوان فهمید که هنوز به دنبال ساختن اهرم برای معامله است بنابراین آنچه در صحنه دیده میشود بیشتر با راهبرد «فشار برای اعمال شرایط دلخواه منجر به توافق» منطبق است تا آمادگی برای جنگ هستهای ضمن اینکه ایران هنوز وارد آن مرحله تهدید وجودی که مقدمه واکنش اتمی است، نشده است.
اما اگر واقعاً بحث استفاده از سلاح هستهای در جلسات راهبردی مطرح شده باشد هرچند فاصله تا آن زیاد باشد، معلوم میشود که دامنه گزینههایی که برای بدترین سناریوها بررسی میشوند، گستردهتر شده است.
⭕️اظهارات عجیب اميرحسين اصلانیان، بازیکن سابق پرسپولیس:😳😳
علی پروین واسه همه بازیکنها "پرستو" میفرستاد تا از همشون آتو داشته باشه😐
زن میتواند موتور براند؛ اما حق ندارد قانونی موتور براند!
اگر موتورسواری زنان جرم نیست، اگر دولت برای آموزش و آزمون گواهینامه زنان تکلیف تعیین کرده، پس چرا هنوز گواهینامه صادر نمیشود؟
قانون باید تکلیف را روشن کند؛ نه اینکه یک شهروند را بین «مجاز بودن عمل» و «غیرممکن بودن دریافت مجوز» سرگردان بگذارد.
نتیجه این تناقض چیست؟
زنی که آموزش دیده و میتواند موتورسواری کند، به جای اینکه آموزش ببیند، آزمون بدهد و گواهینامه بگیرد، عملاً به سمت رانندگی بدون گواهینامه سوق داده میشود.
و بعد، اگر حادثهای رخ داد، همان «نداشتن گواهینامه» میتواند برایش تبعات حقوقی و مالی داشته باشد.
این دیگر فقط مسئله موتورسواری زنان نیست؛ مسئله، حاکمیت قانون است.
اگر منع قانونی وجود دارد، صریح اعلام شود؛
اگر وجود ندارد، مسیر قانونی صدور گواهینامه باز شود.
قانون برای حل تناقضهاست، نه برای ساختن تناقضهای تازه.
مردم ایران یگانه تصمیم گیرنده و تعیین کننده اصلی کشور هستند و برای اعتراض به وضعیت کنونی نیازی به فراخوان هیچکس ندارند.
ادعای واهی و دروغ
✍غلامرضا علیزاده
مجلسیان ادعا و تقاضا دارند، که مجلس را بازکنید تا ما به وضعیت اقتصاد و معیشت مردم سرو سامان بدهیم!
اما آنان در اوج وضعیت شلمشوربای "نه آتشبس و نه صلح" که تبعات دو جنگ گذشته، صورت نژند باشندگان را خراشیده و اثرات ثانویه آن دهها و بلکه صدها هزار تن را بیکار و مستاصل کرده، در همین چند روزی که جلساتشان را همت کرده (!!) و بهصورت مجازی برگزار کردهاند، تنها قوانینی را از تصویب گذراندهاند که یا به تحدید ارتباط با دانشگاههای جهان مهر تایید زده و یا سینماگران و اهالی فرهنگ را نسبت به فرجام کار خویش ترساندهاند.
بیدرنگ یاد سخن حکیمانه آن درویش به یک حاکم ظالم افتادم که "هرچه تورا خواب افزون باد، مردمان اندکی آسودهتر خواهند بود"
واقعاً که از شیوه سروسامان دادن مجلسیان فهمیدیم که مراد آنان از سروسامان چیست!! آنانکه کمتر همت بستهاند تا با روح و روان و حداقل آزادیهای فرهنگی و علمی مردم بازی کنند. چرا که اگر حسن نیت داشتند نبویان و رسایی و نقدعلی و ثابتیشان، تمام همتِ خویش مصروف بههم زدن تفاهمنامه نمیکردند و بر طبل جنگ نمیکوبیدند.
پایان آتش بس ۶۰ روزه؛
موازنه در سایه ابهام
✍یدالله کریمیپور
بر پایه شواهد، وضعیت کنونی در پایان مهلت ۶۰ روزه ی تفاهمنامه در واقع بازدارندگی متقابل در سایه ابهام حقوقی است، نه آستانه جنگ.
البته آمریکا توان آفندی را حفظ کرده (آمادهباش بمبافکنها، محاصره دریایی)، ولی نشانههای فرسایش هم کم نیست؛ ناو لینکلن پس از ۹ ماه ماموریت پیاپی، دارد برمی گردد و کاخ سفید بهجای اعلام تهاجم، مذاکرات را «راکد» میخواند و فشار اقتصادی، به ویژه بایکوت دریایی را در اولویت گذاشته است.
این ترکیب نشان میدهد ترجیح کنونی واشنگتن، تشدید سیاست فشار است تا جنگ همهجانبه.
ایران هم بهجای بازگشت به میز مذاکره، بر اهرمهای خود (کنترل تنگه هرمز و زمان) تکیه کرده و همزمان کانالهای غیررسمی (عمان، قطر، پاکستان) را باز نگه داشته؛ رفتاری که بیشتر به مدیریت بحران شبیه است تا جستجوی جنگ تازه.
نکته کلیدی، اختلاف تفسیری بنیادین است: تهران تفاهم اسلامآباد را «پایان جنگ» میداند و واشنگتن آن را «آتشبس موقت» با تاریخ انقضا. همین شکاف تفسیری، نه اراده روشن دو طرف، ریسک اصلی تشدید ناخواسته را میسازد.
بنابراین سناریوی محتملتر، تداوم درگیریهای محدود و پراکنده (حمله به کشتیها، تنش کلامی) در چارچوب «منطقه خاکستری» است، نه از سرگیری رسمی و اعلامشده جنگ تمامعیار. مگر آنکه یک رویداد غیرمنتظره (مثل حمله به کشتی نظامی یا خطای محاسباتی) این تعادل شکننده را برهم بزند.
