-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
Ir al canal en Telegram
-شبیهِ یه دفترچه خاطرات، از ادیتها و عکسهایی که دوسشون دارم..✨ _30.December.2025”
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
465
Suscriptores
+124 horas
+127 días
+6930 días
Archivo de publicaciones
465
روزمون رو با ادیتِ کیمیا شروع کنیم:))🙂💘- عاشقترین، دلسپردهترین، مردی که تمام آرامشش به بودن آلیا بنده، مردی که نبودن آلیا رو بلد نیست؛ همون جیهانی که یه روز با تمام وجودش به آلیا گفت:«نمیتونم بهت بگم برو»، همون مردی که حتی تصور نبودن آلیا براش غیرممکن بود و دلش نمیاومد رهاش کنه، حالا خودش ایستاده روبهروش و میگه:«از اینجا برو:)💔» جیهان هنوز همون مَرده؛ همون مردی که از نبودن آلیا میترسید، با این تفاوت که این بار، دردش اونقدر عمیقه که بهجای التماس برای موندنش، خودش داره هلش میده سمت رفتن. انگار میخواد آلیا رو از خودش نجات بده، حتی اگه بهای این نجات، شکستنِ قلب هر دوتاشون باشه:)🙂🙂❤️🩹. #cihal #edit
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽
465
+1
و اون جزئیات :)
چراغ سمت اتاقِ جیهان روشن و چراغِ اتاقِ آلیا توی تاریکی گم شده🙂..
انگار چراغ انتظار خاموش شده، انگار در نبود آلیا اون اتاق روحی نداره😭
و خودش وسط همون اتاق، روی زمین نشست، درست کنار همون خاطرهها:)))❤️🩹
465
پخش دردناکِ ماجرا دقیقا همینجاست:))🙂- قسمت ۳۹ جیهان گفته بود، وسایلت رو نبر، بذار همونجوری که من منتظر توعم اونها هم منتظر تو باشن.. حالا با جیهانی روبهرو شدیم که خودش، با دستای خودش، تکتک وسایلی که یادآورِ آلیا بودن رو جمع کرده:) چون تمومِ این وسایل یادآور روزیه که منتظر آلیا بود ولی آلیا هیچوقت نیومد💘. انگار دیگه نه تخت، نه مبل سبزِ احمق، نه هیچکدوم از اون خاطرهها قرار نیست منتظر برگشتش باشن:)))🙂 چرا که هر بار با نگاه کردن به اون جای خالی، هزار بار بیشتر از نبودن آلیا درد میکشید😭❤️🩹..
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽
465
- جیهانی که هر بار با نگاهش، با سکوتش، با آغوشش میگفت «نرو»… این بار فقط گفت: برو.
نه چون دوسش نداشت؛ اتفاقاً چون اونقدر دوسش داشت که دلش نیومد آلیا رو توی ویرونیِ خودش نگه داره. گاهی اوقات آدما وقتی میشکنن، دیگه نمیگن «بمون»؛ میترسن کسی که بیشتر از هرکسی دوسش دارن؛ زیر آوارشون دفن بشه.
«برو» پایانِ عشق نبود؛ آخرین فداکاریِ مردی بود که دلش داشت فریاد میزد:«نرو، بهت نیاز دارم:))🙂»
در حالی که تهِ دلش فقط منتظر بود آلیا برگرده:))))❤️🩹
#cihal #edit
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽
465
- بین این دو قاب، فقط زمان عوض شده🙂..
هر دو بار جیهان همونقدر نزدیک آلیا ایستاده؛ فاصلهشون فقط چند سانتیمتره. اما یکبار با همون نزدیکی میگه «برو»، و یکبار با همون فاصله اما با نگاهی متفاوت میگه:«ولی تو کنارم خواهی بود»😭
نگاهها تغییر کرده، جملات عوض شده اما این قلب همون قلبه و به همون میزان دلتنگ، عاشق، وابسته... اما خشمگین🙂
و گاهی آدم از نزدیکترین فاصله، دورترین حرف دنیا رو میزنه؛ برو....💔
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽
