علی کاملی
Ir al canal en Telegram
احوال ما مپرس که ما دلشکستهایم... شعر، پژوهش و چیزهای دیگر: @alikameli2001 کتابها: مجموعه غزل «اندوه»، نشر فصل پنجم، ۱۴۰۱ مجموعه غزل (و یک چارپاره) «برای نیستنات»، نشر دیباچه، ۱۴۰۴ (چاپ دوم)
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
307
Suscriptores
+324 horas
+67 días
+530 días
Número de Publicaciones
Carga de datos en curso...
Reacciones
Comentarios
Estrellas de Telegram
PUBLICACIONES TOP por
Carga de datos en curso...
Análisis de publicación
Mensajes | Ver dinámicas | |||||
نقشههایی که داشتمو
نقش روی آب میبینم
«روزای خوب با تو رو
شبا توی خواب میبینم»
شبا توی خواب میبینم
که جا شدی تو آغوشم
سراغم اومده خوشی
غما شدن فراموشم
شبا توی خواب میبینم
که خندههات مال منه
دیگه نمیتونه کسی
منو یه لحظه بشکنه
شبا توی خواب میبینم
قدم قدم کنارمی
برای دیدنت میام
وقتی در انتظارمی
شبا همش خواب تو رو
روزا همش فکر تو رو
نه میتونم بگم بمون
نه میتونم بگم برو
تو که میدونی عزیزم
خوابا همش دروغیه
سهم ستارههای من
همیشه بیفروغیه
تو که میدونی عزیزم
دوباره غم، کنارمه
سهم من از داشتن تو
همین «تو رو ندارمه»
#علی_کاملی
@alikameli80 | 226 | 2 | 0 | 0 | Loading... | |
گر آه کنم، زبان بسوزد
- بگذر ز زبان! - جهان بسوزد...
زین سوز که در دلم فتادهست
میترسم از آن که جان بسوزد
این سوز که از زمین دل خاست
بیم است که آسمان بسوزد
این آتش تیز را که در جانْسْت
گر نام برم، زبان بسوزد
شد تیغ زبان من چنان گرم
از سینه که تا میان بسوزد
مغزم همه سوختهست و امروز
وقتست که استخوان بسوزد
گر بر گویم غمی که دارم
عالم، همهْ جاودان بسوزد
صد آه کنم که هر یکی زو
دو کَون به یک زمان بسوزد
«عطّار» مگر که خام افتاد
شاید که ز ننگ آن بسوزد...
#عطار_نیشابوری
@alikameli80 | 72 | 3 | 0 | 0 | Loading... | |
Mensaje de voz | 38 | 1 | 0 | 0 | Loading... | |
#علی_حیاتبخش | 1 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
بار، سنگین است و من، کمطاقت و دنیا، حسود
خم شدن را عار میدانم؛ دعا کن بشکنم...
#محمدرضا_طاهری
@alikameli80 | 144 | 1 | 0 | 0 | Loading... | |
تو را ای غنچهی خشکیده روی میز! گم کردم
تو را در بادهای هرزه پاییز گم کردم
دمیده شد شب کابوسها در صور تنهایی
تو را در صبحگاه روز رستاخیز گم کردم
شبیه شاعری در بلخ که دیوان شعرش را
تو را وقت هجوم لشکر چنگیز گم کردم
تو دیگر رفتهای از دست من، فرقی ندارد که
تو را ای شمس! در قونیه یا تبریز گم کردم
خودم را در سکوت بیستونها زیر خاک سرد
تو را در بستر نرمینهٔ پرویز گم کردم...
#علی_کاملی
@alikameli80 | 1 014 | 13 | 0 | 0 | Loading... |

