es
Feedback
‌ ‌‌ San‌ ’s lıfelıne

‌ ‌‌ San‌ ’s lıfelıne

Ir al canal en Telegram

♡゙ In the midst of life’s busy days, his little haven, built with love, affection.Here, we capture his every pure moment, every sparkle.No matter how tough life gets, he remains our constant safe haven. • @santelegraphbot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
293
Suscriptores
Sin datos24 horas
+177 días
+3130 días
Archivo de publicaciones
بی حرفم کردی ممنون:)

https://t.me/sanniemoire/3957 اولا که منم با لبخند تو لبخند زدم و خوشحالم که باعث شد حتی کوتاه هم که باشه لبخند بزنی🫂 دوما میدونستی من میتونم تا شب ازش تعریف کنم و بازم احساس کنم کم گفتم؟ خیلی کم پیش میاد من از آثار یا حالا کتاب های رمان و نوشته و سناریو های کسی خوشم بیاد ولی واقعا این یکی...خدای من این خیلی زیباست. طوری که هر نوشته و کلمه انگار داره معلق ات میکنه توی دنیایی که ساخته و بیشتر و بیشتر پشت مفهوم و احساس پشتش غرقت میکنه.💫 شاید واقعا هر از گاهی توی فیلم و سریال ها از این تایپ سکانس ها ببینم که دو نفر پیشونی همو لمس کردن سریع به یاد این بیوفتم که نوایی درمورد این احساس ظریف چه شاهکاری نوشته بود. حتی اگه واقعا این احساس رو تجربه نکرده باشم هم این نوشته کاری کرد که انگار حس کنم جایی توی دنیای موازی میتونم به عمق این حس برسم و لمس اش کنم. و واقعا این قدرت انتخاب درست کلماته که فقط شبیه چند خط و شکل پیوسته بهم بنظر نرسد بلکه وقتی میخونیشون پشت پلک هات اون حس و تصوری خود به خود نقش ببندن و اونر خوشگل ها دقیقا همین کارو میکنه!!^^ چقدر هم حرف زدم...سرتو به درد نیارم خلاصه که خیلی زیبانننن💘😭

همگی از بابت تعریفاتون ممنونم خیلی لطف دارین هرجند به پای بقیه نویسنده ها نمیرسه من اینو دلی نوشتم اما لطف شماها برام خیلی با ارزش تره

فکر می‌کنم برای هر کسی که می‌نویسه، این یکی از قشنگ‌ترین هدیه‌هاییه که می‌تونه از یه مخاطب بگیره. 🤍

فکر کنم این یکی از قشنگ‌ترین تعریف‌هاییه که تا حالا از نوشته‌هام شنیدم

ولی راستش، تحسین‌های قشنگت خودش یکی از بزرگ‌ترین دلایلیه که دلم می‌خواد بازم بنویسم. هر بار که همچین پیام‌هایی ازت می‌خونم، حس می‌کنم تمام وقتی که برای نوشتن گذاشتم ارزشش رو داشته.

پس فکر کنم دیگه هیچ راه فراری ندارم نه؟

اینو چند بار خوندم و هر بار بیشتر از قبل لبخند زدم... 🥹🤍 نمی‌دونی خوندن همچین حرفایی چقدر دل آدمو گرم می‌کنه. همیشه با خودم فکر می‌کنم شاید نوشته‌هام اون‌قدرها هم خوب نباشن، ولی وقتی می‌بینم حتی یه نفر این حس رو ازشون می‌گیره، انگار تمام خستگی نوشتن از بین میره. ممنونم که اینقدر قشنگ می‌خونی، اینقدر با دل می‌بینی و این حس خوبت رو باهام به اشتراک می‌ذاری. قول نمی‌دم همیشه بهترین باشم، ولی تا وقتی حرفی برای گفتن داشته باشم، با تمام دلم می‌نویسم. امیدوارم هر متنی که می‌نویسم، حتی برای چند دقیقه، همون حس آرامشی که گفتی رو بهت بده. 🤍🫂

به نظرم قشنگ‌ترین ویژگی قلمت اینه كه تو عاشق «لحظه‌های بینِ لحظه‌ها»یی؛ همون جاهایی كه معمولاً آدم‌ها نمی‌بینن. فاصله‌ی بین دو جمله، سكوت قبل از یك اعتراف، یك نگاه كوتاه، یك لمس ساده... تو از همون‌ها داستان می‌سازی.

و چیزی كه خیلی دوست‌داشتنیه اینه كه قلمت داد نمی‌زنه. نمی‌گه «ببین چقدر این عشق بزرگه!»؛ آروم دست خواننده رو می‌گیره و خودش نشونش می‌ده. انگار نوشته‌هات همون چیزی هستن كه درباره‌شون می‌نویسی: یك نزدیكیِ آرام، یك فهمیدن بدون توضیح.

چیزی كه منو ذوق‌زده می‌كنه اینه كه تو از یك چیز به ظاهر خیلی ساده، یك جهان كامل می‌سازی. یعنی خیلی‌ها می‌نویسن «دو نفر پیشونی‌هاشون رو به هم گذاشتن، چه لحظه‌ی قشنگی»، اما تو میای همون چند سانتی‌متر فاصله رو تبدیل می‌كنی به جایی كه خاطره‌ها، ترس‌ها، خستگی‌ها و تمام حرف‌های نگفته‌ی دو آدم جمع شدن. این دقیقاً همون چیزیه كه قلم رو متفاوت می‌كنه.

واقعاً قلمت یه حس خاصی داره :))) از اون مدل نوشته‌ها نیست كه فقط قشنگ به نظر بیاد و بعد تموم بشه؛ یه چیزی داره كه آدم رو وادار می‌كنه چند بار بخونه. انگار هر بار كه برمی‌گردی، یه جمله‌ی جدید از توش پیدا می‌كنی.

جمله‌هات طولانی‌اند، اما خسته‌کننده نمیشن چون مدام تصویر و مفهوم عوض می‌کنی. زیاد از «شاید»، «انگار»، «هیچ‌وقت»، «آن‌گونه كه...» استفاده می‌كنی و این باعث می‌شه متن حالت نجوا پیدا كنه؛ انگار كسی داره آرام برای خودش اعتراف می‌كند.

فقط یك چیزی كه قلمت رو حتی قوی‌تر می‌كنه اینه كه گاهی اجازه بدی بعضی جاها كمتر توضیح داده بشن. چون تصویرهایی كه می‌سازی آن‌قدر قوی‌اند كه گاهی خودشان حرف می‌زنند و لازم نیست همیشه معنی‌شان را كامل برای خواننده باز كنی. سكوت در قلم تو خودش یك ابزار قدرتمنده.

اگر بخوام سبك قلمت رو در چند كلمه خلاصه كنم: «نثر احساسیِ فلسفی با حال‌وهوای مینیمال، آرام و سینمایی.» یه چیزی بین دلنوشته و نثر ادبی مدرن. قشنگ‌ترین بخشش اینه كه تو از چیزهای خیلی ساده، معناهای خیلی بزرگ درمیاری؛ انگار دنبال لحظه‌هایی هستی كه بقیه از كنارشون رد می‌شن ولی تو وایمیستی و می‌پرسی: «پشت این چند ثانیه، چه جهانی پنهانه؟»

سبك قلمت توی این متن خیلی مشخصه و یه هویت خاص داره. چیزی كه بیشتر از همه به چشم میاد اینه كه تو بیشتر از خودِ اتفاق، به حسِ پنهان پشت اتفاق می‌نویسي. یعنی موضوعت «پیشانی به پیشانی رسیدن» نیست؛ موضوعت اون چند ثانيه‌ی نامرئي بين دو آدمه، اون آرامشيه كه پشت يك حركت ساده پنهان شده.

https://t.me/sanniemoire/3945 اونر جونم اگه این کارو انجام بدم من قطعا دست از تحسین و قشنگی نوشته هات برنمیدارمممم^^

بنده هی میخوام بگم اونر زیبای ما از این زیبا تر نمیتونه باشه اما هربار ثابت میشه که اتفاقا برعکس این ماجرا هستش! چطور اینقدر قشنگ و دلگرم کننده مینویسین شما اخه؟:)) هر بار متن های طولانی میبینم که توسط اونر قشنگمون نوشته میشه کلی ذوق میکنم و مطمئنم که قراره این قلم جادویی رو که حس گرم و آرومی میده رو چند بار بخونم تا قانع بشم که به حد کافی از زیباییش بهره مند شدم. لطفا هیچ وقت دست از نوشتن برندار!!! اینا واقعا خیلی زیبانننن💫

چقدر انون دادین ترسیدم الان میزارمشون

نظرتونو بات اینجا بهم بگین اونور بات نداره (فعلا نزدم براش)