تاریکخانه | خانه سیاه است
Ir al canal en Telegram
بیشهها اگر تاریکند، آسمان هنوز آبیست. «پل دژاردن» @hestia_journal http://Instagram.com/tarik_khaneh.mag
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
4 078
Suscriptores
+824 horas
+837 días
+27430 días
Archivo de publicaciones
روحهای بزرگ علاقهی مرا جلب میکنند
و آنها تنها هستند.
آلبر کامو
یادداشتها
ترجمهی خشایار دیهیمی
@tarikkhanehmag
در بدترین ما آنقدر خوبی هست و در بهترین ما آنقدر بدی هست که هیچیک از ما را شایسته نیست که از دیگری عیبجویی کنیم.
ویلیام شکسپیر
ترجمهی الهی قمشهای
که هرکه بیهنر افتد نظر به عیب کند «حافظ»
#خطاب_ها
@tarikkhanehmag
و در دنیا چه نیرویی میتواند در مغز زنی اطمینان مسلمی ایجاد کند. مگر ارادهی درونی خودش.
زنها، مخصوصاً زنهایی که زیاد سختی کشیدهاند، حرف هیچکس را باور نمیکنند. حتی چیزهایی را که با چشم خودشان میبینند، تمامش را باور نمیکنند.
فقط وقتی غریزهی درونی آنها چیزی به آنها بگوید، قبول دارند. فقط به آهن آبدیدهی درون سخت و دیرباور خودشان اعتماد دارند.
اسماعیل فصیح
شراب خام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شاید تو هم دانسته باشی
#خطاب_ها
@tarikkhanehmag
خدایا
مرا از شرِ دوستانم در امان بدار،
خود با دشمنانم میدانم چه کنم!
وُلتر (منسوب)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یک راز مگو
#خطاب_ها
@tarikkhanehmeg
من از یُمنِ دوستیِ تو خود را شناختم و دانستم که بهتر از آنم که گمان میکردم.
تولستوی
از کتاب پدر سرگی
ترجمهی سروش حبیبی
@tarikkhanehmag
مستند «سرد سبز»
نگاهی نزدیک به زندگی فروغ فرخزاد
کارگردان ناصر صفاریان (۱۳۸۰)
@tarikkhanehmag
چقدر خوب است که همیشه در زندگیتان کسی را داشته باشید که حتی در نبودنش هم باعث لبخندتان شود.
آنا گاوالدا
دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به او که در همهی فصلها عزیز است
#خطاب_ها
@tarikkhanehmag
Repost from هستیا ژورنال
هرچقدر هم که عشقی فراموش شود میتواند شکل عشق بعد از خودش را تعیین کند.
مارسل پروست
در جستجوی زمان از دست رفته
گریخته (ج ۷)
ترجمهی مهدی سحابی
@hestia_journal
خوشحال میشوم بدانم موهایت را طلایی کردهای یا مشکی. زیبا باش و لبخند بزن. به خودت بیتوجه نباش. دلم میخواهد خوشحال باشی. تو هرگز زیباتر از آن شبی نبودی که گفتی خوشحالی (یادت میآید؟ با آن خانم، دوستت). به شکلهای زیادی دوستت دارم اما بیش از همه اینطور: با چهرهای شاد و پر از برق زندگی که همیشه مرا زیر و زبر میکند.
آلبر کامو
نامه به ماریا کاسارس/۶ ژوئیهی ۱۹۴۴
از کتاب خطاب به عشق
ترجمهی زهرا خانلو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به او که شادیاش شادی من است
#خطاب_ها
@tarikkhanehmag
من همیشه مجذوب کسی هستم
که از تاثیر حرفهایش
بر قلب دیگری میترسد.
جبران خلیل جبران (منسوب)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به آنها که دوست میدارم
#خطاب_ها
@tarikkhanehmag
جایی را ترک کردم که در آن خوشحال نبودم و ترک آنجا نیز مرا خوشحال نکرد، اما میدانستم انسان در مکانی که بیمار شده هرگز درمان نمیشود.
ناشناس (منسوب به رولان بارت)
عکس از جوزف کودلکا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
معمولا از این دست جملات که به نویسندهای بزرگ هم اسناد داده میشوند هیچ دخل و خرجی به آن نویسنده ندارند.
@tarikkhanehmag
Repost from هستیا ژورنال
آن گلِ سرخی که دادی | ویگن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در درونم زمینهایی را حس میکنم که از زیر مانداب فراموشی بیرون کشیدهام.
مارسل پروست
در جستجوی زمان از دست رفته
طرف خانهی سوان (ج ۱)
ترجمهی مهدی سحابی
@hestia_journal
معمولا چیزی برای خواندن به همراه دارم تا مجبور نباشم ریخت انسانها را ببینم.
چارلز بوکوفسکی
آخرین شب از شعرهای زمین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به آنها که دوست نمیدارم
#خطاب_ها
@tarikkhanehmag
پنجاه سال دیرتر، او هنگامی که یک آلبومِ عکسِ خانوادگی را ورق میزد، پی برد که زیبا بوده است.
ژان پل سارتر
کلمات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آگاهی دیرهنگام حسرت است
#خطاب_ها
@tarikkhanehmag
مستند «وقت خوب مصائب»
نگاهی به زندگی احمدرضا احمدی؛ شاعر شمعدانیها
کارگردان ناصر صفاریان (۱۳۸۴)
@tarikkhanehmag
چه کسی میتواند به یقین بگوید که بین قلبهای سرد و خشکیده و جمجمههای تهی، دیدن کدام یک نفرتانگیزتر است؟
انوره دوبالزاک
از کتاب بابا گوریو
ترجمهی م.ا. بهآذین
@tarikkhanehmag
عباس معروفی
در گفتوگوی با عنایت فانی
ویژهبرنامهی به عبارت دیگر
«تاریکخانه/خانه سیاه است»
@tarikkhanehmag
Repost from هستیا ژورنال
در سینهکشِ تپهیِ ده مزرعههاییست که بوتههایِ گلِ ابریشم چند روزی آنجا میگذرانند. در فصلِ گُلچینی، دور از آنجا، گاه به دختری بسیار عطرآگین برمیخورید که دستهایش تمامِ روز با شاخههایِ شکننده درگیر بوده است و مثلِ چراغی که هالهیِ روشنی از عطر داشته باشد، پشت به خورشیدِ در حالِ غروب، دور میشود.
حرمتشکنیست اگر سرِ حرف را با او باز کنید.
در همان حال که گیوههاتان علف را لگد میکند راه بدهید تا بگذرد. شاید بخت با شما یار باشد و بر لبهای او پرهیبِ رطوبتِ شب را بشناسید.
رنه شار
باد مرخص است
ترجمهی حسین معصومی همدانی
@hestia_journal
اگر دلت تشنهی عشق است، عشقی مثل عشق من نصیبت نمیشود. من دلم را، که از عشق یک تکه آتش است، به تو میدهم و همیشه مثل حالا دوستت میدارم.
داستایفسکی
بانوی میزبان
ترجمهی سروش حبیبی
@tarikkhanehmag
از موسمِ گُل
سالی گذشته است
و اکنون باز
موسمِ گُل.
عباس کیارستمی
باد و برگ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۲۵ شهریور/#مهسا_امینی
آنکه نمردهست و نمیرد تویی
@tarikkhanehmag
