Echtesia"
Ir al canal en Telegram
Echtesia : حسی که فکر میکنی بعضی اتفاقات برات تازه رخ داده در حالی که سال ها ازش میگذره ولی برای تو تازست.. ناشناسمون: http://t.me/safeCht_bot?start=wUcnAO
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
646
Suscriptores
-1324 horas
-247 días
-7030 días
Archivo de publicaciones
644
یچیزی ک الان فهمیدم اینه اگ شارژ تو برق باشه بعد این سوکتشو نزدیک لبت کنی حالت برق گرفتگی و سوزن زدن داره🤣
644
حق داری ترکم کنی اما بمون
تو نباید توی این ساعت بری
من زیادی عاشقت بودم همین
شد دلیل اینکه تو راحت بری
644
دلتو زدمو دل بریدی از من
اشکامو دیدی دست کشیدی از من
این آخرین باره منو قانع کن
غیر از علاقه تو چی دیدی از من
نمیشه بری من حرف دارم آروم باش
644
از تمام آدمای روزگارمن پناه آورده بودم سمت تو من تو رو از دست دادم عشق من جا نداره واسه ی من قلب تو
644
دلتو زدمو دل بریدی از من
اشکامو دیدی دست کشیدی از من
این آخرین باره منو قانع کن
غیر از علاقه تو چی دیدی از من
نمیشه بری من حرف دارم آروم باش
644
دلم میخواد ازت انتقام بگیرم ولی ترجیح میدم همین انتها بمیرم از دوست داشتنت استعفا نمیدم با اینکه همه آدما یه روز استفاده میشن
644
تو نیستی که ببینی چقدر پاییز است
چقدر زندگی برگها غم انگیز است
مگر به قهر نگفتی که از تو بیزارم
چرا هنوز نگاهت محبتآمیز است؟
دلت درخشش یک سرزمین بی فاتح
دلم خرابهی بعد از هجوم چنگیز است
مرا چگونه فراموش کردهای ای دوست؟
ببین گذشتهام از خاطراتت لبریز است
تمام هستی من آرزوی وصل تو بود
تمام هستی من بیتو سخت ناچیز است
644
من اونقدر احمقم که دلم برا آدمی که اذیتم کرده،ناراحتم کرده میسوزه و میشینم به حالش گریه میکنم
644
کاش میشد زندگی یک دکمهی تکرار داشت
یا هزاران بار دیگر فرصت دیدار داشت
کاش میشد هر زمان میخواستم میآمدی
کاش این جمله به جای التماس اجبار داشت
کاش میشد عشق را فریاد زد کتمان نکرد
یا اقلاً تکیهگاهی جز درو دیوار داشت
کاش مجنون میشدی، من لیلیات بودم مدام
کاش پایان خوشی این عشق مجنونوار داشت
چون یکی از کاشها را هم ندارد زندگی
کاش این دکان همسایه یه نخ سیگار داشت....
644
Repost from N/a
گاهی اوقات دلم میخواهد در تاریکی گم بشوم، از خودم میگریزم، از خودم که همیشه مایهی آزار خودم بودهام، از خودم که نمیدانم چه میکنم و چه میخواهم..
