𝑀𝑂𝑁𝑆𝑇𝐸𝑅 𝑀𝐸𝐷𝑖𝐴
Ir al canal en Telegram
اولین چنل فندوم مانستر و آثار اوراساوا 🪐
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
234
Suscriptores
-124 horas
+17 días
+1830 días
Archivo de publicaciones
دکتر تنما در انیمه مانستر واقعا رشد شخصیتی جالبی داشت
بعد این سقوطی که کرد او دوباره معنی نجات انسان هارو کشف می کنه نه از طریق جراحی بلکه با نجات روح آدم.
تضادش با یوهاناینجا آدم میمونه چی بگه دقیق مثل دو روی یک سکه یکی فرشته نجات یکی فرشته مرگ.
پزشکی بدون حد و مرزتنها پزشکی بود بدون اینکه بدونه فرد کیه یا کجاست او را معالجه و درمان میکرد.
إوا در زندگی تنماتنما دونست که نمی تونه عشقی رو بر پایهی جاه طلبی بنا کنه پس او راه درست را انتخاب کرد . حتی اگر به قیمت از دست دادن عشقش باشه.
پیچیدگی تنما در مانگادر مانگا خیلی بیشتر از انیمه تنما احساس گناه و وسواس نجات جان ها ، ذهنش را شکنجه می داد.
تنما تجسم ببخشدر جهانی پر از نفرت تنما تنها کسی بود که حتی قاتلان را به چشم انسان میدید. تنما تا آخر عمر بار گناه نجات یوهان را با خودش حمل کرد
دکتر تنما کسی بود که برای نجات جان یک انسان، تصمیم گرفت در برابر تمام دنیا به ایستد.
عزیزان به عشق خودتون زدیم چنلو بوست بارون کردیم که شما صفا کنید...
به عشق خودتون ری اکشنارو بترکونید
@MONSTERmedi
متاسفانه الان نوسینده های جدید انیمانگا حتی نمی تونن آثاری در حد آثار بناپارتا ارائه بدن
دکتر تنما ی عزیز من ...
به من نگاه کن
به من نگاه کن
هیولای درون من تا همین الانش تا این حد بزرگ شده
اون داره از این لذت میبره
یوهان
4. The Boy Who Couldn’t Laugh(پسری که نمیتوانست بخندد) خلاصه: کودکی وجود دارد که دیگر نمیتواند بخندد یا احساس کند. مردم میگویند او بیمار است، اما او فقط «هیچ» درونش ندارد. مفهوم نمادین: این کتاب نشاندهندهی قربانیان پروژههای شستوشوی ذهنی مانند 511 Kinderheim است. کسانی که به جایی میرسند که نه عشق را حس میکنند، نه ترس، نه غم — فقط تهیاند. ارتباط با شخصیتها: کودکان 511 Kinderheim: همگی نمونههایی از این پسرند. یوهان: کاملترین تجسم این حالت؛ انسانی که احساسات انسانیاش حذف شده. تِنما: نقطهی مقابل او؛ انسانی که هنوز توان همدلی دارد و همین او را نجات میدهد.
3. The God of Peace (خدای صلح)خلاصه: پادشاهی برای برقراری صلح، تمام مردمش را میکشد تا دیگر هیچکس برای جنگیدن باقی نماند. در پایان، او تنها میماند و خود را «خدای صلح» مینامد. مفهوم نمادین: این داستان بازتاب ذهنیت افرادی چون بناپارتا است — کسانی که باور دارند با حذف انسانها میتوان به کمال یا نظم رسید. درواقع نشان میدهد که صلح مطلق با نابودی کامل یکی است. ارتباط با شخصیتها: بناپارتا: خودش خدای صلح است — میخواست جهانی بدون نفرت بسازد با حذف نفرتورزان. یوهان: شاگرد و نتیجهی چنین تفکری؛ کسی که میخواهد جهان را به «هیچ» برساند تا از رنج رها شود.
2. The Man Without a Shadow (مردی بدون سایه)خلاصه: مردی متوجه میشود که سایهاش ناپدید شده. او در جستوجویش دیوانه میشود، چون سایه در واقع بخش تاریک وجود اوست. مفهوم نمادین: سایه در روانشناسی یونگ، نمایانگر "نیمهی تاریک وجود انسان" است. مرد بدون سایه یعنی کسی که واقعیت درونیاش را انکار میکند. در «مانستر»، این یعنی یوهان یا حتی تنما که با هیولای درون خود روبهرو نمیشوند. ارتباط با شخصیتها: یوهان: کسی که سایهاش را در دیگران میبیند؛ یعنی بخش سیاه خود را روی دنیا فرافکنی میکند. تِنما: او نیز مجبور است در نهایت با سایهی خودش روبهرو شود؛ یعنی با مسئولیت نجاتیافتن یوهان.
1. The Nameless Monster (هیولای بینام)خلاصه: هیولایی وجود دارد که نام ندارد. برای یافتن هویت خود، تصمیم میگیرد مردم را بخورد و نامشان را تصاحب کند. در پایان، او همه را میبلعد — حتی برادر دوقلویش — اما هنوز بینام باقی میماند. مفهوم نمادین: این کتاب استعارهای از یوهان لیبرت است. یوهان از کودکی قربانی پروژههای روانی شده و هویتش از او گرفته شده است. او برای یافتن "من واقعیاش"، دیگران را نابود میکند و در عین حال از درون خالیتر میشود. نام نداشتن در اینجا یعنی از بین رفتن انسانیت و هویت فردی. ارتباط با شخصیتها: یوهان: هیولای بینام؛ انسانی که در جستوجوی معنای وجود خود است اما تنها نیستی مییابد. تِنما: کسی که تلاش میکند آن هیولا را نجات دهد، اما در واقع در برابر بینامی و پوچی میجنگد.
