Dia's Diary𖦹
Ir al canal en Telegram
Call me DIA⚝ I was born to tell stories, Deianira - ✦ Tell me something: @Deianirawbot
Mostrar másIrán123 638La categoría no está especificada
498
Suscriptores
+124 horas
+17 días
-1330 días
Archivo de publicaciones
495
میتونید بهم بگید خرافاتی, باشه.
از آدمی که برای تصمیمات زندگیش تاس میندازه چه انتظاری میره؟
495
من ازون آدمایی هستم که بی مناسبت کتاب حافظ رو از کتابخونهام برمیدارم و روحش و احظار میکنم تا به من بگه در آینده چی در انتظارم من هست.
495
I noticed you got hot in summer
You had no comfort
Your shirt was cotton
Your face was sunburned
You paced around like you’d been waiting
Waiting for something
Your world was burning and I stood watching
As I looked on the flames grew high
You watched me frown
I said “goodbye”
495
وقتی بچه بودم اینو دیدم. الان که فکر میکنم واقعا چیزهای جالبی رو دنبال میکردم، برای همینه الان که بزرگتر شدم انقدر عجیبغریبم.
495
مطمئنم اینو هیچکس ندیده.
اسم این فیلم Big eyes ساخته تیم برتونه.
یه زنی که نقاشی هایی با چشمان بزرگ میکشه و امضای کارهاشه. چون زنها در اون زمان نمیتونستن صاحب اثری باشند، همه نقاشی هاش به نام همسرش میشن..
495
میدونی وقتی بچه بودم کتاب چارلی و کارخانه شکلات سازی رو خونده بودم و بعدش فیلمشو دیدم و عاشق ویلی ونکا شدم
