Dia's Diary𖦹
Ir al canal en Telegram
Call me DIA⚝ I was born to tell stories, Deianira - ✦ Tell me something: @Deianirawbot
Mostrar másIrán132 217La categoría no está especificada
421
Suscriptores
+124 horas
-37 días
-1630 días
Archivo de publicaciones
421
این سفر از همینجا شروع شد و من به یکی از آرزوهایم رسیدم. خیلی زود گذشت؛ فرصت نکردم به تمام لحظههایش دل بسپارم. شاید همهٔ چیزهای قشنگ همینطور باشند. «کاش آرزوهای دیگر هم وقتی به آنها میرسم، به همین اندازه زیبا باشند..»
دینا ـ در اردیبهشت
421
هر چند که مهم نیست، خستهام و زیاد فکر میکنم. گوشهی دفتر یک سیب کشیدم، ولی نتوانستم آن را بخورم.
421
راننده ای فرتوت بود که ماشین قراضه اش راه صاف را مارپیچی میرفت. او گفت دوران شاهنشاه، رادیو رو که باز میکردیم گوگوش میخوند. یادش بخیر.
