«جریان🪦»
Ir al canal en Telegram
556
Suscriptores
+3124 horas
+977 días
+11630 días
Archivo de publicaciones
556
هربار که برق قطع میشه
دوباره بیشتر از تابستون متنفر میشم
و سه تا فوش جدید به تابستون فن ها میدم
لعنت به تابستون فن.
هرکیی دیس لایک کن تابستون فنه
556
سخت بود برای کسی که تمام روز یا سرکار بود یا باشگاه سخت بود خانه بشیند و به گذشتن ساعت ها نگاه کند به اینکه کی شب میشود کی صبح میشود
نمیدانم داشت به چی فکر میکرد به این زندگی؟ به زندگی که دوست داشت داشته باشد یا به دردش؟
یا به اینکه این روز ها کنارش بوده کی بهش زنگ میزند کی حالش رو میپرسد
نمیدانم از دور نگاهش میکردم و او در سکوت سحرگاه نشسته بود نسیم صبحگاهی میوزید و من اونو ترجیح دادم سکوت بین ما جاری باشد سکوت مطلق.
دوست داشتم بدانم به چی فکر میکرد
چه در سرش میگذشت
خانه گیر شدن واقعا سخت بود شاید تصورش ساده به نظر برسد اما واقعیت تلخ سختی داشت.
556
احساس میکنم خودمو گم کردم
نیاز دارم یه مدت تنها باشم
اگه پیامی سین نزدم یا جوابی ندادم
دلخور شید مشکلی ندارم.
556
نمیدونم مثلا چشم ها رو که باز میکردم
نروژ بودم و این ایرانی بودن فقط یه کابوس بود
خدا هستی میبینی اینارو و سکوت کردی
مرامتو شکر ناموصا
با گربه حرف میزنی یه میو میویی میکنه
یه ندا بده هستی میشنوی حداقل
اینکه صبح بیدار شی ولی خسته باشی خیلی بده خیلی بده.
