es
Feedback
سَــقـا | Saqa

سَــقـا | Saqa

Ir al canal en Telegram

-از‌حـُزنِ‌تـو‌دائمــا‌غَمیـنَم- | یاصـاحب‌بـرزخ‌مَـدد | 133 |

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
487
Suscriptores
+324 horas
+117 días
+3630 días
Archivo de publicaciones
روز دوم بر در این خانه روی آورده‌ام.. سائلش را مجتبی مهمان نوازی می‌کند./ ۱۱۸

آهی کشید زائر تازه‌ رسیده گفت : یادش‌ بخیر..، هفته‌‌ قبلی‌ کربلا حرم‌‌حسین‌‌‌ع

ای‌‌ صـٰـاحِـب‌ بود‌ و‌ هَست، عالــم‌ به‌ عـشق‌ تو‌ مَـست./ ۱۲۸ خدا میگفت به حیدر ببین چی آفریدم چه‌کیفی‌کردم‌‌وقتی‌صورتشو‌کشیدم/۱۳۳ @Saqa133

بیـٰا و تو رَقم بزن حال و احوالِ مرا؛ که خوش تر باشد حالم، باقلمِ تـو./معشوق‌رندان۱۳۳

سپری می‌شود این ظلم عدو می‌بازد.. می‌رسد آنکه خــداوند به او می‌نـٰـازد باشــد آن روز ببیــنند هــمه عـالمیان ؛ در بقیع‌حضرت‌حجت‌حرمی‌می‌سازد./العجل‌آقا ٥٩

قراره‌ سی‌شب‌ بیشتر به‌ یاد لبِ‌ عطشانت‌ باشم واشک بریزم عزیزدلم.../‌ هو‌ یاحسین‌ عطشان۱۲۸

دیگر دلتنگی هایم مخصوص شبِ جمعه نیست؛ روز به روز، لحظه به لحظه دلتنگ آمدنت هستم. مرا‌ببخش‌ اگر فکرم به سویی جز شما رهسپار می‌شود. #امام‌_زمانم

گمان کُنم که قراراسـت‌ بمیرَم، مُحَـرمت امسال؛ عَدو شود سَبب خیر اگر خدا خواهد../بُــکش‌مرا ۱۲۸

گفــتی کــه غمـت مدام بـاشد؛ بـاشد. جـز وصـلِ تــوام حـرام بـاشد؛ بـاشد خواهم به تو رخ به رخ سلامی بدهم گر مَـرگ در آن ســلام بــاشد؛ بــاشد. /‌هــو‌حسین‌۱۲۸

غُبــار ماتـم تو آبرو به من بخشید؛ به عــالمی ندهم این غُـبارِ ماتم را! /حسین‌جانم۱۲۸

کـی‌ میشه‌ بمــیرم‌ برات؟ مرده‌ و زندم فَـدات /۱۲۸ @Saqa133

قسم به نفس نوکرات وقتی از دلتنگی آه‌ میکشن،قسم به قلبشون که شکسته از دوریِ حرمت، قسم به شما که نوکرت نمیخواد آروم باشه برات! مینویسم این شبها از دلتنگی و افسردگی بعد از زیارت که مارو چه به سر رو زانوی شما گذاشتن ! ما همین که دق کنیم براتون از سرمونم زیاده آقای اباعبدلله... #به‌قلم‌مجنون

نفسش سخت گرفته ست، به آغوش بکش نـوکرِ خسـته ی رنـجورِ بــهم ریخته را /اربـاب حـسین۱۲۸

عاشقانی که مدام از فرجت می‌گفتند عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری../العـجل‌آقـا ۵۹

-به‌یادِ‌ابوفاضل‌های‌‌ِ #حسین‌آقا‌بختیاری
-به‌یادِ‌ابوفاضل‌های‌‌ِ #حسین‌آقا‌بختیاری

عاقلی را بکشان تا دم ایوان نجف، اگه از عـشـق تو دیوانه نـشد معجزه است./ابانا‌عـلی‌

من و انگور ضریحت عهد بستیم او مرا مست کند؛ ‌من‌فقط هو هو کشم.🍇/‌مستِ‌۱۱۰

در نجف بودیم و باز از او نجف میخواستیم، عقل حیران بود از آنچه عشق با ما میکند.../ مولا‌علی۱۱۰

-من‌اباالفـضل‌ع‌دارم،‌ بـیخیال‌غَـم

اشک می‌آمد به استقـبال من وقت وداع، سخت می‌لرزید در چشمان‌ِ من‌ تصویر‌ او!