ㅤcatharsıs ( rest )
Ir al canal en Telegram
ㅤㅤㅤㅤㅤmoa n engene ’s safe zone ㅤㅤㅤ ㅤ ࣪ ۪ 🐺 ! ! @woufebot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
532
Suscriptores
Sin datos24 horas
-97 días
+4030 días
Archivo de publicaciones
Repost from 𝖠𝗅𝗐𝖺𝗒𝗌➢7
+4
پسر در حال گیتار زدن بود که ناگهان صدای تقه ای شنید. "بیا تو" با باز شدن در،پسر قد بلندی بین در نمایان شد. "سلام شوگا هیونگ،امیدوارم مزاحمت نشده باشم" "سلام جی،نه بیا بشین" جی رو به روی پسر روی مبل نشست. "هیونگ،امروز اخرین روز تمرینمونه" "درسته جی،بیا شروع کنیم" ساعت ها با هم تمرین کردند تا اینکه گوشی پسر زنگ خورد. "بله هیسونگ" "جی بیا،فردا اجرا داری باید صبح بیدار شی" "باشه الان میام" بعد از قطع کردن گوشی رو به پسر کرد. "هیونگ ممنونم بابت تمرین،فردا بهترین خودمو میزارم" "فایتینگ" بعد از برداشتن گیتار،او را داخل کیف گذاشت و پسر رو به رو به بغل گرفت. بعد از رسیدن به طبقه بالا،به سمت اتاق خواب رفت و چشماش روی هم افتاد. روز اجرا رسید،نفس عمیقی کشید و به سمت سِن رفت.بعد از سی دقیقه،اجرا به پایان رسید.با تشویق طرفدارها لبخندی زد و تعظیم کوتاهی کرد. به سمت پشت صحنه رفت و شوگا رو دید،به سمتش رفت. "هیونگ ممنونم ازت همش به خاطر لطف تو بود" "من که کاری نکردم همش زحمات خودت بود،بهت افتخار میکنم" بلافاصله بعد از حرفش پسر رو محکم به بغل گرفت.мιηʝαу⚘
