936
Suscriptores
+224 horas
+147 días
+2230 días
Archivo de publicaciones
937
مرا روی قلبت بنویس
بنویس تا هرکس از کنارت رد شد
با هر تپشش بفهمد
که دوستت دارم
که دوستم داری
حتّی اگر فاصلهمان زیاد باشد،
937
زن ها را باید آهسته در آغوش کشید
آنها در زندگی
آنقدر برای رسیدن به عشق
انتظار کشیده اند
که تمام تنهایی تن شان
ترک برداشته است...
937
دستان مردانهات را به حریر ظریف
اندامم بکش
به عطش بیاور این نفسهای زنانهام را
بگذار در هم پیچ بخوریم
و از شوق هم
عرق عشق به تن هم هدیه
بدهیم
937
امشبم را پر کن از خاطرات
مست و غزلخوان در اغوشم کش
با احساست بنواز گلهای وحشی وجودم را
شراره چشمانت چه سوزان است وقتی در نگاه خمار ویران میشوم
نگاهت فاتح قلب و جانم است و سوزاننده ی وجودم
نوازشهای ناب
رقص بوسه های اتشین
دستانم را به گردش در می اورم در سرزمین هوس انگیزت
صخره ایی محکم و طغیانگر را لای انگشتانم حس میکنم
داغ و سرکش
حریص میشم برای کام گرفتن صخره ایی بهشتی
داغتر میشود با نوازش لب و زبانم
اخ
چه ناله هایی به گوش میرسد از هم نوازی دهانم با استواری میان اندامت
بی تابم میکند
برای صعود بر ارتفاعی هوس انگیز
937
پسره ﻣﻴﺮه ﺑﺪﻥ ﺳﺎﺯی ﺑﻪ ﺯﻧﺶ ﻣﻴﮕﻪ: میبینی ﭼﻪ ﺩﻳﻨﺎمیتی ﺷﺪﻡ؟
ﺯﻧﺶ ﻣﻴﮕﻪ : ﭼﻪ ﻓﺎﻳﺪه ، ﻭﻗﺘﯽ ﻓﺘﻴﻠﻪ ﺵ 3 ﺳﺎﻧﺘﻪ !
🤣🤣
