Dead poet society
Ir al canal en Telegram
نه صرفا برای موسیقی.
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
302
Suscriptores
+124 horas
Sin datos7 días
+1630 días
Archivo de publicaciones
دوای افسردگی و خمودگی، ابراز است.
خاموشیِ جان، مرگِ روح است.
ما همچون آبیم
انسان در ماهیت خویش با جریان همذات است
آب راکد، دیر یا زود میگندد.
انسان نیز چنین است: اگر حرفِ دل و
اندیشه و احساس از خویشتن پنهان کند و
مجال رهایی ندهد، کمکم گرفتار زوال میشود
ذرهذره در مردابِ راکدِ نفس خویش غرق میگردد،
بیخاطره، فراموششده از جهان.
پس شاید جاری شدن و جاری ساختن،
همان نجات یافتن است
چرا که ابراز، نه صرفاً تخلیهی روانی، بلکه
صورتِ وجودیِ آزادی است.
در حقیقت، بودنِ انسانی جز در پذیرشِ خویشتن
و حرکتِ سیالِ او تحقق نمییابد.
گریز در مبتلا شدن است و زیستن، گرفتار
حادثه شدن
ثبت، خلق، خشم، اشک و فریاد
مواجهه، پذیرش و جریان!
-توضیح واضحات
و ما آن جهنم نمادین شما را نه در وهم،که در عینیت بی پرده جهان دیدیم با چشمی که دیگر توان انکار نداشت و با روح عریان خویش فراتر از وجودمان تجربه کردیم.
چهل روز از کشتهشدن هزار آرزوی بچههای این خاک میگذرد.
شما از تاریخ عبور کردید و من ماندم با باری که نامش زندهبودن است.
جریان از خون پاک شماست است نه شعار ما.
آدمی در تنهایی خود با خلأ مواجه میشود و گاه همین مواجهه، تنها حقیقت زندگیاوست.
-توضیح واضحات
Hey, you Don't tell me there's no hope at all Together we stand, divided we fall
وقتی وضعیت زیست جمعی چنین تهی و بحرانزده است، آیا باید زیستن را بیهودگی؟
یا آن را آخرین امکانِ یافتن معنا در دلِ بیهودگی دانست
Repost from راه بیدار
وصیتنامه نفس کنکوری رو بخونیم، ۱۸ دی ماه با گلوله جنگی به گلویش پرکشید و رفت.
‘بنام خدای رنگین کمان’
سلام بچه های من! حالتون خوبه؟ با تمام وجودم امیدوارم همتون صحیح و سالم این نامه رو بخونین. اگه الان این متن رو دارید میخونین، یعنی من دیگه پیشتون نیستم.
امروز که 18 دی ماه 1404 عه، قراره شب بریم تا گرگان قیام کنه و اتیش دل مادرانِ پرواز اوکراین و 98 و 401 رو خاموش کنیم... با اتیشی که خودمون برپا میکنیم! خیلی هیجان دارم و چون اولین باره که وصیت نامه مینویسم بلد نیستم چی باید توش بگم، پس بداهه پردازی من رو ببخشید:)
امروز قول دادم به خودم فشار نیارم تا زخم هام خوب بشن اما اگر جلوی چشمام یکی از بچه هارو ببینم که اذیت میکنن نمیتونم اروم بگیرم پس اگر مُردم احتمالا دلیلش اینه:)
نبینم گریه کنینا! من حالم خوبه! من تصمیم گرفتم برم تا جزوی از خاک این کشور بشم.... ولی من رُز رو بیشتر از لاله دوست دارم، کاش از خون من رز در بیاد!
اگه جای قبرم رو میدونستین، لطفا برام گل بیارین... من گل خیلی دوست دارم:)
دلم میخواست همتون رو از نزدیک ببینم و بغل کنم و آزادی رو جشن بگیریم... اما اگه اون روز بدون من شروع شد، با تموم وجودتون شادی کنین، عشقتون رو ببوسین و یاد من رو نگه دارید:) من حالا پیش مهسا و نیکا و ساغر و بقیه حالم خوبه، شما هم لطفا حالتون خوب باشه، لطفا من رو فراموش نکنین و همیشه سعی کنین آدم های خوبی باشین...
تا پای جان برای ایران!
نفس..
@NameshunraSedaBezan
Repost from Byredo
از هرکسی که تریبونی داره، مهم نیست 10 نفر 100 نفر یا +1000 نفر میخوام این پست مهم رو شِیر کنه داخل چنلش و تا حد امکان صداشون باشید، صداشون رو به دنیا برسونید نادیده نگیرید و هرچقدر در توانتون هست کمک کنید
فقط ما میتونم صدای هم باشیم
لیست های بازداشتی ها، افراد در خطر اعدام و مفقودی ها برای ریتوییت :
لیست اول.
لیست دوم.
لیست سوم.
لیست چهارم.
لیست پنجم.
لیست ششم.
لیست هفتم.
لیست هشتم.
لیست نهم.
لیست دهم.نامشان را صدا بزن، صدای بی صدایان باش. نامشان را بخاطر بسپار.
Repost from نامها را به خاطر بسپار
۱۵۰۰. آنیلا ابوطالبیان ۸ ساله
۱۹ دی ۱۴۰۴ اصفهان
@RememberTheirNames
12 Études, Op. 25: No. 11 in A Minor "Winter Wind", Frédéric Chopin, Maurizio Pollini
