es
Feedback
زادهِ خیال…

زادهِ خیال…

Ir al canal en Telegram

از این‌که هر روز تکه‌ای از روحم را گم می‌کنم خسته‌ام...

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
285
Suscriptores
+3124 horas
+127 días
+3230 días
Archivo de publicaciones
صیادی و چندی‌است که صیدی نگرفتی؛ تو، دامی و من، دانه خورِ بی پر و بالت..

به خلوت خود گرفتارم… من به جهان چی کاری دارم…

کتاب: عیاض دوست دارم ای کتاب را بخوانم
کتاب: عیاض دوست دارم ای کتاب را بخوانم

لَا تَعْلَمُ أَيَّ أَيَّامٍ أَمُرُّ بِهَا، فَلَيْسَ لَكَ الْحَقُّ أَنْ تَحْكُمَ عَلَيَّ، وَلَا أَنْ تَتَصَرَّفَ مَعِيَ كَيْفَما شِئْتَ! نمی دانی چه روز هایی را دارم میگذرانم پس حق نداری قضاوتم کنی یا هر طور دلت خواست همراهم رفتار کنی!

و تلاوت آیات پاک اش تمام قلبم را از اندوه دور می‌کند
و تلاوت آیات پاک اش تمام قلبم را از اندوه دور می‌کند

گفت: چقدر زیبا شده‌ای! گفتم: بله! من آینهٔ‌ام، تو خودت را در من تماشا کرده‌ای! مریم_هنرمند ‎

Repost from N/a
از دلِ من، برای دلِ شما؛ یک نامه. 🤍
فور بزنید و جوین باشید.

امید به من بده که این زندگی را تحمل کنم…

حضرت موسی به پروردگار خود گفت: — پروردگارا، چه شکرگزاری سزاوار توست؟ خداوند پاسخ داد: — اینکه زبانت همیشه از یاد من تر باشد.»

چگونه از خداوند تشکر کنیم؟

#آرومــ_جونـــم امام غزالی رحمه اللّٰه ميفرمايد: هرگاه دیدی که خداوند دنیا را از تو گرفته و سختی‌ها و مشکلات تو زیاد شده بدان که تو نزد خداوند عزیز هستی و جایگاه ویژه‌ای داری و او تو را به مسیر اولیاء و پاکان میبرد و او تو را زیر نظر دارد مگر نشنیدی که خداوند میفرماید: در برابر حکم پروردگارت صبر کن، چون تو زیر نظر ما هستی

در سرم دختر پیر عصبی می‌رقصـــد شهر بر روی سر من عربی می‌رقصــد این جهان با همه دغدغه هایــش دارد روی یک جمجمه‌ی یک وجبی می‌رقصد

به کجا ها بَرَد این امید ما را.....!

غرق در رویاهای غم انگیز....!

Repost from حُبّ𖹭
میان تمام رفتن‌ها، دلم هنوز به سمت تو برمی‌گردد..

بر عکس هر بار که برای هر درد اش لبخند میزد اینبار دیگر لبخند نزد.... خسته شده بود خسته گی که جسم‌اش را نابود کرده بود و رسیده بود به استخوان هایش به همین خاطر اشک ریخت گریه کرد برای تمام درد هایش صدای گریه اش آرام که نمی شد هیچ هر دقیقه بلندتر هم میشد گویا هر درد اش که یادش می آمد میخواست بیشتر اشک بریزد و صدایش را بلند ببرد تا شاید حداقل برای چند دقیقه آن همه درد رهایش کنند یا شاید بتواند خواب آرامی داشته باشد یا برای یکبار در زندگی نفس آرامی بکشد. #شاهدخت_دورگه

Repost from N/a
گفتم: پروردگارا خسته‌ام به این زیبایی جواب داد: از رحمت خدا ناامید نشوید؛ زیرا رحمت من - از تمام گناهانت بزرگ‌تر است.

سم یعنی خاطرات…

و ما وابسته به چیزی‌های شدیم، که با ما تعلق نداشت…