es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

ʟᴀsᴛ ɴɪɢʜᴛ

ʟᴀsᴛ ɴɪɢʜᴛ

Ir al canal en Telegram

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
183
Suscriptores
-124 horas
-47 días
-3430 días

Cargando datos

Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
oct '26
octubre '260
en 0 canales
septiembre '26
+122
en 1 canales
Get PRO
agosto '260
en 2 canales
Get PRO
julio '26
+105
en 3 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
16 octubre0
15 octubre0
14 octubre0
13 octubre0
12 octubre0
11 octubre0
10 octubre0
09 octubre0
08 octubre0
07 octubre0
06 octubre0
05 octubre0
04 octubre0
03 octubre0
02 octubre0
01 octubre0
Publicaciones del Canal
تو فقط می‌خواستی سرگرم شوی؛ من گمان کردم عاشق شده‌ای. هر خنده‌ات را نشانهٔ ماندن گرفتم، هر آغوشت را نشانهٔ زیستن در کنار هم. غافل از آنکه در این میانه، من عروسکی بیش نبودم. تا وقتی خوش می‌گذشت، کنارم ماندی؛ و چون خسته شدی، بی‌خداحافظی رفتی. نه شبی به خاطر من بیدار ماندی، نه وجدانت یک بار به من فکر کرد و نه ذره‌ای احساستت تکان خورد.. زندگی‌ات را از سر گرفتی، مثل کسی که هرگز کسی را نیازرده و نشکسته باشد! من ماندم و روانی که هر شب تمام روحم را می‌خورد، اما کسی صدایش را نمی‌شنود. تو رفتی و سالم ماندی؛ من هنوز.. هنوز هم تاوان این بازی را می‌دهم. ( روزی ز خواب غفلت بیدار می‌شوی و داغِ این زخم را می‌چشی من اما تا همیشه، زیر لب، دعا می‌کنم که این جام را نچشی ).
MLD🖊
#دست_نوشته

2
تو فقط می‌خواستی سرگرم شوی؛ من گمان کردم عاشق شده‌ای. هر خنده‌ات را نشانهٔ ماندن گرفتم، هر آغوشت را نشانهٔ زیستن در کنار هم. غافل از آنکه در این میانه، من عروسکی بیش نبودم. تا وقتی خوش می‌گذشت، کنارم ماندی؛ و چون خسته شدی، بی‌خداحافظی رفتی. نه شبی به خاطر من بیدار ماندی، نه وجدانت یک بار به من فکر کرد و نه ذره‌ای تکان خوردی.. زندگی‌ات را از سر گرفتی، مثل کسی که هرگز کسی را نیازرده و نشکسته باشد! من ماندم و روانی که هر شب تمام روحم را می‌خورد، اما کسی صدایش را نمی‌شنود. تو رفتی و سالم ماندی؛ من هنوز.. هنوز هم تاوان این بازی را می‌دهم. و این شعر را برای تو می نویسم.. ( روزی ز خواب غفلت بیدار می‌شوی و داغِ این زخم را می‌چشی من اما تا همیشه، زیر لب، دعا می‌کنم که این جام را نچشی ). MLD🖊
9
3
اینجا فعالیت کمتر میشه @imovie_Mld بیاید اینور
67
4
نوشته بود: تابستان به ایستگاه اخرش رسید، اما سوز آن زمستان دردناک هنوز با ماست .
134
5
و اما هر بار که صحبتی ازت شد بغضم را قورت دادم و یه نیم نفسی کشیدم ؛ MLD🖊
6
6
( بهای دوست داشتنت ) آن شب همه چیز شبیه بغضی در گلو بود؛ مانند سکوتی پر از فریاد .. فکر نمی‌کردم بتوان با چشم‌هایی پر از احساس به کسی نگاه کرد، اما درونت هیچ احساسی نسبت به او شکل نگرفته باشد . دلتنگی برای تو نمی‌دانم درست است یا غلط اما هر از گاهی با خودم می‌گویم اگر برگردد، محکم‌تر از قبل بغلش خواهم کرد یا بیشتر از قبل نگاهش خواهم کرد :)! نمی‌دانم بین عشق و نفرت گیر افتاده‌ام هر سمتی که بروم آخرش به تو ختم می‌شود اگر نفرت را انتخاب کنم: تا ابد نفرتی از تو به دل دارم اما حتی در همین نفرت هم نمی‌خواهم آسیبی به تو برسد. و اگر عشق را انتخاب کنم: تا ابد عشقی در سینه‌ام دارم که نه می‌توانم با تو قسمت اش کنم و نه می‌توانم این همه دلتنگی را به دوش بکشم. بعضی شب‌ها با خودم فکر می‌کنم اگر تو هم روزی همین احساسی را که من دارم تجربه می‌کردی،می‌توانستی دوام بیاوری؟ اما همان لحظه جرقه‌ای در ذهنم می‌زند که نه.. او نباید این‌قدر اذیت شود، او برای این همه اذیت و آزار شدن، زیادی حیف است . ••• این زمستان دو اتفاق را برای من رقم زد که هر دو از غمگین‌ترین اتفاق‌های زندگی‌ام بودند; نمی‌دانم برای معشوقه‌ای که دیگر ندارمش و حالا به سوی دیگری قدم برداشته است بگریم، یا برای جوان‌های این سرزمین که بی‌گناه از دست رفتند ؟:).. تو را نمی‌دانم در کدام بخش از خاطراتم نگه دارم؛ در خاطراتی که: مرا غمگین کردند و آزردند، یا در خاطراتی که: باعث شدند خنده روی لب‌هایم بنشیند و بعد از سال‌ها، برای اولین بار خودِ واقعی‌ام را ببینم! تو توانستی به من درس‌هایی بدهی که در هیچ کتاب و مکتبی پیدا نمی‌شوند. درس‌هایی که هر کدامشان زخمی به جا گذاشتند و مرا کمی بیشتر با واقعیت زندگی آشنا کردند تو به من یاد دادی.. اگر کسی دوستم داشته باشد و قدمی به سویم بردارد، دیگر به راحتی باورش نکنم تو به من یاد دادی.. اگر کسی برای من اشک بریزد، مرا در آغوش بگیرد و زیر لب بگوید «مرا ترک نکن»، حتی اگر خودش قبل‌تر گفته باشد «برو»، باز هم نمی‌توانم به حرف‌هایش اعتماد کنم . آری،با تو درس‌هایی از زندگی را پاس کردم که بهایشان شکستن قلبم بود . اما شاید تلخ‌ترین قسمت ماجرا همین باشد اینکه تو فقط از زندگی‌ام نرفتی، بلکه چیزی را هم با خودت بردی که نمی‌دانم دوباره چطور باید پیدایش کنم:) اعتمادم را به آدمی که می‌گوید «دوستت دارم». MLD🖊
160
7
اگه میخوای تو زندگیت جفت شیش بیاری باید زیاد تاس بریزی..
71
8
دیگه حوصلمو سر نبر..
7
9
GTA 6🔥🎮
GTA 6🔥🎮
83
10
sticker.webp
84
11
من نمیتونم برم ولی برو تو نمیگیره کسی جلوتو
72
12
تو نمیدونی چی اومده سرم هی، بهم همش زدی صدمه
74
13
برای تو غریبه ی آشنا: من برای ماندنت نجنگیدم، چون عشق را نمیتوان گدایی کرد. من تنها از جایی کنار کشیدم که ارزش ماندنم را نمی دانستند .. شاید روزی در خلوت خود خود را میان شلوغی جهان تنها احساس کردی با خودت بگوئی:« چطور از کنار کسی گذشتم که فقط می خواست کنارم بماند؟»
75
14
ازت خیلی عصبانیو، خیلی تیره و تارم .
77
15
من ازت خیلی توقع داشتمو ، خیلی عقب موندی ؛
75
16
قتل عمد که پلی میشه تازه میفهمی اونقدرا هم مووان نکردی:)
59
17
Mensaje de video
71
18
The end of emotions is near؛+1
The end of emotions is near؛
76
19
sticker.webp
65
20
منکه گفتم دوس ندارم تو یه نفر دروغگو خیانتکار باشی؛ نباید میذاشتی تصویرت انقدر برای من خراب شه .
65