es
Feedback
آوای محبوب

آوای محبوب

Ir al canal en Telegram

برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
276
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
+1630 días
Archivo de publicaciones
وقتی باهات قهر کرده برو بهش بگو : چطوریه که حتی غصه ی نبودنت قشنگتر از بودن بقیه اس؟ #دست_به_نقد

اگه دلتنگشی و ازت دور شده بهش بگو : کجایی ماهی آرام در آغوش اقیانوس؟ به من برگرد! این دریای غم لبریز دلتنگی است... #سجاد_سامانی #دست_به_نقد

یه روز تعطیل که هوا سرد و برفی هم باشه... آش می‌چسبه 😊 📷محبوب
یه روز تعطیل که هوا سرد و برفی هم باشه... آش می‌چسبه 😊 📷محبوب

نام اثر : سایه ی پدر
نام اثر : سایه ی پدر

بی سبب درد که هم‌قافیه با مرد نشد! #سید_تقی_سیدی روزتون مبارک

بیست و یک سال است که دلتنگ دستهای توام

تو صبر رو تعریف نکردی دونه دونه از لای به لای موهات تعریف شد غم و غصه هاتو داد نزدی فقط عمیق تر نفس کشیدی؛ دردتو بروز ندادی فقط خط بین ابروهات هی عمیق تر شد ؛ هر جا دلت شکست فقط به یه نقطه ی نا معلوم خیره شدی و گلایه نکردی ؛ هر جا فشار زندگی بیشتر شد تو صدات در نیومد فقط دندوناتو رو هم فشار دادی و تماااام اینا... "یعنی پدر" #محبوب

لا تكنْ مع شخص اختارك لانهُ وحيدْ كُنْ مع شخصٍ اختارَ اَنْ يكون معكْ من بين الجميعْ با كسى كه تو را برمى گزيند چون تنهاست، نمان! با كسى باش كه از بين همه ؛ انتخاب كرد كه با تو باشد… #عربیجات

ترکیب برف و مه🌨 صدای یه پرنده هم میاد😊 من دقت کردم این پرنده تو همه ی فصلها اینجاست چقد دلم میخواست بیشتر بمونم تو بالکن ولی خب سرده ❄️⛄️☃️

اگه دلتنگ صبح بخیر گفتنشی بهش بگو : گنجشک و هوای پاک نم نم دارم صبحانه ی شعر و چایی دم دارم لبخند بزن پنجره ها را وا کن یک صبح بخیر این وسط کم دارم #شهراد_میدری #دست_به_نقد

صبحتون باصفا
صبحتون باصفا

دستم را بفشاری واژه می‌بارد و شعر می‌چکد دستت را بفشارم پنج شیشه عطر کف دستم می‌شکند. #لطیف_هلمت

پدرها حرفهای نامفهومی می زنند؛ سپس روزگار آن را برای ما توضیح می دهد. #روز_پدر

صدا شد صدایش نمِ صبحدم داشت زنی که گلوگاهِ او زنگِ غم داشت زنی کالبد‌یخْ زنی روحِ ‌آتش... که در سینه‌اش کوره‌ی آه و دَم داشت زنی بادشکل و زنی ریشه در خاک که بر شاخه‌اش میوه‌ای از عَدم داشت صدا شد صدا در دل دشت پیچید صدا نی به نی در نفیرش اَلم داشت... ـ چنین زن که در من به زاری نشسته غروری بلند و غمی محتشم داشت ندیمانِ چشمش پری‌زاده ‌مردم که هر غمزه‌ی او هزاران خَدم داشت زنی سِتر جان و زنی پرکرشمه که در قلبِ دلدادگانش حرم داشت به جولان زنی رام و آمُخته، اما میانِ دلش گله‌‌ای اسبِ رَم داشت... کسی آمد از سمتِ کوهی مقدس که در دست‌هایش دوات و قلم داشت چه نَفسِ نفیسی، عجب خوشنویسی که تحریرِ هر سطر او پیچ و خم داشت مرا ریخت بر کاغذِ ابر و بادش مرا داد بر باد و چشمانِ نم داشت شدم نقشِ دستِ چلیپا‌نویسش که قلبِ هنرمندِ او عشق کم داشت به قلم #سیده_تکتم_حسینی صدا #محبوب

غم، آدم را از درون می‌جود، بی‌آنکه نشان دهد. آدم را می‌خورد، تمام می‌کند، بعد، آدم مثل پوست خالی می‌افتد کنار زندگی. #یک_تکه_کتاب #کلیدر #محمود_دولت_آبادی غروبتون بی غم

ساعت های عمرم... دق کردند ؛ و نیامدی #محبوب #تصویر_نوشت
ساعت های عمرم... دق کردند ؛ و نیامدی #محبوب #تصویر_نوشت

‌‌صبح یعنی که شراب از لب تو مست شود صبح یعنـی تــو بیــــایــی، غــــم عــالــم برود #مریم_رضا‌_حامی

تو مگر در به دری خانه نداری ای بغض؟! همه شب سرزده مهمـان گلویم هستی #اسماعیل_ساسانی

از تو شبـی جا ما‌نده در من که صبـح نخواهد شد...