es
Feedback
آوای محبوب

آوای محبوب

Ir al canal en Telegram

برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
276
Suscriptores
+224 horas
-17 días
+1730 días
Archivo de publicaciones
باد دلتنگ آخر شهریور بودی؛ دفعتا آمدی لباس‌های پشمی را در گنجه جُستی و چون خزان از ساق‌هایم بالا خزیدی رنگ دنیایم را عوض کردی همه چیزم را به باد دادی و خیلی زود در اولین برف گم شدی رهایم کردی چون دبستان متروکه‌ای که شیشه‌هایش را سنگ زده باشند... #جواد_گنجعلی

گر چه پاییزِ دلم خاکستری‌ ست واژه‌هایِ پر تَبم ، اُخرایی‌اند… #محبوبه_یوسفی
گر چه پاییزِ دلم خاکستری‌ ست واژه‌هایِ پر تَبم ، اُخرایی‌اند… #محبوبه_یوسفی

شاعرت در خلوتش پوسید اما بی‌خیالی لااقل شعر جدیدی، صبحتی، حرفی، سوالی دست بالا کردنی، شوقی، نگاهی، گفت‌وگویی نامه‌ای، پیغام کوتاهی، هیاهویی، مجالی فرصتی، جایی، زمانی، خلوتی، اُنسی، سلامی بوسه‌ای، ابراز لطفی، گریه‌ای، شوقی، ملالی هدیه‌ای، شاخه‌گلی، بوسی، کناری، نیشخندی طعنه‌ای، حرف درشتی، ناسزایی، داد و قالی شاعر دیوانه! بس کن، خاطرش را رنجه کردی لحظه ای ساکت اگر باشی نمی‌گویند لالی! قلم #عباس_تافته صدا #محبوبه_یوسفی

با طلای سُرخِ لبهای ظریفت سالهاست رونق بازار را از قائنات انداختی... #غلامرضا_رنجبری
با طلای سُرخِ لبهای ظریفت سالهاست رونق بازار را از قائنات انداختی... #غلامرضا_رنجبری

https://t.me/zarzaeferan 《زر زعفران قائنات》 بیاید از این شاعر زعفرونیِ سر پرست خانوار حمایت می کنیم گوینده : #محبوبه_یوسفی #تبلیغ

زعفران یعنی رنگِ خودِ زندگی😊 📷محبوب
زعفران یعنی رنگِ خودِ زندگی😊 📷محبوب

زن ها...
زن ها...

گیرم که به هر حال مرا برده‌ای از یاد گیرم که زمان خاطره‌ها را به فنا داد گیرم نه تو گفتی ... نه شنیدی ... نه تو بودی ... آن عاشق دیوانه که صد نامه فرستاد با آن همه دلبستگی و عشق چه کردی یک بار دلت یاد من خسته نیفتاد یعنی به همین راحتی از عشق گذشتی یک ذره دلت تنگ نشد خانه‌ات اباد این بود جواب من دل خسته‌ی عاشق شیرین رقیبان شده‌ای از لج فرهاد باشد گله‌ای نیست خدا پشت و پناهت احوال خودت خوب دمت گرم دلت شاد به قلم #محمد_رضا_نظری صدا #محبوبه_یوسفی

بچه‌ها !!! بیاین ببرمتون یه جای قشنگ😌

عصر پنج شنبه تون دلپذیر
عصر پنج شنبه تون دلپذیر

ازون قریای قشنگه هاااا ازونا که اگه حوصله داشته باشید حتما باهاش قر میدین اگه حوصله هم نداشته باشید یا اهل قر نباشید هم خوب که گوش می‌کنید انگار دارید یه صحنه از نواختن ساز نی و ضرب و تار (تار باید باشه فکنم) و رقص رو می‌بینید خوب که محوش میشی انگار آهنگها دارن با هم پچ پچ می‌کنن گاهی آروم گاهی کمی بلندتر انگار یکی از سازها یه چیزی میگه بعد اون یکی ساز جوابشو میده همیشه موسیقی رو دوست داشتم

#بی_سخن

با یه آهنگ قری چطورید؟😌

حالا چرا علف ؟ منزوی در این مصرع خیلی شیک داره میگه: معشوق من سَبزَس (رنگ پوستش منظورشه)!!! دِ آخه تعبیر ازاین قشنگتر!؟ اینه تفاوت یک متن ساده و چیزی که ما بهش می‌گیم «شعر» یعنی شاعر نمیاد بگه: معشوق من تو سبزه‌ای!!! میاد میگه: 《عریان شدی و عطر علف زد》

عریان شدی و عطر علف زد شب یکّه خورد و ماه کلَف زد تا صبح ماسه بشکفد از گل بوی تنت به خواب صدف زد #حسین_منزوی

گفتم "عطر علف" یاد یه چیزی افتادم...

صبحتون سبز صبحتون باصفا صبحتون مه و جنگل صبحتون صدای پرنده صبحتون عطر علف صبحتون بوی خاک بارون خورده

ما ساکنان گوشه ی غمگین عالمیم اما هنوز به طلوع سلام می‌دهیم

ما ساکنان گوشه ی غمگین عالمین اما هنوز به طلوع سلام می‌دهیم