دمــی اَزْ موتِ فرضي🫁
Ir al canal en Telegram
همچی روآله جز مغزم وی دختری از دیارِ شمآل با دمی عمیق برای زیستن…🕊️🫰🏼 آدمیزاد حتی از درون مرده باشه باز هم امید داره و میخنده🪂 📩 t.me/BluChtBot?start=61a7ad01b9ddaa898949 لینک ناشناس 🫂❤️
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
353
Suscriptores
+1424 horas
+357 días
+8630 días
Archivo de publicaciones
Repost from 𝗟𝗬𝗥𝗜𝗙𝗬
تو ممکنه که از ناراحتیِ دوستت غمگین بشی، این کار آسونیه، اما اینکه بتونی از موفقیتِ دوستت از ته دل خوشحال بشی، به سلامت روان، شخصیت بالغ و عزت نفس بالا نیاز داره.
اینم دوست دارم بنویسم اینجا
یکی از آرزو هام اینه بابا و مامانو تو لباس احرام و کنار خانهٔ خدا ببینم🥺🥺
همیشه با خودم میگم
بابا دلش برای حاجی بابا تنگ میشه چیکار میکنه؟!
هیچوقت بغض و گریه های بابا رو یادم نمیره
چقدر تعداد موهای سفید سرش بعد فوت پدرش بیشتر شد
چقدر شکسته شد
و
چقدر کوله بارش سنگین تر
هیچوقت هیچوقت فراموشش نمیکنم
بزرگترین افتخارم این بوده که نوهٔ همچین مرد بزرگی ام
و پدرم پسرشه🥲
این روز ها بیشتر از همیشه به حاجی بابام فکر میکنم
شب ها بعد نبودنش واسم شده ور از کابوس
تا به این سن هیچگونه حسرتی نزاشتم تو دلم بمونه
هرچیزیو خواستم بدست اوردم
هرکاری که بوده انجام دادم
فردای روز مردنم چیزی برای گفتن حسرت ندارم
اصلا چیزی نیست که بگم
ولی
اگه کنسرت علیرضا قربانی نرم و بمیرم
میشه حسرت ام
و از این حسرتم میگم
همین….
مادر علی تو سریال یادآوری
گفت:
هیچ اتفاقی بدون اذن خدا نیست
بدون خواست او هیچ برگی از درخت نمیوفته
سارا امروز یه متن گذاشته استوری
حیفم میاد نگم
«چه ميدونم...
دلم ميخواست يه جايى بودم ؛ بايه كوكتل خنك تو دستم!
روى شناى داغ قدم ميزدم ...
صداى موج ميومد ...
باد ميرفت لاى موهام و هيچ دغدغه ديگه اى نداشتم...!»
همیقدر بجا
دلبخواه
و….
@saranaeijii
