𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐋𝐚𝐝𝐲🦢
Ir al canal en Telegram
-سَر میدَم آوازِ قو- 𝙲𝚘𝚗𝚝𝚊𝚌𝚝 𝚖𝚎📨: @iamatiyebot
Mostrar másIrán203 903La categoría no está especificada
307
Suscriptores
+124 horas
+977 días
+9030 días
Archivo de publicaciones
305
از فردا تا یک ماه فقط استرس و اظطراب دارم بخاطر یسری از مشکلات
خدا به داد معدم، موهام،سرم،مچ دستم و قلبم برسه...:)
305
واقعا شرمندتونم بچه ها که شما رفتید زیر خاک و من اینجا موندم:)
تا عمر دارم من یکی شرمندتونم.
6 ماه از دی ماه گذشت.
از اون دو شبِ سخت و طولانی
از اون ماهِ سخت که تا تموم شه به اندازه ده سال گذشت و هممونو پیر کرد.
هنوزم اون شب و یادمه
اولش با کلی ذوق که اون جمعیت و دیدم و باورم نمیشد
هرچی جلوتر میرفتیم و شروع به شعار دادن میکردیم
آتیش درونم روشن تر میشد
وقتی جلوی اون حرومزاده ها بودیم و اونا مارو با گاز اشک آور عقب میکشوندن،ولی ما قوی تر از این حرفت بودیم ما متحد بودیم و شجاع،ما دست خالی جنگیدیم.
یادمِ سوزشِ چشم و ریه و گلوم هام بخاطر گاز اشک آور و...
زخمای رو پاهام و ساچمه های که وقتی به بدنم خورد باعث شد بیشتر به راهم ادامه بدم.
شعارای که میدادیم و همه یک صدا فریاد میزدیم «جاوید شاه»
یادمه انقدر چشم مسوخت که به یکی از کسایی که کنارم بود گفتم داداش میشه یه کم دود سیگارو بزنی تو چشمم:)
امیدوارم حالش خوب باشه.
یادم نمیره وقتی قشنگ صف جلو بودم و مامانم منو عقب میکشید ولی من هلش میدادم میگفتم برو عقب مامان ولم کن..
یادم نمیره اون پسری که گفت ما باید بریم جلو آبجی شما عقب بمون:)
هیچ کدوم از اون لحظات و یادم نمیره هیچ وقت و الان با خیابونا غریبهام
چون هروقت میرم اونجا یادم میاد،یادم میاد و یادم میاد...
6 ماه گذشت و هنوز نمیتونم از اون دوشب بیرون بیام و نمیام
شاید بخندم شاید زندگی کنم شاید بیرون برم اما اون دوشب تو ذهنم میمونه تا ابد.
همه میگن چرا اون آتی قبل نیستی
چون اون آتی قبل تو اون دو شب مرد ولی هنوز چال نشده💔..
305
وقتی به اون همه جوون نگاه میکنم میبینم چقدر امید و عشق به زندگی داشتن ولی سهمشون گلوله شد،میبینم من در مقابلشون هیچی نیستم.
