es
Feedback
تردید|مصور رحیمی

تردید|مصور رحیمی

Ir al canal en Telegram

در اینستاگرام: https://www.instagram.com/msawirrhimie/ واتساپ: +93781841597

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
227
Suscriptores
+124 horas
-47 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
من این راه دراز را آمدم که تو را ببینم زمین شخم‌زده را دیده‌ام پاره خشت و ماه بریده را دیده‌ام شگفت‌ کودکان و پایمان علف‌ها را دیده‌ام سایه‌بانی خاک و شعله‌ی آه را دیده‌ام باد را دیده‌ام و تو را ندیدم. -شمس لنگرودی، جشن ناپیدا

شاعری آنگشت فروش اگر نتوانستم زیباترین شعر دنیا را برای تو بگویم انگشتانم را می‎‌فروشم به شاعری که زاده نشده است هنوز #تردید

می‌نویسم تا دچار فروپاشی روانی نشوم. #تردید

فهرست‌ رمان‌های محبوب من برای دوستانِ هم‌ذوق| بخش دوم ۱. همنوایی شبانه‌ی ارکستر چوب‌ها از رضا قاسمی ۲. ملکوت از بهرام صادقی ۳. شازده احتجاب از هوشنگ گلشیری ۴. فیل در تاریکی از قاسم هاشمی‌نژآد ۵. دایی جان ناپلئون از ایرج پزشک‌زاد ۶. جای خالی سلوچ از محمود دولت‌آبادی ۷. آزاده خانم و نویسنده‌اش از رضا براهنی ۸. به صیغه اول شخص مفرد از مشهید امیرشاهی ۹. نفرین زمین از جلال‌ آل‌احمد ۱۰. بوف کور از صادق هدایت

معلم ادبیات مرا تحقیر می‌کرد و می‌گفت: برای نویسنده شدن نبوغ لازم است. امروز جواد مجابی می‌گوید برای نویسنده نبوغ لازم نیست بلکه خواننده لازم است. اما من در عنفوان جوانی دریافتم که برای نویسنده شدن فقط کاغذ و قلم لازم است. -هادی خرسندی

غزل غزل غزل شهریار مندنی‌پور جایی گفته بود «ادبیات افغانستان ساده است، بنیانش را روی سادگی بنا کرده‌اند». گمانم کوفتگیِ ما از سر همین ترس از خطر کردن‌مان باشد، حال آنکه هنر یعنی خطر کردن. دیری است در عالم قالبات سنتی کوفته می‌شویم و به لب رسیده است کلیشه. راه تنفس را گرفته است کلیشه. تازه فقط واصف باختری در میان شاعران اندک جسارت خطر کردن را در خود داشت، وگرنه کو شاعر و نویسنده‌ای خطرساز؟ هزار سال درگیر یک فرم‌ایم و سیر نمی‌شویم از همین یک فرم ماسیده و مالیده‌مان، یعنی غزل. حال آنکه شاعر پیوسته چیز تازه دارد، نه غزل غزل غزل. که یعنی شاعر کلیشه‌گریز، شاعر جسور و خطرآفرین است. #تردید

صد بیابان را که خشکی از لب خشکم گرفت سر به سر زین بحر پر خونم مصور یافتم در تعجب مانده‌ام از قطره‌های چشم خویش زانکه در هر قطره صد بحر مضمر یافتم -عطار

ایییییی هرکسی من را از نزدیک دیده باشد میداند که من مدام بیمار می‌شوم. تقریبن یکی دو هفته در میان من حتمن سرما می‌خورم. فصل گرم و فصل سرد هم ندارد. من مدام سرماخوردگی دارم. داکتر می‌گوید سیستم ایمنی ضعیف بدن و البته کم خابی و در مواردی هم بی‌خابی حاد، دلیل اصلی این گرفتاری است. اما این گفته‌ای داکتر از چند جهت بی‌مورد است: اولن اینکه من لیمو زیاد خورده‌ام. دومن اینکه من بی‌خاب نیستم. خیلی هم خوش‌خابم. سر ساعت 10 شب می‌خابم و جام جهانی هم اصلن برام مهم نیست. پس لابود مشکل کلن از سر من است که این همه نازک نارنجی شده. ایییی می‌گویم از این سرماخوردگی. عن تو سرما خوردگی. بیزارم از سرماخوردگی. #تردید

تاریخ 12 می 2020 نیروهای ویژه افغانستان در حال تخلیه‌ی نوزادان از بیمارستانی که به آن حمله‌‌ای تروریستی شده است. #تصورنوشت
تاریخ 12 می 2020 نیروهای ویژه افغانستان در حال تخلیه‌ی نوزادان از بیمارستانی که به آن حمله‌‌ای تروریستی شده است. #تصورنوشت

💫 «اگر بعد از خواندن یک شعر جهان برای بیست و چهار ساعت شبیه آن شعر شود یا بیشتر مرا مطمئن می‌کند که شعر خوبی بوده است همین ب
💫 «اگر بعد از خواندن یک شعر جهان برای بیست و چهار ساعت شبیه آن شعر شود یا بیشتر مرا مطمئن می‌کند که شعر خوبی بوده است همین بر نقاشی هم صدق می‌کند» -الیزابت بیشاپ، ترجمه‌ی زیبا کرباسی ✅ برای نوشتن گزارش نیک امروز روی پیوند زیر کلیک کنید: ⬇️ shahinkalantari.com/gozaresh-51

یکی از مهارت‌های مهم فیلسوف این است که خود را با پرسش‌هایی که به او مربوط نمی‌شوند درگیر نکند. -لودویگ ویتگنشتاین
یکی از مهارت‌های مهم فیلسوف این است که خود را با پرسش‌هایی که به او مربوط نمی‌شوند درگیر نکند. -لودویگ ویتگنشتاین

نوشتن همیشه با توست در میان ظلمات، در میان بی‌عدالتی‌ها، در میان ناامیدی‌ها، نوشتن یگانه امید و تنها امید من است.   #تردید

روزگفتار پنجم| هنر برای هنر

به دلیل بیماری امشب هیچ‌ پستی آپلود نخاهد شد. معذرت می‌خاهم.

«دستور زبان فارسی» وحی الهی نیست و شکستنش هم توهین به مقدسات نیست. استادان گرامی «زبان و ادبیات فارسی دری» لطفن هرکجا دیدید کسی خاهش را «خاهش» نوشته، آن را فحش مادری به حساب نیاورید.

تصویر گرفته شده توسط گروهبان ساموئل رویز از سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده به تاریخ 20 اوت 2021 کابل افغانستان.
تصویر گرفته شده توسط گروهبان ساموئل رویز از سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده به تاریخ 20 اوت 2021 کابل افغانستان.

که دوست دارد با من در سایت سایت لیچس شطرنج بازی کند؟ اینجا مسج بگذار: https://t.me/Msawir

حتی اگر در مسیر درستی هم باشی؛ اگر حرکت نکنی تو را زیر خواهند گرفت! -مارتین هایدگر
حتی اگر در مسیر درستی هم باشی؛ اگر حرکت نکنی تو را زیر خواهند گرفت! -مارتین هایدگر

مرد ترمینال مهران کریمی ناصری ترجمه‌ی مصور رحیمی فصل اول ۲۳ می ۲۰۰۴ روی نیمکت سرخ‌رنگِ وسط فرودگاه شارل دو گل، جای در «بای‌بای بار»، نشسته‌ام و انتظار رفتن را می‌کشم. انتظار گرین‌کارت را که بتوانم به آمریکا بروم. انتظار پاسپورت را که بتوانم به انگلستان پناهنده شوم. انتظار سندی را می‌کشم که بتوانم به هر جایی از این کرهٔ خاکی که دلم می‌خواهد بروم و سدی در راهم نباشد. پانزده سال می‌شود که اینجا گیر کرده‌ام. پانزده سال می‌شود که اینجا زندگی می‌کنم، اینجا نفس می‌کشم و انتظار رفتن را می‌کشم. فرودگاه شارل دو گل سی کیلومتر با شهر پاریس فاصله دارد. نیمکت سرخ‌رنگ هم در طبقهٔ پایینی ترمینال، روی یک تختهٔ کانکریتی ساخته‌شده در دههٔ شصت میلادی، به شکل دونات، به دور خود حلقه زده و پیچیده است. پشت نیمکت من پنجرهٔ بزرگ شیشه‌ای‌ای است که از آن می‌شود حیاط ترمینال را نگاه کرد. قبلن در حیاط فوارهٔ آبی بود که هجده ساعت در روز آب‌پاشی می‌کرد. بدی‌اش این بود که آبش مدام کثیف می‌شد. برای همین، چند ماه پیش آن را برداشتند و جایش باغچه‌ای کاشتند پر از درختان نخل و کاج‌های کریسمسی. نمی‌دانم این باغچه می‌ماند یا نه. من که باغچه را به فوارهٔ آب ترجیح می‌دهم. سر و صدایش کم است و خوابیدن راحت‌تر است. بالای باغچه هم راهروهای نقره‌ای به سوی آسمان می‌روند و مسافران را به سمت هواپیماهایی می‌برند که در اطراف ترمینال نشسته‌اند و انتظار مسافران را می‌کشند. از اینجا می‌توانی به هر کجای دنیا که دلت می‌خواهد بروی. سیستم اعلامیهٔ فرودگاه به مسافران یادآوری می‌کند که همیشه وسایل شخصی خود را به همراه داشته باشند. ادامه دارد... #تردید

ادبیات متعهد یا هنر برای هنر؟
Anonymous voting