پرنسسِبابام.
Ir al canal en Telegram
نیاز به تأیید هیچکس ندارم، بابام گفته همیشه حق بامنه. من؟ علیاحضرت شاهزاده والامقام پرنسس فاطمه سادات خانوم.🎀
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
297
Suscriptores
Sin datos24 horas
+97 días
+930 días
Archivo de publicaciones
به مناسبت روزِ آشتی کردن با بوس میخوام با بابام قهرکنم و دلیل قانع کنندهای پیدا نمیکنم. البته من دخترم و قهر کن دلیل نمیخواد.
کی گفته آدمها که میرن، خاطره هاشون روهم با خودشون میبرن؟ خیلی رندوم داشتم برای خودم با خودکار روی برگه خط خطی میکردم، که مثل همیشه، این وسط سه چهار باری امضای زیبام رو تمرینی رو برگه کشیدم، کشیدم. همینجوری چند دقیقه به طرحش زل زدم، و همین سبب شد یاد گذشته بیوفتم. امضای من، بعد از گذشت اینهمه سال، هنوزهم ترکیبی از امضای اولیه خودم و امضای کسیه که کلاس هفتم رفیق صمیمیم بود. خیلی وقته که دیگه رفیق نیستیم و دوستیم، خیلی وقته که ندیدمش، و حتی خیلی وقته که حالش رو نپرسیدم، ولی مثل اینکه یک تیکه از خاطره اش تو زندگیم جامونده، و احتمالا تا ابد هم باقی بمونه.
ایناروگفتم که بگم، خاطرات ما برای همیشه باقی میمونن، بیاین سعی کنیم از خودمون خاطرات خوب تو زندگی بقیه جا بذاریم.
۳:۲۵صبح
نه عزیزم من نمیگم حجاب استایل باش، دارم میگم تمیز و مرتب باش تا حس خوب انتقال بدی و کسایی که میبیننت همهی چادریها و محجبههارو برای خودشون نامرتب تعریف نکنن.
بوی تمیزی دادن، مرتب بودن و اوتو کشیده بودن گرون نیست و از همه چیز باکلاستره. امتحانش کنید.
انقدر امروز دوستام بهم گفتن زرد بهت میاد که شاید بعداً تصمیم بگیرم به رنگ های موردعلاقهم اضافهش کنم.
کلاً امروز خیلی روز عجیبی بود. یک آقایی تو پیادهرو از این هاپوهای پا کوتاه داشت که گیر داده بود به من و هی بهم نزدیکتر میشد و براش مهم نبود. از آخر جیغ زدم تا کشیدش عقب، بعد داد زد که خانم جیغ نزنید، میترسه!
جیغ نزنم چون میتررررررررسه؟
خب منم میترسمم!
فدای سرمممم که میترسه. اصلاً سکته کنه بمیره.
