es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete 👈

پرنسس‌ِ‌بابام.

پرنسس‌ِ‌بابام.

Ir al canal en Telegram

نیاز به تأیید هیچکس ندارم، بابام گفته همیشه حق بامنه. من؟ علیاحضرت شاهزاده والامقام پرنسس فاطمه سادات خانوم.🎀

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
294
Suscriptores
Sin datos24 horas
+107 días
+1030 días
Archivo de publicaciones
از اونجایی که فکرشم نمی‌کنم درست میشه.

Repost from یوژوآل
شیطان، وقتی با صدای اذان می‌ریم نماز بخونیم.

گرون ترین مایه‌ی دنیا اشکه. چون یک درصدش آبه، نود و نه درصدش احساس.

آخرش منم میفهمم حصار لیاقتش از آدما بیشتره و با یک حصار ازدواج می‌کنم.

کاش یک پسر کچل بودم و یک دختر بهم می‌گفت پسر خوشگله و ذوق می‌کردم و فکرمی‌کردم واقعاً خوشگلم.

مود بنده تا اطلاع ثانوی:

بی‌ هوا یاد تو افتاد دلم، گفتم آه.
بی‌ هوا یاد تو افتاد دلم، گفتم آه.

درست میشه.

داره میاد مشهد و قراره کادو تولد برام تریاک بیاره.🙏🏻
داره میاد مشهد و قراره کادو تولد برام تریاک بیاره.🙏🏻

من بین یک مرد پولدار و یک مرد خوشگل، انتخابم یک مرد باهوشه. مردی که لازم باشه مدام بهش توضیح بدم، اعصابمو خورد می‌کنه و باعث می‌شه خودمو از پنجره پرت کنم پایین.

sticker.webp0.24 KB

کمبود ویتامین N(ناز نازی شدن)دارم.

اصلاً از ظاهرشون مشخصه دور هم جمع شده بودن و صرفاً حوصله‌شون سر رفته بوده.
اصلاً از ظاهرشون مشخصه دور هم جمع شده بودن و صرفاً حوصله‌شون سر رفته بوده.

یمن حرف نمی‌زنه فقط عمل می‌کنه. بلدی حرف نزنی عمل کنی؟

بنظرم سخت‌تر از رهبر بودن خانواده رهبر بودنه.🧎🏻‍♀️🧎🏻‍♀️🧎🏻‍♀️🧎🏻‍♀️

اگرمذهبیامون رهبرشون رو الگوی خودشون قرار بدن و افراطی بازی در نیارن هیچوقت بچه‌هاشون دین‌زده نمی‌شن.

حاج‌آقا قواعد سختی در عبادت و زندگی برای خودش تعریف می‌کرد، ولی اصلاً به خانواده تسری نمی‌داد؛ یعنی این سخت‌گیری شخصی به‌هیچ‌وجه به خانواده تحمیل نمی‌شد؛ ابداً. مثلاً دخترش در مدرسه فوتبال بازی می‌کرد. هر وقت با هم بودیم که نامحرم نبود، دخترش به‌طور جدی فوتبال بازی می‌کرد؛ یعنی تا این اندازه آزادی عمل به آن‌ها می‌داد. خودش شب‌زنده‌داری و روزه‌های مفصل داشت، ولی خانواده تحت فشار قرار نمی‌گرفت. خیلی هم مراقب بود که بچه‌ها تا جای ممکن نفهمند معنای اینکه پدر بزرگشان رهبر است یعنی چه. حاج‌آقا مجتبی یک رفاقتی با بچه‌هایش داشت. در مورد پسرش دیده بودم یک مطلب مهم را یواش‌یواش و ذره‌ذره می‌نوشانید تا مبادا سخت‌گیری کرده باشد. در کل یک تربیت آرام و ملایم مذهبی داشتند و دارند. بخشی‌اش که برای من جالب بود، به ادب دینی برمی‌گشت. یک‌بار جشن تولد مادرم بود و ایشان هم بودند. گفت: «می‌خواهی بهترین کار این مجلس را تو انجام دهی؟» گفتم: «آره.» گفت: «چشمت را بگذار روی پای مادرت.»
•کتآب آقا مجتبی| فریدالدین حداد عادل•

Repost from حوراء 🎀
حاج‌آقا اگر وقت داشتند، تقریباً همه‌ی کارهای خانه را انجام می‌دادند. ایشان به یک معضل جدی در فامیل تبدیل شده بود ! بچه عوض می‌کرد، بچه را حمام و دستشویی می‌برد، با اینکه روحانی بود ساک بچه را جابه‌جا می‌کرد، سر کالسکه را می‌گرفت، به بچه غذا می‌داد، همه‌کار می‌کرد. واقعاً در رفتارش اندکی تکبر نیست. مثلا پای کتری بزرگ خانوادگی می‌نشیند و چای درست می‌کند. وقتی سینی هم دست می‌گرفت برای تعارف چای، جز در مقابل نامحرم که محدودیت داشت، سینی را به هیچ‌کس نمی‌داد. بعد از چای هم استکان‌ها را جمع می‌کرد و می‌شست. این را هم بگویم تا متوجه این نکته شوید. موقعی که زخمی از زیر آوار بیرون آمدند، گفته بودند: من نمی‌روم تا تکلیف خانمم معلوم شود. نهایتاً به بهانه‌ی خطرات امنیتی و احتمال بمباران دوباره، ایشان را از آنجا بردند. کتآب آقا مجتبی، حداد عادل📚