نَطنز
Ir al canal en Telegram
هرچی سلیقمون باشه توشه.
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
239
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
+330 días
Archivo de publicaciones
240
ترجمه متن به فارسی به صورت روان و معنیدار اینطوری میشود:
---
هیچ منطق در ترانه نیست، هیچ منطق در صدا نیست
هیچ منطقی در جهانی که اطرافمان را فرا گرفته، نیست
هیچ منطقی در ساختههای من نیست
هیچ منطقی در خرافات تارانتا نیست
تو باعث میشوی زیبایی یک رقص محلی را بفهمم
و برای اینکه من آن را بفهمم، کافی است تو راه بروی
و من دنبالت میکنم و میدانم که افقهایت چقدر تازهاند
که باید راهها و پلهای تازهای را طی کرد
هیچ منطق در ترانه نیست، هیچ منطق در صدا نیست
هیچ منطقی در جهانی که اطرافمان را فرا گرفته، نیست
تو باعث میشوی بچرخم، مثل چرخش تارانتا و سمش
و من دنبالت میکنم چون حس میکنم نمیتوانم بدون آن باشم
و تو لبخند میزنی و مرا دعوت میکنی وارد بازیات شوم
حتی اگر نجوا کنی که با آتش بازی میکنیم
تو باعث میشوی بمیرم، باعث میشوی بمیرم
چون همانطور که هستی، زیبا هستی
تب و حرارت که با تو زاده میشود
هرگز نمیگذرد، هرگز نمیگذرد
و حتی وقتی میروی
همیشه یک نخ بین ما هست
و به همین دلیل است که اینطور است
تو باعث میشوی بمیرم، باعث میشوی بمیرم
هیچ منطقی وقتی که الآن میخوانم نیست
چون به هیچوجه، هیچگاه، منطقی نمیخوانم
هیچ کلمه منطقی، هیچ نت منطقی
ولی بیشتر از همه میگویم: عشق بیمنطق
من که با جادوگری و راهزنی سر و کار داشتم
میدانم که جنوب مسألهای از بیخردی و شجاعت است
و میدانم که تو ترانهای برای درمان هر درد هستی
ولی حتی اگر من یک جادوگر بودم، اجازه میدادم جادو شوی
هیچ منطقی وقتی که الآن میخوانم نیست
چون به هیچوجه، هیچگاه، منطقی نمیخوانم
من که ماه را دوست دارم چون نمیتوانم حساب و کتاب خوبی کنم
چون خوشبختانه در احساسات هیچ منطقی نیست
من موسیقی تو را دوست دارم، همیشه متفاوت و همیشه یکسان
نفرین شده، مثل صدای یک جشن محلی
تو باعث میشوی بمیرم، باعث میشوی بمیرم
چون همانطور که هستی، زیبا هستی
تب و حرارت که با تو زاده میشود
هرگز نمیگذرد، هرگز نمیگذرد
و حتی وقتی میروی
همیشه یک نخ بین ما هست
و به همین دلیل است که اینطور است
تو باعث میشوی بمیرم، باعث میشوی بمیرم
تو باعث میشوی بمیرم، باعث میشوی بمیرم
چون همانطور که هستی، زیبا هستی
تب و حرارت که با تو زاده میشود
هرگز نمیگذرد، هرگز نمیگذرد
و حتی وقتی میروی
یک لبخند بین ما میماند
و به همین دلیل است که اینطور است
تو باعث میشوی بمیرم، باعث میشوی بمیرم
هیچ منطق در ترانه نیست، هیچ منطق در صدا نیست
هیچ منطقی در جهانی که اطرافمان را فرا گرفته، نیست
هیچ منطقی در ساختههای من نیست
240
Repost from Hey Man You're Dying
دختری در خیابانهای خسته تهران در ساعت ۱۰ شب میگریست!
باران میآمد.
کسی متوجه هق هق او نشد.
باران میآمد.
دوست پسرش به او خیانت کرده و با شخص دیگری مشغول خوش گذرانی بود.
باران میآمد.
باران برای هر کس مفهومی متفاوت داشت؛ باران بوی تنهایی، بوی خیانت، بوی عشق، بوی جدایی و بوی هرآنچه که تو به یادت میآید میدهد.
صدای فرامرز اصلانی آمد
" به من بگو بیوفا حالا یار که هستی؟
خزان عمرم رسید نوبهار که هستی؟ "
240
من نمیتونم ساعتها ازت بی خبر بمونم و وانمود کنم حالم عالیه، نمیتونم جوری رفتار کنم که برام مهم نیستی تا جذاب تر به نظر بیام؛ نمیتونم مثل خیلیا صبر کنم و بشمارم که کی پیام دادی و کی آخرین بار پیام داده، نمیتونم دور بمونم و صدتا سیاست به خرج بدم تا ازم زده نشی، من فقط بلدم از ته دل دوستت داشته باشم...
