Unito
Ir al canal en Telegram
یونیتو یک مجموعه آموزش و توسعه است که با سازمانها و افراد برای رشد مهارتها و توانمندیها همکاری میکند. یونیتو؛ همراه رشد تو … ارتباط با ادمین: @Unito_team سایت یونیتو: https://unito.ir لینکدین یونیتو: https://www.linkedin.com/company/unitoteam/
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
551
Suscriptores
-124 horas
-37 días
-330 días
Archivo de publicaciones
550
اگر بخوایم مسیر پیدا کردن شغل رو منطقیتر پیش ببریم، چند مرحله داریم:
۱. اول مشخص کن دنبال چی هستی.
چه کاری میخوای؟
چه چیزهایی برات مهمه؟ درآمد، محل کار، نوع قرارداد، امکان یادگیری، مسیر رشد یا چیز دیگه؟
۲. ببین برای اون کار چقدر آمادهای.
مهارتها و تجربههایی که داری رو با چیزهایی که معمولاً برای اون موقعیت میخوان مقایسه کن.
۳. رزومه و پروفایلت رو آماده کن.
حالا وقتشه رزومهات رو متناسب با مسیرت تنظیم کنی.
۴. دنبال فرصت بگرد؛ نه فقط آگهی.
سایتهای کاریابی، لینکدین، صفحات شرکتها، شبکه ارتباطی و حتی آدمهایی که در حوزه موردنظرت کار میکنن، میتونن بخشی از مسیر پیدا کردن فرصت باشن.
۵. برای موقعیتهای مناسب درخواست بده.
لازم نیست برای هر آگهیای که میبینی رزومه بفرستی.
۶. بعد از هر تجربه، مسیرت رو اصلاح کن.
جواب نگرفتن از یک موقعیت الزاماً یعنی «من برای بازار کار مناسب نیستم».
جستوجوی کار خودش یک فراینده.
هر بار که نتیجه نمیگیری، قرار نیست فقط دوباره همان کار قبلی را تکرار کنی؛
باید ببینی کجای مسیر میتونه بهتر بشه.
550
قبل از اینکه بری مصاحبه شغلی ، این فیلمها رو ببین 🎬
اگر این روزها دنبال کار میگردی، برای مصاحبه آماده میشی یا تازه میخوای وارد بازار کار بشی، بعضی فیلمها میتونن بیشتر از چیزی که فکر میکنی برات آموزنده باشن.
برای اینکه آدمها، موقعیتهای کاری و مهارتهایی رو ببینی که احتمالاً خودت هم باهاشون روبهرو میشی.
🎬 The Pursuit of Happyness
برای دیدن بخشهایی از مسیر پیدا کردن کار؛ از جستوجوی شغل و مصاحبه گرفته تا مواجهه با فشار و حفظ انگیزه وقتی فرصتها خیلی راحت به دست نمیان.
🎬 The Intern
برای فکر کردن به یادگیری در محیط کار، تفاوت نسلها و اینکه تجربه و مهارتهای انسانی چطور میتونن در کنار تخصص قرار بگیرن.
🎬 Hidden Figures
برای دیدن نمونهای از ترکیب تخصص، حل مسئله، اعتمادبهنفس و توانایی نشان دادن ارزش خود در محیط کار.
🎬 Up in the Air
برای اینکه کمی متفاوتتر به شغل، ارتباطات حرفهای و چیزی که از کارمون میخوایم فکر کنیم.
550
توی مصاحبه شغلی چه سؤالهایی ممکنه ازت بپرسن؟
گاهی مصاحبهکننده میخواد تجربهات رو بشناسه، گاهی نحوهی فکرت رو و گاهی هم واکنشت به یک موقعیت خاص رو.
چند مدل سؤال که بهتره برایشان آماده باشی:
۱. سؤالات مربوط به خودت
مثل «خودت رو معرفی کن» یا «از مسیر شغلیت بگو.»
برای شناختن مسیر و تصویر کلی تو.
۲. سؤالات رفتاری
مثل «از موقعیتی بگو که با یک تعارض کاری مواجه شدی.»
برای فهمیدن اینکه در گذشته واقعاً چطور رفتار کردی.
۳. سؤالات موقعیتی
مثل «اگر با تصمیم مدیرت مخالف باشی، چه کار میکنی؟»
برای بررسی نحوهی فکر کردن و تصمیمگیریت.
۴. سؤالات تخصصی
سؤالاتی دربارهی دانش و مهارتهایی که برای انجام آن شغل لازم داری.
۵. سؤالات مربوط به انگیزه
مثل «چرا این موقعیت شغلی رو انتخاب کردی؟»
برای اینکه بفهمند چه چیزی تو را به این نقش و سازمان جذب کرده.
۶. سؤالات مربوط به خودشناسی
مثل «نقطه قوتت چیه؟» یا «روی چه مهارتی باید بیشتر کار کنی؟»
برای اینکه ببینند چقدر شناخت واقعبینانهای از خودت داری.
550
وقتی در مصاحبه میگن «خودت رو معرفی کن»، چی بگیم؟
سؤالی ساده به نظر میرسه، اما جوابش میتونه مسیر چند دقیقهی اول مصاحبه رو مشخص کنه.
لازم نیست کل سابقهی تحصیلی و کاریتون رو از اول تعریف کنید.
یک معرفی خوب میتونه خیلی ساده این چهار بخش رو داشته باشه:
۱. خودت را حرفهای معرفی کن
الان چه تخصص، نقش یا حوزهی کاریای داری؟
۲. از تجربههای مرتبط بگو
فقط تجربههایی رو انتخاب کن که به موقعیتی که برایش درخواست دادی مرتبطاند.
۳. یک نقطه قوت را با یک مثال نشان بده
بهجای اینکه بگی «حل مسئلهام خوبه»، خیلی کوتاه بگو کجا و چطور از این توانایی استفاده کردی.
۴. ارتباطت با این موقعیت را مشخص کن
بگو چرا فکر میکنی تجربه و تواناییهات میتونه برای این نقش مفید باشه.
یک معرفی خوب قرار نیست همهچیز را دربارهی تو بگوید.
قرار است در مدت کوتاه، یک تصویر روشن از این بسازد که:
چه کسی هستی، چه تجربهای داری و چه ارزشی میتوانی به این موقعیت اضافه کنی.
و مهمتر از همه:
معرفی خودت را از قبل تمرین کن؛ اما حفظ نکن.
چون قرار نیست یک متن را تحویل بدهی؛
قرار است خودت را درست و طبیعی معرفی کنی.
550
چرا تخصص بهتنهایی کافی نیست؟
فرض کنید دو نفر برای یک موقعیت شغلی رقابت میکنند.
هر دو دانش تخصصی خوبی دارند، هر دو سابقه قابل قبولی دارند و هر دو میتوانند از عهدهی کار بربیایند.
اما یکی از آنها بهتر ارتباط برقرار میکند، در شرایط فشار آرامتر تصمیم میگیرد، میتواند دربارهی ایدهاش گفتوگو کند، بازخورد بگیرد و خودش را با شرایط جدید وفق دهد.
در بسیاری از موقعیتهای شغلی، تفاوت افراد دقیقاً از همینجا شروع میشود.
ما معمولاً وقتی دربارهی آمادگی شغلی صحبت میکنیم، سریع سراغ مهارتهای تخصصی میرویم: چه نرمافزاری بلد باشم؟ چه دورهای بگذرانم؟ چه مدرکی بگیرم؟
اما بخش مهمی از موفقیت شغلی به چیزهایی مربوط میشود که در رزومه به این سادگی دیده نمیشوند:
نحوهی ارتباط ما با دیگران، مدیریت هیجانات، حل مسئله، همکاری، سازگاری با تغییر و توانایی ارائهی درست خودمان.
اینها مهارتهای نرمی هستند که در موقعیتهای واقعی کار، کنار تخصص قرار میگیرند و تعیین میکنند دانش و توانایی ما چقدر میتواند به عملکرد مؤثر تبدیل شود.
550
کارگاه «تفکر موثر درمحیط کار » در یونیتو فرصتی بود برای اینکه درباره یکی از موضوعاتی صحبت کنیم که تقریباً همه ما هر روز با آن سروکار داریم، اما کمتر متوجه حضورش میشویم. در طول کارگاه، شرکتکنندگان با استفاده از فعالیتهای تعاملی، تمرینهای گروهی و مثالهای واقعی از محیط کار، یاد گرفتند چگونه خطاهای شناختی میتوانند بر قضاوتها، تصمیمها و تعاملات حرفهای ما اثر بگذارند و چطور میتوان با آگاهی بیشتر، تصمیمهای دقیقتر و منصفانهتری گرفت.
یونیتو؛ همراه رشد تو …
550
🧠 شناخت خطاهای شناختی چه کمکی به رشد حرفهای ما میکند؟
بیشتر ما فکر میکنیم پیشرفت شغلی فقط به دانش، تجربه یا مهارتهای تخصصی بستگی دارد. همه اینها مهماند، اما کیفیت قضاوتهای ما هم نقش تعیینکنندهای در مسیر حرفهایمان دارد.
در محیط کار، هر روز درباره افراد، ایدهها و حتی تواناییهای خودمان تصمیم میگیریم. اگر این تصمیمها تحت تأثیر خطاهای شناختی باشند، ممکن است فرصتهای ارزشمند را نادیده بگیریم یا انتخابهایی داشته باشیم که بعدها از آنها پشیمان شویم.
مثلاً اولین برداشت ما از یک همکار بیش از حد روی قضاوتمان اثر بگذارد، ممکن است توانایی واقعی او را نبینیم. حتی گاهی درباره خودمان هم دچار همین خطاها میشویم؛ یک شکست را نشانه ناتوانی میدانیم یا موفقیتهایمان را صرفاً حاصل شانس.
شناخت خطاهای شناختی قرار نیست ما را از اشتباه کردن مصون کند، اما کمک میکند تصمیمهای آگاهانهتری بگیریم و قضاوتهای خود را بیشتر به چالش بکشیم. شاید همین عادت، یکی از ویژگیهای افراد حرفهای باشد اینکه احتمال اشتباه کردن خودشان را هم در نظر میگیرند.
550
🛑سه خطای شناختی که هر روز در محیط کار مرتکب میشویم
خطاهای شناختی بخشی از کارکرد طبیعی ذهن ما هستند؛ یعنی حتی زمانی که فکر میکنیم کاملاً منطقی تصمیم گرفتهایم، ممکن است تحت تأثیر آنها باشیم.
یکی از رایجترین آنها سوگیری تأیید است. وقتی درباره یک همکار باور اولیهای پیدا میکنیم، معمولاً بیشتر به دنبال اطلاعاتی میگردیم که همان باور را تأیید کند. مثلاً اگر فکر کنیم فردی مسئولیتپذیر نیست، اشتباههایش بیشتر به چشممان میآید و موفقیتهایش کمتر دیده میشود.
اثر هالهای هم باعث میشود یک ویژگی، روی قضاوت ما درباره ویژگیهای دیگر فرد اثر بگذارد. مثلاً ممکن است چون کسی خوب صحبت میکند، او را در تصمیمگیری هم توانمندتر از واقعیت ارزیابی کنیم.
در خطای اسناد بنیادی رفتار دیگران را بیشتر به شخصیتشان نسبت میدهیم، اما برای رفتار خودمان شرایط را در نظر میگیریم. اگر همکارمان دیر برسد، ممکن است او را بینظم بدانیم؛ اما تأخیر خودمان را با شرایطی مثل ترافیک یا حجم کار توضیح میدهیم.
این خطاها معمولاً بدون اینکه متوجه باشیم اتفاق میافتند، اما میتوانند روی قضاوتها، روابط و تصمیمهای ما در محیط کار اثر بگذارند.
550
🧠 خطای شناختی چیست و چرا شناخت آن مهم است؟
بیشتر ما دوست داریم فکر کنیم تصمیمهایمان منطقیاند. اگر از ما بپرسند چرا یک همکار را فرد قابل اعتمادی میدانیم یا چرا با یک ایده موافق نیستیم، احتمالاً برایش دلیل داریم. اما آیا همیشه این دلیلها واقعاً منشأ تصمیم ما هستند؟
فرض کنید در جلسه کاری، یکی از همکارانتان دیر میرسد. ممکن است همان لحظه این تصور در ذهنتان شکل بگیرد که او فرد بینظمی است. بعد از آن، هر تأخیر او این باور را تقویت میکند، اما زمانی که دقیق و منظم عمل میکند، شاید کمتر به چشم بیاید.
این اتفاق عجیب نیست. مغز ما برای اینکه سریعتر تصمیم بگیرد، از میانبرهای ذهنی استفاده میکند اما گاهی باعث میشوند واقعیت را آنطور که هست نبینیم. در روانشناسی، به این ها، خطاهای شناختی (Cognitive Biases) گفته میشود.
شناخت خطاهای شناختی به این معنا نیست که دیگر اشتباه نمیکنیم؛ بلکه کمک میکند از خودمان بپرسیم: «آیا واقعاً همه واقعیت را دیدهام، یا ذهنم دارد سریعترین مسیر را انتخاب میکند؟»
گاهی همین چند ثانیه مکث، تفاوت بین یک قضاوت عجولانه و یک تصمیم آگاهانه است.
550
در کارگاه افزایش مهارت کار تیمی یونیتو تمرکز بر ارتقای مهارت همراه با فعالیت ، بازی و تعامله که با تجربه ی اطلاعات یادگرفته شده کمک به عمیق شدن یادگیری میکنه 🫱🏻🫲🏼✨
یونیتو؛ همراه رشد تو …
550
+1
در کارگاه افزایش مهارت کارتیمی یونیتو
🔴 ابتدا، شرکتکنندهها وارد یک فعالیت یا چالش تیمی میشوند و بدون اینکه چیزی درباره بلبین بدانند، با هم همکاری میکنند، تصمیم میگیرند، ایده میدهند، برنامهریزی میکنند و برای رسیدن به یک هدف مشترک تلاش میکنند. هر فرد در این فرایند، بهطور طبیعی رفتارهایی را نشان میدهد که به یک یا چند نقش تیمی نزدیکتر است.
🔵 بعد از پایان فعالیت، با هم به اتفاقاتی که در تیم افتاده برمیگردیم و آنها را از دریچه مدل بلبین بررسی میکنیم. معمولاً در این مرحله، افراد راحتتر میتوانند الگوهای رفتاری خودشان و دیگران را ببینند، چون قبل از شنیدن تئوری، آن را تجربه کردهاند.
🟠شناخت نقشهای تیمی فقط برای کار تیمی مفید نیست. این مدل کمک میکند نقاط قوت خودمان را بهتر بشناسیم، دلیل تفاوت سبک کاری افراد را درک کنیم، تعارضها را واقعبینانهتر ببینیم.
🟢به همین دلیل، بلبین برای ما فقط یک مدل آموزشی نیست؛ بلکه ابزاری است برای اینکه افراد بتوانند خودشان و دیگران را در محیط کار بهتر بشناسند.
550
شاید نقش واقعی تو اینجاست!
🔍 اگر عادت داری همه جوانب را بررسی کنی و کمتر تحت تأثیر هیجان قرار بگیری، احتمالاً ارزیاب (Monitor Evaluator) هستی. شاید گاهی بدبین به نظر برسی، اما معمولاً اشتباهاتی را میبینی که از چشم بقیه دور مانده است.
💬 اگر حفظ رابطهها و آرام کردن فضا برایت مهم است، احتمالاً تیمیار (Teamworker) هستی. حضور تو باعث میشود همکاری در تیم راحتتر و دلپذیرتر باشد.
🌐 اگر ارتباط گرفتن، شبکهسازی و پیدا کردن ایدهها و منابع جدید برایت جذاب است، احتمالاً منبعیاب (Resource Investigator) هستی. معمولاً خبرهای خوب و فرصتهای تازه را تو وارد تیم میکنی.
📚اگر در یک حوزه تخصص عمیقی داری و دیگران روی دانش تو حساب میکنند، احتمالاً متخصص (Specialist) هستی. دوست داری در حوزه خودت بهترین باشی و همیشه چیزهای جدید یاد بگیری.
✅ اگر تا از درست بودن همه جزئیات مطمئن نشوی خیالت راحت نمیشود، احتمالاً تمامکننده (Completer Finisher) هستی. شاید گاهی وسواسی به نظر برسی، اما همین دقت باعث میشود خروجی کار کیفیت بالایی داشته باشد.
550
شاید خودت را بین این نقشها پیدا کنی!
هر کدام از ما، بهطور طبیعی به یک یا چند نقش در تیم نزدیکتریم. هیچ نقشی از بقیه بهتر نیست؛ فقط هر کدام نقطه قوت و چالشهای خودش را دارد.
💡اگر معمولاً اولین نفری هستی که برای هر مسئله چند راهحل مختلف پیشنهاد میدهی، احتمالاً نقش ایدهپرداز (Plant) به تو نزدیکتر است.
🚀اگر دوست داری تیم سریع تصمیم بگیرد و از معطل شدن خوشت نمیآید، احتمالاً پیشبرنده (Shaper) هستی. معمولاً انرژی زیادی به تیم میدهی، اما گاهی هم ممکن است دیگران تو را عجول یا بیش از حد صریح بدانند.
📋اگر بعد از شنیدن یک ایده، سریع به برنامهریزی و اجرا فکر میکنی، احتمالاً اجراکننده (Implementer) هستی. تو کسی هستی که ایدهها را از روی کاغذ بلند میکند و به عمل تبدیل میکند.
🤝اگر در تیم بیشتر نقش هماهنگکننده را داری، خوب گوش میدهی و تلاش میکنی همه در مسیر مشترکی حرکت کنند، احتمالاً هماهنگکننده (Coordinator) هستی. معمولاً نقاط قوت آدمها را بهتر از خودشان میبینی.
👇
البته این تازه نیمی از ماجراست...
در پست بعدی با پنج نقش دیگر آشنا میشویم.
550
تا حالا شده با یکی از همکارانتون در کار مدام چالش داشته باشید، در حالی که هر دو دارید تمام تلاشتون رو میکنید؟
🔹مثلاً شما دوست دارید قبل از شروع، همه چیز دقیق برنامهریزی بشه؛ اما همکارتون همون اول شروع میکنه به اجرا.
🔸یا شما تا همه جوانب رو نسنجید تصمیم نمیگیرید، اما یکی دیگه خیلی سریع تصمیم میگیره و جلو میره.
🔹یا نزدیک ددلاین، یکی آروم و متمرکزه، ولی یکی دیگه تازه استرس میگیره و همه رو هم مضطرب میکنه.
جالبه بدونید خیلی از این اختلافها به خاطر بد بودن یا بیمسئولیت بودن افراد نیست؛ بلکه به خاطر تفاوت در نقش طبیعی اونها در کار تیمیه.
مرِدیت بلبین پژوهشگر مدیریت، بعد از سالها مطالعه روی تیمها، مدلی معرفی کرد که میگه هر کدوم از ما معمولاً یک یا چند نقش مشخص رو در تیم بازی میکنیم؛ نقشهایی که روی نحوه فکر کردن، تصمیم گرفتن، همکاری کردن و حتی برخورد با ددلاینها تأثیر میذارن.
در پیام بعدی، با این نقشها آشنا میشیم و شاید متوجه بشید چرا با بعضی همکارها خیلی راحت کنار میاید و با بعضیها همیشه چالش دارید
