es
Feedback
𝐒𝐄𝐎𝐊𝐌𝐈𝐍9𝐘𝐔 🐾سین‼️

𝐒𝐄𝐎𝐊𝐌𝐈𝐍9𝐘𝐔 🐾سین‼️

Ir al canal en Telegram

🤍For SEVENTEEN'S DK & Mingyu🫀 Left = ban(بن) ناشناس چنل:http://t.me/HidenChat_Bot?start=1570118874

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
268
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
+2330 días
Número de Publicaciones

Carga de datos en curso...

Reacciones
Comentarios
Estrellas de Telegram
PUBLICACIONES TOP por

Carga de datos en curso...

Análisis de publicación
Mensajes
Ver dinámicas
D-532 🌻 D-626 🐶
D-532 🌻 D-626 🐶
48008Loading...
کلافه هوفی کشید،از وقتی که پارک اومدن،هوشی تمام توجهشو به سگش داده بود و کاملا جیهون،رو فراموش کرده بود. "هوشی،بسه دیگه از وق+4
کلافه هوفی کشید،از وقتی که پارک اومدن،هوشی تمام توجهشو به سگش داده بود و کاملا جیهون،رو فراموش کرده بود. "هوشی،بسه دیگه از وقتی اومدیم همش قربون صدقش میری" هوشی،نگاهشو از سگش به پسر داد و از شدت کیوت بودنش،خنده ای کرد. "آیگو،جیهونی حسودی کرده؟" "اره،حسودی میکنم چون فقط به سگت توجه میکنی و قربون صدقش میری،اگه اینقدر دوسش داری چرا دوست پسر من شدی؟" پسر از شنیدن اون حرفا،از زبون دوست پسرش،با دهان باز بهش خیره شد. "جیهون،الان جدی ای؟" "من مگه باهات شوخی دارم؟اصلا میرم پیش مینسو،حداقلش اون بهم توجه میکنه" با بلند شدن پسر،هوشی سریع به سمتش رفت و مچ،دستشو محکم گرفت. "تو که میدونی چقدر از اون اسم متنفرم،میخوای عصبیم کنی؟" "خب تقصیر خودته،بهم توجه نمیکنی" لباشو،غنچه کرد و با چشمای مظلومش به پسر نگاه کرد،هوشی با دیدن چشمای پسر،تمام خشمش فروکش کرد و مچ دست پسر رو ول کرد،خم شد و بوسه روی لبای پسر کاشت. "اینم برای معذرت خواهی،حالا آشتی؟" جیهون که حس خوبی از اون بوسه گرفته بود،با لبخند سرشو تند تند تکون داد. "آشتی" هوشی،دستای پسر رو داخل دستان خودش قفل کرد و با قدمای،یکسانشان از پارک لذت بردند. sᴏᴏɴʜᴏᴏɴᜊ
12001Loading...
#gif Scoups 🤍🍒
#gif Scoups 🤍🍒
53005Loading...
#gif Scoups 🤍🍒
#gif Scoups 🤍🍒
55005Loading...
#gif Scoups 🤍🍒
#gif Scoups 🤍🍒
75206Loading...
Sin texto...
79209Loading...
+1
Sin texto...
492010Loading...
هروقت میرم سبونتین یا دارم در و گوهر گفتن‌شو لایک میکنم یا یچیز خیلی فان گفته از خنده پاره میشم😭😂👌
48004Loading...
sticker.webp
46001Loading...
فقط لیدرای دوتا گروه موردعلاقت باهم بودن، تو فکر کن همه‌ی اعضاشونو باهم ببرن تو یه برنامه. نا‌پی‌دی دست بجنبون قربون عینک مستطیلیت بشم. من که دارم دیوانه میشم بذار یکدفعه دیگه کامل گردوی توی کلمو از دستش بدم.
29002Loading...
چقد ناناز 🥺❤️
49001Loading...
استثنا🫩 https://t.me/mingyuseok کویوتی بودنت؛لی سوکمین🌞 مهربون بودنت؛بو سونگکوان🍊 بامزه بودنت؛هونگ جیسو🦌
46001Loading...
Sin texto...
49001Loading...
Lyrics          Lyrics(Orginal) @SEVENTEENLYRICS17
22001Loading...
260920 #live 𓂃ᨳ seungkwan weverse live
24001Loading...
⋆ CHAPTER 12 Name : KNOCK KNOCK Main couple : Jeongcheol Comment : ☕️
⋆ CHAPTER 12 Name : KNOCK KNOCK Main couple : Jeongcheol Comment : ☕️
25102Loading...
⋆اب دستتونه بزارید زمین بیاید لایو بامزه ترین ادم دنیا رو ببینید😠💞
⋆اب دستتونه بزارید زمین بیاید لایو بامزه ترین ادم دنیا رو ببینید😠💞
9001Loading...
اگر از جونگهان می‌پرسیدن زندگی برات چه معنایی داره؟ جوابی برای گفتن نداشت؛ اون عکاس سی ساله مدت‌ها بود به‌جای زندگی کردن، فقط خودش رو درگیر روتینی تکراری کرده بود ولی هر تکرارِ خسته کننده‌ای نیاز داره یک جایی متوقف بشه، و اون توقف وقتی بود که جونگهان دفترچه کوچیک سبز و چرمی رو توی یکی از کشوهای میز کارش پیدا می‌کنه، دفترچه‌ای که متعلق به جونگهان بیست و دو ساله است و مملوء از آرزوهای شیرین و گاها دست نیافتنی دوران جوونیه. و اون آرزوها بودن که جونگهان رو توی یه سفر کوتاه سه روزه با سونگچول آشنا می‌کنن؛ مردی که فقط قرار بود برای فرار از فشار کاریش به اون مسافرت پناه ببره ولی پناه امن‌تر و مطمئن‌تری برای روح خسته و آشفته‌اش پیدا می‌کنه. و حالا سونگچول بعد از سه سال، توی گالری عکس‌های جونگهان اون هم توی دهمین نمایشگاهی که پسر برپا کرده، با همون دفترچه سبز و کوچیک بین دست‌هاش قدم می‌زنه و خاطرات سه سال گذشته رو مرور می‌کنه؛ از اولین روزهای آشناییشون گرفته تا شب‌هایی که صدای نفس‌های پسر، لالایی گوش‌های سونگچول می‌شدن، خاطرات و عکس‌هایی که باعث می‌شه سونگچول برای اولین بار به تمام خاطراتی که با جونگهان داره، جور دیگه‌ای نگاه کنه. • Coming soon...
17001Loading...
‌ same dream, same mind, same night ‌ 𝐶ℎ𝑎𝑝𝑡𝑒𝑟 𝑡𝑤𝑜 ポ چان پس از جدایی اخیرش به افسردگی شدیدی دچار می‌شود و به اصرار اط
‌ same dream, same mind, same night ‌ 𝐶ℎ𝑎𝑝𝑡𝑒𝑟 𝑡𝑤𝑜 ポ چان پس از جدایی اخیرش به افسردگی شدیدی دچار می‌شود و به اصرار اطرافیانش به روان‌شناس مراجعه می‌کند؛ غافل از اینکه روان‌شناس او، همان کسی‌ست که سال‌ها پیش در دوران دانشگاه، عمیقاً به او دل بسته بود. ‌↬Couple: wonchan ‌↬Genre: daily , comedy , romance , happy endings ꩜
19001Loading...
Sin texto...
33001Loading...