مگر تمام عمر چندتا بـهمنـہ ؟
Ir al canal en Telegram
Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
578
Suscriptores
-624 horas
-507 días
-58530 días
Archivo de publicaciones
از ترک شدن و ترک کردن نترسید،
جلوتر واقعا براتون ریدن و قراره آدمهای بهتری ببینید.
اون میگه دوستت دارم...
ولی هانیبال برای روز ولنتاین به ویل یه قلب واقعی ساخته از پوست انسان هدیه داده بود :)
با منی که بچگیم بر خلاف بچههای دیگه دوست داشتم پارک خلوت بشه و برم بازی، حرف از عجیب غریب بودن نزن...
آدما همیشه زود قضاوت میکنن از روی ظاهر،
ولی من هیچ وقت اهمیت ندادم؛
چرا الان باید اهمیت بدم؟.
من هیچ وقت توی بیان حسی که واقعا دارم خوب نبودم ولی تو باعث شدی دلم بخواد سعیم رو بکنم
تو انقدر حساسی که هر تغییر کوچیکی توی لحن مکالمه یا بی علاقگی آدمها رو میفهمی...
« حس کردم ریههایم از هجوم مناظر، متورم شدند. هوا، کوهها، درختان، آدمها. با خود گفتم؛ خوشحال بودن این شکلی است. »
همونقدری که عکسهای یهویی قشنگن آدمهایی هم که یهویی میان تو زندگیت قشنگن...
از پنجره بوی سوختگی می آید؛ انگار همین حوالی، یک نفر تمام گذشته اش را آتش زده جنگلی را سوزانده، که یک درخت را فراموش کند...
در گلوی من ابر کوچکیست
میشود مرا در آغوش بگیری؟
قول می دهم گریه کم کند...
