es
Feedback
اشباع؛

اشباع؛

Ir al canal en Telegram

چی بگم والا شاید در آینده‌ای نزدیک؛ بفرمایید. @Eshbabot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
225
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
+530 días
Archivo de publicaciones
رفقا شما دلتون پاکه بی زحمت دعا کنید این امتحان ما بخیر بگذره.

گر چه دوری ز برم، همسفر جان منی قطره‌ اشکی و در دیده گریان منی - سیمین بهبهانی

دعا میکنم حتی دشمنم هم به درد شب امتحان دچار نشه؛ چقدر وحشتناکه آخه.

چه کنم که گریه دگر امان، به منِ شکسته نمی‌دهد که تمامِ گریه من ز تو، به تو گفتن است و شنیدنم - حمید مصدق

در سر ما نیست غیر از شوق خاکِ کوی تو گر برانندم ز کویت، باز می‌آیم به سر - هاتف اصفهانی
در سر ما نیست غیر از شوق خاکِ کوی تو گر برانندم ز کویت، باز می‌آیم به سر - هاتف اصفهانی

طرف مقابل صحبت از اصالت و انسانیت میکنه دوست دارم با مشت بزنم تو صورتش.

Repost from وهْمین
قالیباف الان نه، بعدا.
قالیباف الان نه، بعدا.

خاکِ مزارِ توست که سرمه به چشم ماست ای رفته ز پیش ما و نشسته در جان ما - صائب تبریزی

Mensaje de video00:23

ما گرچه اسیر غم و توفان گناهیم بعد از تو ولی بی کس و بی پشت و پناهیم - قیصر امین‌پور

Repost from زخم کاری.
تو امام امت بودی و حالا باعث اشک‌های امت؛

مجبور شدم یه مسیری رو از داخل پارک ملت برم؛ دچار شرم نیابتی شدم خجالت میکشم سرم رو بالا بگیرم‌‌. این مشهدیا چرا اینجورین؟

_
_

امشب هم خیلی رندوم به ادمین چنل دانشگاه پیام دادم برای قرعه کشی؛ هیچی دیگه فردا شب قراره برای تشیع برم مشهد:)))))))

​به تماشای تو آمد دلم و، دست تهی... داغ دیدار تو بر سینهٔ ما ماند که ماند وصله: کارت یادگاری اولین دیدار من با آقا که قرار بو
​به تماشای تو آمد دلم و، دست تهی... داغ دیدار تو بر سینهٔ ما ماند که ماند وصله: کارت یادگاری اولین دیدار من با آقا که قرار بود فردای روزی که شهید شدن باشه؛ حسرتی برای باقی عمر.

​مگو که بی سر و پایند مهرکیشانش که با سرند و به پای ارادت آمده‌اند - صائب تبریزی
​مگو که بی سر و پایند مهرکیشانش که با سرند و به پای ارادت آمده‌اند - صائب تبریزی

تا حالا اینهمه ارزشی یجا ندیده بودم.

یک سینه پر از قصه و یک دیده پر از آب رفتیم و بجا ماند همین حسرت و این خواب - فیاض لاهیجی

Repost from N/a
باورش سخته که اون روز رسید که براتون «اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا» خوندیم...

ما امشب با یکی از رفقا رفته بودیم مصلی برای مراسم وداع؛ وقتی رسیدیم به بازرسی بدنی بنده خدا تازه یادش افتاد که یه پاد با خودش داره و گفت تازه خریدم حیفه بندازم بره؛ شروع کرد آیه وجلعنا رو خوندن، آخرشم پاد رو بدون مشکل از بازرسی رد کرد =))))))