es
Feedback
هیتانوشت✨ آناهیتا آهنگری

هیتانوشت✨ آناهیتا آهنگری

Ir al canal en Telegram

پاشو یه چایی بریز، بیا بشین تا تعریف کنم.

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
226
Suscriptores
Sin datos24 horas
+27 días
+730 días
Archivo de publicaciones
ایسی ایسی - میگما. - بگوا. - روز خوب، چه شکلیه؟ - صداشو بشنوی. - صداشو؟ - آره. وقتی خاب آلوده، بهت زنگ می‌زنه. - تو که خیلی کم حرف زدی. - سه دقه صداشو شنیدم، با یه عالمه مهربونی. تو نمی‌فهمی من چی میگم. - حسودیم شد بهت. -پاشم پاشم برم اسپند دود کنم. آناهیتا آهنگری

خاستم فقط یکجا شجاع باشم خاستی فقط کجا شجاع باشی؟ من فقط توی نوشتن شجاع بودم و همان دستم را گرفت و گفت ببین، بیا جلو، این دریایی که زندگی می‌نامیمش را قدم‌قدم، بیا جلو، اینطوری هم مراقبی و زیر پایت یکهو خالی نمی‌شود، هم نمی‌مانی در ساحل و حسرت شنا نمی‌خوری. و بله باید بگویم دریا بسیار وحشی است. چرا همیشه از جنگل و خطراتش می‌گویند و دریا فراموش می‌شود؟ در طی این سال‌ها تعداد کسانی که در دریا غرق شده‌اند بیشتر از کسانی نیست که در جنگل مرده‌اند؟ نمی‌دانم ها، همینجوری می‌پرسم. ولی زندگی مثل دریاست. ظاهرش که آرام باشد حتا برایم خطرناک‌تر است چون بی‌پروا‌ترت می‌کند و بی‌پروا ترت می‌کند و یکهو می‌بینی زیر پایت را خالی می‌کند. ولی وقتی دریا را بشناسی می‌دانی که باید آرام پا داخلش بگذاری و خیلی جلو نروی، مگر اینکه ابزارهایی داشته باشی. دریا استعاره‌ی جالبیست. مهارت‌های شنا هم در دریا به سختی جواب می‌دهند و هر غرق شدن داستان تازه‌ای است. بسیار ترسیده بودم، در تمام این سال‌ها حتا جرئت یک پا به آب زدن هم نبود. تنها جایی که شجاعت و آزادی را خاستم و برایش تلاش کردم همین نوشتن بود. نوشتن هم غریق‌نجات بود و هم شناگر ماهر و هم آموزگار. اگر زندگی دریا باشد، آب چیست؟ موج چیست؟ ماهی چیست؟ ساحل چیست؟ تابستان و طرح شنا و غروب آفتاب و قایق و کشتی چیست؟ فرشته برگی #یادداشت_روزانه

جای خالیِ نفر دوازدهم فوتبال مقوله‌ی عجیبیه. فوتبال دیدن عجیب‌تر. وقتی کنارش نشستی یهو جیغ بزنه، بگه: «ای بابا بشوت.» تو نگاش کنی. یه لبخند بزنیو تو دلت قربون صدقه‌ش بری. یا مثلن وقتی از هم دورید، بهش پیام بدی بگی: «کی می‌بره؟» بگه: «تیم آبیاری گیاهان دریایی.» تو بگی: «نه به نظر من، تیم آتش در اقیانوس اطلس برنده‌س، دفعه قبلم پشمک حاج عبدالله هتریک کرد.» شرط ببندید. که اگه تیم اون بُرد، اون تورو ماچ ماچی کنه. اگه تیم تو بُرد، تو اونو بوس بوسی. فوتبال شاید همون چیزیه که، بعضی وقتا، آدمارو به هم نزدیک میکنه. شایدم آدما نمی‌خان به هم نزدیک شن. شاید اون یه تخمه بخره بشینه جلو تلویزیون. مجسمه فیلی که بغل تلویزیونه یه نگاه بهش بکنه، تو دلش بگه: «بردنِ تیمت قشنگه. ولی هیچ تیمی، جای خالیِ اونو جبران نمی‌کنه. من مجسمه‌ام. قرار بوده هیچ‌وقت دلتنگ نشم. ولی تو شبیه من نشو.» آناهیتا آهنگری

نوشتمرین پاک شد. تمرینِ نوشتمرین پاک شد. اون موقع خیلی غصه خوردم. نمی‌دونستم غصه‌های بزرگتری چشم انتظارمه. قدر لحظه‌ای که توش میخندیو بدون. قدر آرامش. قدر خوشحالی. شاید یه کم بگذره، یه چشمت خون بشه، اون یکی اشک. میشه واقعن. استعاره نیست. شده که میگم. نوشتمرین. دختر از رنج‌هایش کلافه بود. به تنها دل‌خوشی زندگیش نگاه کرد. تنها دلخوشی. تنها دلخوشی. تنها دلخوشی. با لبخندی که، شک به دل کسی راه نمی‌داد گفت: «بریم؟» دلخوشی چشم‌هایش را ریز کرد: «بریم.» چند روز بعد. صبح بود. دختر کیف رنگی رنگیه کوچک خود را پر کرد. لوسیون. بادی لوشن. روغن. رسیدند. به ساحل. پسر کتاب می‌خاند. بلند بلند. با صدایی که از دل بهشت آمده بود. دختر چشم‌هایش را بسته بود. با نوک انگشتانش روی کمر پسر قدم می‌زد. پسر کتاب می‌خاند. آب هلویی که بهش داده بود را می‌خورد و می‌خندید. خنده‌ای از دل بهشت. همه چیز خوب بود. آرامش. خوشحالی. خوشبختی. عشق. دیگر چه اهمیتی داشت که در آبمیوه‌ چه دارویی‌ست. داروی «فراموشیِ گذشته» به مقدار کافی در چمدان دختر بود. آناهیتا آهنگری

همه‌چیز -عشق چیه؟ -بلد نیستمش. ولی بیا فراترشو یادت بدم. آناهیتا آهنگری

هوش مصنوعیَم؟ هر عکسی که می‌رسد تازگی‌ها، کلیپی و آهنگی، اولین سوال‌ست این: «هوش‌مصنوعیه؟» خوب است یا...؟ هوشیارتر خواهیم بود یا مشکوک‌تر؟ نمی‌دانم. کاش ولی... اشک‌های مامان هوش‌مصنوعی بود‌. پادرد بابا هوش مصنوعی بود. غصه‌های داداش... رنج‌های آنا... کاش، هوش مصنوعی باشند.

گلو بیشتر از کتاب دوس دارم کتابو بیشتر از لازانیا لازانیارو بیشتر از فسنجون فسنجونو بیشتر از پنیر پیتزا پنیر پیتزا رو بیشتر ا
گلو بیشتر از کتاب دوس دارم کتابو بیشتر از لازانیا لازانیارو بیشتر از فسنجون فسنجونو بیشتر از پنیر پیتزا پنیر پیتزا رو بیشتر از جوراب جورابو بیشتر از کتونی کتونی رو بیشتر از پاشنه بلند پاشنه بلندو بیشتر از دمپایی تورو بیشتر از گل دوس دارم. هم‌قَدِ خدا. آناهیتا آهنگری

Calid - Deeshab.mp37.05 MB

الحمدلله سر انگشتانت مسیر هر روزه‌مان را گم کرد وقتی موتور از پشت خیابان لبخند زد ایرانشهر خنده‌هایت در کوچه پس کوچه‌های تیر کریم‌خانِ حوصله‌م را سر ذوق آورد. تیر ۰۵

Calid - Deeshab.mp37.05 MB

بِرنو تو کله‌پوکی و من هر بار می‌بوسمت صدای خنده‌ات از ماه می‌آید. آناهیتا آهنگری

یه کم فوتبالی جام جهانی امسال یه جوریه که انگار اسم تیم‌هارو فقط برای خوشگلی جدول نوشتن. آلمان گفت: «فعلن خدانگهدار.» هلند گفت: «منم.» برزیل هم تا دقیقه ۹۶ داشت گوگل می‌کرد «پرواز ریو چند ساعته‌ست؟» که یهو معجزه شد. (اینو بیدار بودم با چشای خودم دیدم) اصلن انگار این جام با اسم تیم‌ها لج کرده.‌ جام لجی. هر روز یه گولاخی حذف میشه، یه تیمی که تا دیروز کسی روش حساب نمی‌کرد میاد بالا. فیفا هم نشسته میگه: «دیدید گفتیم جام رو بزرگ‌تر کنیم، جذاب‌تر میشه؟» خلاصه. وقتی ۴۸ تا تیم میاری، دیگه قورباغه هم هفت‌تیرکش میشه. یهو دیدی ایرانو برگردوندند جامو دادم دست قلعه‌نوعی. پی‌نوشت: من تازه می‌خاستم با لباس ناز آلمانم عکس بگیرم. ناراحت شدم وقتی صب متوجه شدم. آناهیتا آهنگری

لوکیشن پیشانی و دیوار تو هر بار که از او عاصی می‌شوی، سرت را به دیوار می‌کوبی. انگار دیوار تنها کسی‌ست که زبانِ دردت را بلد است. پیشانی‌ات پر از حرف‌های نگفته است، دست‌هایت ردِ جنگ را حفظ کرده‌اند با این همه، هنوز دوستش داری. این عشق‌ها اول آدم را زخمی می‌کنند، بعد از همان زخم، خانه می‌سازند. آناهیتا آهنگری

آخیشکده آغوشت آخیشکده‌ی من است ندا احمدی :): @yaddashtneda

گرفتگیه دل اولش می‌خای بندازی گردن پریودی. ساده‌ترین راه فرار برای خانوما. (البته که تاثیرات خودشو داره) همش می‌خابی. یا طولانی یا کوچولو کوچولو. آخه می‌خای زمان بگذره، زودتر فردا شه. فک می‌کنی روز قشنگی منتظرته. فردا که میشه، تو همون دل گرفته‌ی سابقی، ولی میری تو مرحله‌ی انکار. الکی می‌خندی. برا خودت غذای خوشمزه می‌گیری. با مشتریات قشنگ حرف می‌زنی. نوچ. فایده نداره. خرید درمانی. خودشه. همیشه جواب میده. فک می‌کنی مسابقه‌س. هر چی بیشتر خرید کنی بهتر‌و بهتر میشی. ای بابا. اینم که جواب نداد. سرت درد می‌کنه. کمرت درد می‌کنه. پات درد می‌کنه. دستت درد می‌کنه. دلت؟ اصن شاید اون درد می‌کنه. هوم؟ نه دلت درد نمی‌کنه. دلت گرفته. شاید درد کرده، توجه بهش نشده، گرفته. شاید توجه بهش نشده، گرفته. شاید گرفته. چرا گرفته؟ گرفته دیگه. دنبال چی‌ می‌گردی؟ ببین می‌تونی بازش کنی یا نه. در گوشتو بیار بهت راه آخرو بگم. بهش بگو. بهش بگو دلت گرفته. به خودت میای می‌بینی باز شده. دل باز کنا این شکلی‌ان. آناهیتا آهنگری

Mensaje de voz09:55

کله‌پوچی زیتونِ مصباح‌نیا مثلِ اندرزگوی بیروت خالِ بینِ انگشتانت قهوه‌ای بودنِ خودکار تقابلِ نارنگی و انبه سفیدیِ توری لاکِ قرمز ناز، ناز، ناز… نازی آناهیتا آهنگری

Mensaje de voz01:41