es
Feedback
闇 | 𝖄𝖆𝖒𝖎

闇 | 𝖄𝖆𝖒𝖎

Ir al canal en Telegram

𝕀𝕟 𝕥𝕙𝕚𝕤 𝕓𝕠𝕕𝕪, 𝕒 𝕤𝕠𝕦𝕝 𝕙𝕒𝕤 𝕕𝕚𝕖𝕕. برای صحبت با من: @DepressedGuyinDepressedSity_bot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
264
Suscriptores
-324 horas
-17 días
+2730 días
Archivo de publicaciones
خستگی مفرط

Repost from N/a
-چالش- این پیام و فور کنید چنلتون یه کلمه بگید تا من با استفاده از اون کلمه و وایب چنل شمارو توصیف کنم
رندوم به چند نفر عکس تقدیم میشه

Phantom.mp31.59 MB

ناراحت شدم رو معادل اینکه به ریش هفت جد و آباد خودش و آقاش خندیدم بگیرید

ناراحت شدم، دیگه‌ نمیتونه بره دوم بشه بگه به لطف آقا😔

4 Raws.mp32.38 MB

ساعت ۵ یه چالش داشته باشیم؟

photo content
+3

سلام سلام فور کنید شکل ظاهری و اخلاقی‌تون رو از روی چنل تشخیص بدم و توصیف‌تون کنم:)

فور کن ازت یه سوالِ رندوم،شاید جالب انگیز و عجیب بپرسم،توهم جواب بده🫶
خوشحال میشم جوین شی💋
گپ حمایتی.

ریکتاش رو زیاد کنید

کوروش؛ پدر پارس و فرزند جاودان ایران
چهارم شهریور است؛ روزی که دل بسیاری از ایرانیان به یاد کوروش بزرگ می‌تپد؛ روزی که نام یک مرد، نام یک بوم و نام یک گیتیِ گمشده را در دل ما زنده می‌کند. امروز این روز برای ما بهانه‌ای‌ست برای یادکردن از شهریاری که نامش با پارس و با شکوه ایران درهم تنیده است. کوروش از دل پارس برخاست؛ از همان خاکی که روزگاری فرّه شهریاری از آن برخاست و درفش هخامنشی را بر فراز بخش بزرگی از گیتی افراشت. او تنها به نیروی تیغ و سپاه شناخته نشد؛ آنچه نامش را از بسیاری شهریاران جدا کرد، داد، خرد، بزرگ‌منشی و مهر به مردمان بود. برای مردمان روزگارش، کوروش تنها تخت‌نشینی دور از آنان نبود؛ شهریاری بود که می‌توانست نیرومند باشد و در همان هنگام، دلش برای مردمان شکست‌خورده نیز به سنگ بدل نشود. گویی مردم در او چیزی بیش از یک پادشاه می‌دیدند؛ پدر می‌دیدند. در یادهای بازمانده از کوروش، او با پدرانگی و بزرگ‌منشی پیوند خورده است؛ چنان‌که نام «پدر» برای او در نوشته‌های پسین نیز به کار رفته است. و چه نامی شایسته‌تر از پدر برای شهریاری که می‌خواست بوم خویش را آباد، مردمانش را آسوده و نام پارس را سرافراز ببیند؟ نام کوروش از مرزهای ایران نیز گذشت. در تورات، در بخش اشعیا، نام کوروش آشکارا آمده و او با واژه‌ای کهن به چمِ «مسیح» یا «برگزیده‌شده» خوانده شده است؛ جایگاهی شگفت برای یک شهریار بیگانه در نوشته‌ای یهودی. در آن نوشته، کوروش کسی‌ست که راه رهایی را می‌گشاید و برای بازگشت مردمانی آواره راه می‌گشاید. چه شکوهی بالاتر از اینکه نام یک شهریار ایرانی، پس از هزاران سال، در نوشته‌ای دور از زادبومش همچنان زنده باشد؟ و آن استوانه گلین کوروش؛ یادگاری از روزگار او که از بازگرداندن مردمان کوچانده‌شده، بازگشایی پرستشگاه‌ها و بازگرداندن پیکره‌های ایزدان به جایگاه خویش سخن می‌گوید. امروزه آن را «نخستین منشور حقوق بشر» می‌نامند. امروز اگر در چهارم شهریور نام کوروش را بر زبان می‌آوریم، تنها زادروز یک پادشاه را به یاد نمی‌آوریم؛ ایران را به یاد می‌آوریم. کوه‌هایش را، دشت‌هایش را، پارس را، پاسارگاد را، درفش‌های برافراشته‌اش را و نیاکانی را که این بوم را از دل هزاران فراز و نشیب به دست ما سپردند. این روز برای ما یادآور این سخن خاموش است که یک بوم تنها با مرزهایش زنده نمی‌ماند؛ با یاد، مهر و دلبستگی مردمانش زنده می‌ماند. کوروش بزرگ، تو رفتی؛ ولی نامت نرفت. تختت فرو ریخت؛ ولی آوازه‌ات نریخت. سپاهت پراکنده شد؛ ولی یاد تو در جان مردمان ماند. کاخ‌ها خاموش شدند و سده‌ها بر پی سده‌ها گذشت، اما هنوز هنگامی که نامت بر زبان یک ایرانی می‌آید، چیزی در ژرفای جانش بیدار می‌شود؛ گویی از زیر خاک پاسارگاد، هنوز آوای یک ایرانِ بزرگ به گوش می‌رسد. ای کوروش، ای فرزند پارس، ای پدرِ یادشده در دل ایرانیان؛ تا هنگامی که یک ایرانی به خاک خویش مهر بورزد، تا هنگامی که درفش ایران در باد برافراشته شود، تا هنگامی که پاسارگاد زیر آسمان پارس پابرجا بماند، نام تو نیز زنده خواهد ماند. زیرا برخی مردان با مرگ از میان نمی‌روند؛ در جان یک بوم ریشه می‌دوانند و جاودانه می‌شوند. و تو، کوروش، یکی از همان مردانی. درود بر کوروش بزرگ. درود بر پارس. درود بر ایران. و درود بر این خاک کهن که هنوز فرزندانش با شنیدن نامش، دلشان به تپش می‌افتد. ایران، جاودان؛ نام کوروش، پاینده.
🍷

با توجه به اینکه این متن رو گذاشتم الان رو زمان مناسبی بریا گذاشتنش میدونم

یه متن نوشته بودم برای امروز

این پست + این پیام فور کن. توی یک جمله بهت بگم اگر چنلت آدم بود چرا می‌خواستم باهاش دوست شم:)
Limit: وقتی خط خورد

قشنگ بود، میذارم اینجا بمونه

اینکه تو چیزی از تاریخ بارت نیست و دوست‌نداری، ربطی به زمان اضافه داشتن یا نداشتن من نداره. از کتاب مطالعات اجتماعی کلاس چهارم از بخش تاریخ ما با پادشاه‌هامون آشنا شدیم. شکر خدا توی جهنمی مثل ایران زندگی می‌کنیم و هرروز عزا و محرم و رحلت و سینه‌زنی و زار زار رو داریم می‌بینیم. اینکه شما اهمیتی به تاریخ نمیدی، چشمت رو روی همه چیز بستی و به کوری زدی، تقصیر من نیست. آدمی که خوابه رو میشه بیدار کرد، آدمی که خودش رو به خواب زده هرگز!

بخشی از متن اصلی کتیبه، به خط میخی بابلی: 𒀀𒈾𒆠 𒌑𒊑𒀀𒅗𒊓 𒈗 𒆠𒅗𒊭𒀀𒈗 𒃲 𒈗 𒈗 𒆠𒂊𒅀 𒈗 𒆠𒋫𒀀𒀭 𒈗 𒆠𒊭𒊭𒀀𒀀 a-na-ku Kuraš šar kiššati, šar rabû, šar dannu, šar Bābili, šar māt Šumeri u Akkadi, šar kib­rāti er­bētti 26 آگوست کوروش| پسر کمبوجیه‌ی یکم(شاه انشان) و ماندانا دختر آستیاگ، شاه ماد.