امیر نوشت :)
Ir al canal en Telegram
بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...
Mostrar másIrán140 456La categoría no está especificada
270
Suscriptores
Sin datos24 horas
+27 días
-130 días
Archivo de publicaciones
270
#ارسالی
شده دردی ب دلت ریشه کند، آب شوی؟
همه شب با غمِ دلتنگی خود، خواب شوی؟
شده آیا ک غمی ریشه ب جانت بزند؟
گره در روح و روانت، به جهانت بزند ؟
شده دلتنگ شوی غم ب جهانت برسد؟
گرهات کور شود غم ب روانت برسد؟
شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک؟
من به این چارهی بیچاره دچارم هرشب...
#سهراب_سپهری
270
بدین صفت سر و چشمی و قد و بالایی
کسی ندید و نشان کس نمیدهد جایی
چنین شکوفه نخندد به هیچ بستانی
چنین بهار نیاید به هیچ صحرائی
ز شست زلف تو هر حلقهای و آشوبی
ز چشم مست تو هر گوشهای و غوغائی
کجا ز حال پریشان ما خبر دارد
کسی که با سر زلفش نپخت سودائی
ز شوق پرتو رویت که شمع انجمن است
مرا ز غیر چو پروانه نیست پروایی
خیال وصل، تمنا کنم همی در خواب
چه دلپذیر خیالی چه خوش تمنائی
خرد به ترک توام رای زد ولیک عبید
خلافِ پیش تو مردن نمیزند رایی
#عبید_زاکانی
270
Repost from سینوزیت | یا لثارات الخامنهای
اگر با این زاویه دید به ماجرا نگاه کنیم که عملیات انجام شده علیه رژیم(با هر کیفیتی) این پیام را صادر کرد که پاسخ از توئیت بازی سیاسیون به موشک بازی نظامیون عوض شده و این موضوع فشار از سوی آمریکا بر روی رژیم ایجاد کرد که تا اطلاع ثانوی(پایان جامجهانی) رژیم از هر اقدامی که باعث شعلهور شدن جنگ میشود خودداری کند؛ به یک برد مقطعی خوب رسیدیم.
270
تشکر از دندونپزشکهای حاضر در کانال که همیشه هوای ما رو دارن
با اینکه دکتر نیستید ولی خب مهارت خوبی رو بلدید شایسته تقدیره.
270
دلریوم کوردیوم!
امروز لکچر خیلی سنگینی داشتیم هنوز سرم از شنیدن و افتراق این همه صدای مختلف قلبی درد میکند آنهم کلاس ۸ صبح...
بین همهٔ سوفلها و صداهای غیرطبیعی قلب یکی از انها توجهم را جلب کرد، اصطلاحی قدیمی برای یک سوفل خاص وجود دارد به نام «دلریوم کوردیوم» یا به قول استاد کجوری «قلب دیوانه»
دلریوم کوردیوم علتهای زیادی میتواند داشته باشد؛ از نارسایی قلبی و کاردیومیوپاتی گرفته تا پرکاری تیروئید و سکته. اما گاهی پزشک مقابل پرونده مینویسد: Idiopathic.
ایدیوپاتیک؛ یعنی علتش ناشناخته است.
در بعضی رفرنسهای قدیمی برای توصیف دلریوم کوردیوم مثال جالبی آوردهاند: گویی گنجشکی درون قلب گرفتار شده و بیوقفه به دیوارههای آن میکوبد تا راهی برای فرار پیدا کند. از هر گوشهای صدایی بلند میشود و قلب نظم خود را از دست میدهد.
راستش را بخواهید شاید علتش مشخص باشد ولی در رفرنس پزشکی اصطلاح علمی خودش را نداشته باشد...
جوانکی که دلبرش رفته و اما عشق دلبرش نه!
آنقدر کجشک کوچک عشق برای فرار بال میزند و به دیوارههای دلت میکوبد که قلب از هر جایش صدا درمیآورد؛
پزشک میداند چرا گنجشک به در و دیوار میکوبد...
اما در پرونده مینویسند: «ایدیوپاتیک».
270
Repost from N/a
شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک؟
من به این چاره بیچاره دچارم هرشب♡
.ازنمیدونمکدومشاعر :)
270
Repost from سرمهای🌱
خدا جون؛ بچههای سپاه و ارتش و پدآفندی و آفندی رو سالم و سلامت نگهدار. ممنونم🤍✨
270
Repost from وهْمین
یکی دیگه از بدترین شوخیهای تاریخ، مضحکهای به اسم «مصلحت» و «مصلحت اندیشی» بهجای «قانون» و «استدلال محور» پیش بردن مسائل در حکمرانی بود.
270
یه مثال قشنگی که در مورد مذاکره تشبیهش به گوساله سامری بود...
فکر کنید ۴۰ روز بعد از شهادت آقا دوباره قوم گوساله پرست رفت سراغ مذاکره!
تنها دستاورد مذاکره تا الان محاصره دریایی
مصادره اموال بلوکه شده ایران به نفع خسارت اعراب
پایین کشیدن ۲۰ دلاری قیمت نفت
و لا رفتن یک سوم خاک لبنان، ترور روزانه در لبنان و چیده شدن دکترین خلع سلاح مقاومت عراق
و مردمی که هر روز دلسردتر و بیاعتمادتر نسبت به قوم گوسالهپرست
سردار قالیباف خدا قوت
270
قرارگاه مرکزی بدیم بره:
اگر تک تک ما را کفن کنند ما از مسیر باسن بوسی و مذاکره لحظهای پا پس نمیکشیم...
خاک بیروت که سهل است خاک تهران هم توبره کنید با شما مذاکره میکنیم...
270
Repost from |أمـیـــر بیحاشـــیه|
بعنوان یه دانشجو نه، به عنوان یه ایرانی حامی لبنان میگم:
سید مجید نقطه زن، خوارِ یهود رو بزن
270
Repost from شایان آبروشن | شاعر
با این کلیپ یاد این شعر استاد #افشین_یداللهی افتادم...
تو با قلبِ ویرانه من چه کردی
ببین عشقِ دیوانه من، چه کردی؟
در ابریشمِ عادت،آسوده بودم
تو با حالِ پروانه من چه کردی؟
ننوشیده از جام چشمِ تو مستم
خمار است میخانه من ، چه کردی؟
مگر لایق تکیه دادن نبودم
تو با حسرتِ شانه من چه کردی؟
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده، با خانه من چه کردی؟
جهانِ من از گریه ات خیسِ باران
تو با سقف کاشانه من چه کردی؟
270
ما معمولیها!
ما نه شاهزادهایم بر اسب سفید،
نه آقازادهای سوار بر بنز.
بچگیمان میان خاکِ کوچه گذشت؛
با پای برهنه،
یا دمپاییای که هر لحظه ممکن بود بندش پاره شود.
ما معمولیایم.
با فلافل و بندریِ کنار خیابان بزرگ شدیم،
با رفیقهایی که برایشان تا آخر دنیا پای حرفمان میایستیم.
ما معمولیایم.
سپرمان آیتالکرسی بود
و پشتگرمیمان دعای مادر.
آنقدر که خیال میکردیم عزرائیل هم
بیاجازهٔ او سمت ما نمیآید.
ما معمولیایم.
چای را بیشتر از قهوه دوست داریم،
رفاقت را بیشتر از کلاس گذاشتن،
و لاتبازی را بیشتر از لاتهبازی.
عاشق هم میشویم،
اما شبیه خودمان...
معمولیها وقتی عاشق میشوند،
گوشهٔ یک امامزاده،
یا تاریکیِ یک خیابان خلوت را پیدا میکنند
تا کسی اشکهایشان را نبیند.
ما معمولیایم.
کنار هگل و مارکس سیگار نکشیدهایم،
اما دودِ نان درآوردن،
سالهاست ریههایمان را میسوزاند.
روشنفکر نیستیم،
فرهیخته هم نه؛
اما ریش سفید و دست پینهبسته پدرمان برایمان حرمت دارد،
هنوز مردی را از مرامش میشناسیم از جیبش نه...
ما اهل مد نیستیم.
شلوار جینِ رنگورورفته داریم،
پیراهنی که سالها پوشیدهایم،
و کفشی که بیشتر از خیلیها رفیقمان بوده است.
انگشتر داریم،
دستبند و گوشواره نه.
ما معمولیایم.
و عاشق شدن را
نه از رُز و جکِ تایتانیک،
که از پدر و مادری یاد گرفتهایم
که سالها کنار هم ماندند؛
بیآنکه عشقشان را در استوری و اکسپلور فیلم کنند...
من معمولی بودن را دوست دارم چون معمولی بودن رَنگ دارد بیرنگی نه!
