es
Feedback
Belqis novels

Belqis novels

Ir al canal en Telegram

" عضو انجمن ونوس " فعالیت چنل↶ 🗓️ هر روز به‌جز جمعه‌ها 📌 از بخش پین چنل می‌تونید، رمان موردنظرتون رو پیدا کنید. 📖 برنامه پارت‌گذاری: زیر سایه‌های آزرث ➜ روزهای زوج شیطانی که او دید ➜ روزهای فرد 💬 گفت‌وگو با نویسنده↶ @belqisnovelbot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
961
Suscriptores
-824 horas
-137 días
+36230 días
Archivo de publicaciones
پارت اول هر دو رمان پینش شده

Repost from Belqis novels
💢 بچه‌ها یه نکته رو لطفاً در نظر داشته باشید.
قبلاً هم چند بار گفته بودم که اگر از چنل لفت بدید، ربات ممکنه دیگه به‌صورت خودکار اجازه ورود مجدد بهتون نده و در این صورت باید داخل ربات بهم پیام بدید تا دستی تأییدتون کنم. من تا جایی که بتونم همکاری می‌کنم و اکانت‌ها رو اوکی می‌کنم، اما لطفاً درک کنید که بعضی اکانت‌ها بارها و بارها از چنل خارج می‌شن و دوباره درخواست ورود می‌دن؛ طوری که من باید چندین مرتبه برای یک اکانت تأیید دستی انجام بدم. 🥲

برای همین احتمالاً از این به بعد اکانت‌هایی که به‌صورت مداوم لفت می‌دن و دوباره برمی‌گردن رو تأیید نکنم.
‼️پس اگر قصد موندن داخل چنل رو دارید، لطفاً بی‌دلیل لفت ندید تا هم برای خودتون دردسر ایجاد نشه و هم مدیریت چنل راحت‌تر انجام بشه.
ممنون از همراهی و درکتون. 🍒✨

photo content

اها این دیگه پرمیوم نمیخواد چون گیفتاش استارزی و ارزونه فقط رفرال ببرید(دوستاتون) @DadyaGift_bot

بچه‌ها فایل PDF رمان‌هارو برای فصل اول آپ کنم اینجا؟!

✍🏻 دلت می‌خواد نویسندگی رو از صفر یاد بگیری؟ تا حالا کلی ایده برای داستان داشتی، اما نمی‌دونستی چطور تبدیلشون کنی به یه داست
✍🏻 دلت می‌خواد نویسندگی رو از صفر یاد بگیری؟ تا حالا کلی ایده برای داستان داشتی، اما نمی‌دونستی چطور تبدیلشون کنی به یه داستان واقعی؟ 👀 🎓 دوره آموزش آنلاین نویسندگی از اولین ایده تا ساخت یک داستان کامل ✨ 🌱 ایده‌پردازی و شخصیت‌پردازی 📖 ساختار و روایت داستان 💬 دیالوگ‌نویسی و زاویه دید 🎭 توصیف و فضاسازی 🔥 کشش و تعلیق ✏️ بازنویسی و اصلاح متن 📚 مناسب برای نویسنده‌های مبتدی و علاقه‌مند به داستان‌نویسی 🎁 همراه با تمرین‌های عملی 💳 پرداخت نقد و اقساط ⏳ ظرفیت محدود ✨ با تخفیف ویژه ثبت‌نام کن 📩 برای اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام، پیام بده. @MIM_aym

۱۵تا دیگه

نمیدونم درسته یا نه ولی میگن این بات رفرال ببری بهت گیفت و استارز رایگان میده... آیدی باتشم اینه : @STARSlUM_BOT

ری‌اکشن رو به چهل برسونید بریم پارت بعدی

-بابات بی‌ناموسی کرده. به اسم کمک به زنهای بی‌سرپرست به زور باهاشون خوابیده بعد تو... اشک تو چشمامو دید و جلو اومد: -تو توقع داری من دامادش بشم؟ فهمیده بود عاشقشم. بدموقع فهمیده بود! -همش دروغه امیرحسین. بابام دشمن زیاد داره. بابام تو موسسه کار خیر می‌کنه‌ من... پوزخندش همه ی جونمو سوزوند: -توقع داری من حرفای اون مال‌مردم‌خورِ دزد ناموس و باور کنم؟ انقدر فشار روم بود که گوشیش زنگ خورد و اسم نامزدش رو گوشیش افتاد چشمام سیاهی رفت. نفهمیدم کی بغلم کرد اما خوب فهمیدم که با نگرانی داره صدام می‌زنه و تکونم می‌ده. شنیدم که با صدای خش‌دار و بغضیش به پشت خطی می‌گفت: - اگه یه مو از سرش کم بشه همتونو آتیش می‌زنم! تکونم داد و لبهاش روی پیشونیم نشست. اگه دوستم داشت چرا منو پس زده بود؟؟؟ https://t.me/+Wa4gaaYCIuk5Mzdk

بچه‌ها دیگه نبود من میتونم تخفیف رو بردارم؟

خدایی رمان‌هایی که ناهنجاری های اخلاقی رو عادی سازی میکنن نخونید

یه قولے میگن : حسن کچل، کچل حسن 😐دقیقا فرقش چیه، به عنوان یک زن دارم مےپرسم؟!

من زنم؛ ولی متاسفانه مغزم نمی‌تونه این دیالوگ رو پردازش و درک کنه! :/
من زنم؛ ولی متاسفانه مغزم نمی‌تونه این دیالوگ رو پردازش و درک کنه! :/

sticker.webp0.00 KB

╭┄┄┄┄┄❖༺ 𝑻𝒉𝒆 𝑫𝒆𝒗𝒊𝒍 𝑺𝒉𝒆 𝑺𝒂𝒘 ༻❖┄┄┄┄┄╮ ┏┄┄⊶ آلما برای درس خوندن به تهران اومد؛ اما چیزی که پیدا کرد، دانشگاه نبود.
╭┄┄┄┄┄❖༺ 𝑻𝒉𝒆 𝑫𝒆𝒗𝒊𝒍 𝑺𝒉𝒆 𝑺𝒂𝒘 ༻❖┄┄┄┄┄╮
┏┄┄⊶ آلما برای درس خوندن به تهران اومد؛ اما چیزی که پیدا کرد، دانشگاه نبود... هارون مردی بود که همه به متانتش اعتماد داشتن. مردی با چهره‌ای موجه و رفتاری بی‌نقص. اما آلما خیلی زود فهمید حقیقتی که پشت اون نقاب پنهان شده، به‌مراتب ترسناک‌تر از چیزیه که بتونه نادیده بگیره. و هرچی بیشتر به اون نزدیک می‌شه، راه برگشت سخت‌تر می‌شه... ┗┄┄⊷
┏┄┄⊶ 𝐅𝐚𝐬𝐥 𝐃𝐨𝐯𝐨𝐦 | 𝐒𝐡𝐚𝐡𝐭𝐨𝐨𝐭 𝐒𝐨𝐫𝐤𝐡 ┊🍒 فصل دوم : شاهتوت سرخ ┏┄┄⊶ 𝐏𝐚𝐫𝐭𝐬 𝟐𝟏𝟔 - 𝟐𝟐𝟎 ┊📖 Telegraph : پارت 216 ┊📖 Telegraph : پارت 217 ┊📖 Telegraph : پارت 218 ┊📖 Telegraph : پارت 219 ┊📖 Telegraph : پارت 220 ┗┄┄⊷ ┏╾ #The_Devil_She_Saw ♠ ┊Status : Ongoing ┊Genre : Psychological • Dark Romance • Erotic ┊Author : Belqis ├ ┊Chat With Author : @belqisnovelbot ┗┄┄┄┄╾☛ @belqisnovel ╰┄┄┄┄┄❖🖤❖┄┄┄┄┄╯

╭┄┄┄┄┄❖༺ 𝑻𝒉𝒆 𝑫𝒆𝒗𝒊𝒍 𝑺𝒉𝒆 𝑺𝒂𝒘 ༻❖┄┄┄┄┄╮ ┏┄┄⊶ آلما برای درس خوندن به تهران اومد؛ اما چیزی که پیدا کرد، دانشگاه نبود.
╭┄┄┄┄┄❖༺ 𝑻𝒉𝒆 𝑫𝒆𝒗𝒊𝒍 𝑺𝒉𝒆 𝑺𝒂𝒘 ༻❖┄┄┄┄┄╮
┏┄┄⊶ آلما برای درس خوندن به تهران اومد؛ اما چیزی که پیدا کرد، دانشگاه نبود... هارون مردی بود که همه به متانتش اعتماد داشتن. مردی با چهره‌ای موجه و رفتاری بی‌نقص. اما آلما خیلی زود فهمید حقیقتی که پشت اون نقاب پنهان شده، به‌مراتب ترسناک‌تر از چیزیه که بتونه نادیده بگیره. و هرچی بیشتر به اون نزدیک می‌شه، راه برگشت سخت‌تر می‌شه... ┗┄┄⊷
┏┄┄⊶ 𝐅𝐚𝐬𝐥 𝐃𝐨𝐯𝐨𝐦 | 𝐒𝐡𝐚𝐡𝐭𝐨𝐨𝐭 𝐒𝐨𝐫𝐤𝐡 ┊🍒 فصل دوم : شاهتوت سرخ ┏┄┄⊶ 𝐏𝐚𝐫𝐭𝐬 𝟐𝟏𝟐 - 𝟐𝟏𝟓 ┊📖 Telegraph : پارت 216 ┊📖 Telegraph : پارت 217 ┊📖 Telegraph : پارت 218 ┊📖 Telegraph : پارت 219 ┊📖 Telegraph : پارت 220 ┗┄┄⊷ ┏╾ #The_Devil_She_Saw ♠ ┊Status : Ongoing ┊Genre : Psychological • Dark Romance • Erotic ┊Author : Belqis ├ ┊Chat With Author : @belqisnovelbot ┗┄┄┄┄╾☛ @belqisnovel ╰┄┄┄┄┄❖🖤❖┄┄┄┄┄╯

Repost from Belqis novels
وسوسه‌ی تاریـ🕸ــک مِن🕷 پارت دویست و یک❌️💦
تخت تکون خورد و به گمانم آس روی تخت دراز کشید. اون‌قدر از دستش عصبانی بودم که نه بهش گفتم بلند شه و نه گفتم بره عقب. برای همین خواستم خودم بلند شم که از پشت کشیدم. _ کجا؟ حرارت🥵💦تنش حتی از روی لباس ساتنم هم حس می‌شد و این اصلاً خوب نبود. منو سمت خودش کشید و حتی چرخوندم رو‌به‌روش. _ تو که گفتی بدن🔥من هیچ تأثیری روت نداره، پس چرا سرخ شدی؟ _ نداره. _ دستتو بذار رو بدنم. _ چیکار کنم؟ دستمو گرفت و روی بدنش❌️گذاشت. _ پس چرا لباتو می‌جویی؟ تو که برات مهم نبود. تازه خودمم فهمیدم که داشتم لبامو می‌جویدم.♨️ _ این ربطی بهش نداره. _ نداره؟ _ نه. نگاهم رفت سمت کبودی‌هایی که کم‌کم داشتن بهتر می‌شدن. دستمو بردم روی یکی از اونا و فشار دادم. _ درد دارن؟‼️