واژهگردی 🎒
Ir al canal en Telegram
طعم لحظه آشناییزدایی با کلمه @VajheGardi 🎒 @DrMDastjerdi ☕️
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
212
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
+130 días
Archivo de publicaciones
212
منجمی به خانه در آمد، یکی مرد بیگانه را دید با زن او به هم نشسته. دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب خاست. صاحبدلی که بر این واقف بود گفت:
تو بر اوج فلک چه دانى چیست
که ندانى که در سرایت کیست
گلستان، باب چهارم، در فوائد خاموشی
212
از جهتی میشه به درام گفت: صحبت اضداد.
«خلوت دل نیست جای صحبت اضداد»
#برسرآنم
#واژهگردی
212
قهوه و قهوهای
تنهایی دارم قهوهی ادایی دم میکنم. بیاحتیاطی باعث میشه جلوی پیرهنم قهوهای بشه. چی؟ قهوهای!
تو ذهنم هیچ ارتباطی بین این دو نیست: رنگ قهوهای و نوشیدنی و دونهی قهوه. اولینبار رنگ قهوهای رو توی مدادرنگی دیدم و شناختم. این رنگ هیچ ربطی به اون دونهی خوشبو و پرانرژی نداشت. قهوهخونه هم هرگز تناسبی با این رنگ نداشت و حتی نمیدونستم چرا به چایخونه میگن قهوهخونه. زمان ما اینطوری نبود.
#واژهگردی
212
نفرین کارآگاه
راست کول نقش اصلی فصل اول سریال کارآگاه حقیقی:
گاهی راهحل دقیقا جلوی چشمته ولی تو هرگز متوجهش نمیشی. به این میگن نفرین کارآگاه.
«نفرین کارآگاه» وضعیتیه که مهمترین سرنخ یا پاسخ، درست جلوی چشمته اما بهدلیل درگیری با جزئیات ریز (کوررنگی ذهنی)، پیشفرضها و مسیرهای پیچیدهتر، نمیتونی ببینیش. جستوجوی افراطی برای کشف حقیقت، گاهی خودِ حقیقتِ آشکارو پنهان میکنه. در کل: گاهی آدم انقدر در تحلیل و تفسیر غرق میشه که سادهترین و روشنترین واقعیت رو نمیبینه.
اثر شرلوک هولمز دقیقا برعکس اینه؛ یعنی دیدنِ نشونههای مهم در چیزای خیلی عادی و روزمره؛ همون نکاتی که چون خیلی معمولیان، بقیه اصلاً بهشون توجه نمیکنن. شرلوک هولمز معروف بود به اینکه از کوچکترین نشونهها (مثل خاک روی کفش، نوع گل، چروک لباس، بوی سیگار، یا سکوت یه نفر) به نتیجههای بزرگ میرسید.
True Detective
#واژهگردی
212
عبارت «اقترب الساعه» چقدر کوتاه و کوبنده است. توش صدای دهلِ رستاخیز هست. دام دادام دام دام.
#واژهگردی
212
با دخترعموش نشستن، میگه: «سال بعد، ۱۳ تا کتاب درسی داریم، یه دونه هم اضافه کردن به نام: از من تا خدا. قرآن داریم، دینی داریم، از من تا خدا دیگه چه کوفتیه؟!»
212
اهل مشهده، از اینکه صاحبکارشون وسط جنگ کلی جنس ریخته تو مغازه شاکیه، میگه: «این چه به خودش اومده».
بیشتر حالت امری این عبارت رو شنیده بودم: به خودت بیا.
212
میگه وقتی صدای بمب میاد به بچهها میگیم: «دور بود» تا نترسن.
میگه: صدای هلیکوپتر اومد پسرم بدو بدو اومده میگه: مامان نترسم؟!
#جنگ
212
مترجم همزمان بیبیسی به جزایر سهگانه میگه: ابوموسی، تنگ بزرگ، تنگ کوچک 😲😁 🐟
#واژهگردی
212
آقای بازپرس میگه: «محمدرضا زحمت کشیده و قبض توقیف موتور رو دستکاری کرده و برده تحویل لونه زنبور داده... همونجا دستگیرش کردن».
من نمیدونستم به پارکینگ موتورهای توقیفی میگن لونه زنبور! چه برازنده!
212
بزرگترین پل کابلی ایران تو خوزستان نزدیک ایذه است؛ اسمش: سه بلوطک.
پس کی میریم اونوری؟!
#واژهگردی
212
من جام جمم ولی چو بشکستم هیییچ
تو تلفظ واژهی «شکستن» به جورایی صدای شکستن میاد.
#واژهگردی
212
تو یه مصاحبهای از سیاوش قمیشی پرسیدن استیو مککروم که تنظیمکنندهی کلی از آهنگات بود چی شد؟ گفت:
«اون هم مردی بود که در غبار روزگار گم شد».
هنوزم بهترین جواب فلانی چی شد، همینه.
آصف بارزی
#واژهگردی
212
مامای مرگ
همونطور که از قبل یه ماما داشتیم که هنگام تولد کمک میکرد تا نوزاد راحت به دنیا بیاد، مامای مرگ هم کمک میکنه بیمارانی که حال وخیمی دارن و احتمال رفتنشون زیاده، عذاب کمتری بکشن و راحتتر از دنیا برن. واقعا یه شغله. یکیشون میگفت مرگ شوخی بیرحمانهایه.
#واژهگردی
212
«دو برابر مرگم مُردهام و نصف زندگیام زندگی نکردهام.»
بهرام بیضایی
نمایشنامه افرا یا روز میگذرد
#واژهگردی
212
🔄 همچنان در حال انتقال نوشتههای کانال جنگی واژهگردی به اینجا هستم. از شکیبایی شمایی که اینا رو اونجا خوندید متشکرم.
212
دقت کردین جواب بعضی سوالا یه کلمه است: دیگه.
امارات: چرا آمریکا میزندتون، شما ما رو میزنید؟
ایران: دیگه 😏
گاهی هم جواب اینه: دیگه دیگه.
تو نوشتار همچین چیزی نداریم. همهمون معناشو میفهمیم اما قابل ترجمه نیست.
#دیگه
212
این رُب واقعا یکی از چُسونهواویلاترین مواد غذاییه. بابا درست حسابی درتو بستم گذاشتمت تو یخچال جای سرد عشق کنی دیگه کپک زدنت چیه؟
مارتین تایـلر
واژه چسونهواویلا با کاف، دادوهوار و بیآبرویی کردن برای گرفتن پول بیشتره. نمیتونم بیش از این توضیح بدم دیگه. 🫤
#واژهگردی
#کــ×ـــونهواویلا
#bitchuation
