واژهگردی 🎒
Ir al canal en Telegram
طعم لحظه آشناییزدایی با کلمه @VajheGardi 🎒 @DrMDastjerdi ☕️
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
212
Suscriptores
-124 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
212
ماجرای عشق به دخترخالهشو تو یه رشتو نوشته. خوندنیه. یک جای روایت میگه: خالهی سادهم نمیدونست که من استاکر ماهری هستم.
استاکر معانی مختلفی داره. عرفاً به کسی میگن که بیسروصدا فعالیت کراشش رو چک میکنه. قبلا آمار فیزیکی درمیآوردن اما الآن بیشتر پیگیری آنلاین و چک کردن پروفایل و استوریهاست.
در فرهنگ بازیها به ماجراجو یا شکارچی که وارد مناطق خطرناک برای شکار یا انجام ماموریت میشه استاکر میگن. فیلم استاکر تارکوفسکی رو اگه ندیدین که دیگه هیچی.
بعضی کشورها قانون ضداستاکینگ و حتی سایبراستاکینگ هم دارن و چنین رفتاری در شرایط خاص برای مزاحمان و تعقیبکنندگان جرمانگاری شده.
در کل، اینجا استاکر عاشق سریش، پیگیر، بیقرار، سگپیله، مترصد و آمارگیریه که گرفتار عشق یکطرفه است و هنوز توانایی حرف زدن نسبت به عشقش رو نداره.
@WordTourCh
212
یه جمله از مربی مهد یاد گرفته بود که خیلی دوستش داشتم. وقتی نامهربونی میدید میگفت: «مهربونیت کم شده؟» شبیه جمله حافظ: «مهرْبانی کی سر آمد؟»
@WordTourCh
212
«پرسیدند: مسلمانی چیست و مسلمان کیست؟ گفت: مسلمانی در کتابهاست و مسلمانان در زیر خاکاند.»
ذکر حسن بصری
#تذکره
#عطارخوانی
@WordTourCh
212
▪️سرم از حسوحال هم خالی شده؛ مثل حوضی که آبش را کشیده باشند. چیز درستی نمیخوانم، کاری نمیکنم، خُلق خوشی ندارم و شادی را فراموش کردهام که چه جور است. شادی کلمهٔ درستی نیست؛ دلخوشیست که از یادم رفته است.
▪️مدّتی باران و تاریکی را گوش کردم. چه لذّتی دارد از فردای نیامده نترسیدن، گوش به باران دادن، چای درست کردن، پادشاه وقت خود بودن.
روزها در راه
شاهرخ مسکوب
@WordTourCh
212
اسمش رو گذاشتم جاغروبی.
جایی که ۶-۷ ساعت رانندگی میکنم برسم و بشینم روی صخرهی جاغروبی، غروب رو با چشمانداز دماوند ببینم و بعدش شب تا صبح عکاسی کنم و برگردم.
Emad Nematollahi
@WordTourCh
212
کتابفروشیهای محلی عملاً منقرض شدهاند و این چیز جالبی نیست.
Salé Sharifi
وقتی دنبال خونه بودیم، برام از همهچیز مهمتر محلهش بود. خونههای بسیاری دیدم که آشپزخونههای قشنگی داشتن اما دریغ از محله. یکی را گفتند: خانهی بیمحل به چه ماند؟ گفت به زنبور بیعسل.
@WordTourCh
212
تو فرهنگ عزاداری ترکها، بعد از چهلم (بعضی جاها بعد از سالگرد)، خانواده عزادار رو رسماً از لباس سیاه در میان.
اقوام و آشناها برای این تغییر، لباسهای رنگی یا پارچه میارن که هم حالت هدیه داره، هم نشانه اتمام رسمی عزای سنگینه.
ما به اون لباس میگیم: اوروسگات
شما چی گیدی؟
@WordTourCh
212
- حاجآقا من راهمو گم کردم. اگه میشه یه راه میونبر به من نشون بدین.
+ بندهی خدا! تو دنبال میونبری، من دنبال دررو میگردم.
مارمولک، ۱۳۸۲
@WordTourCh
212
خانومه تماس گرفته یه خدماتی رو تبلیغ کنه، اولش خودشو معرفی کرد، گفت: شیدا ناپیدا هستم، از شرکت فلان...
بابای منم نیم متر اسم گذاشته رو من. یادمه دفترچه کنکور ۲۴ تا خونه داشت واسه حروف اسم، همشو پر کردم. 😁
@WordTourCh
212
تُرکا به بازار فروش ماشین میگن: شیطانبازار.
یارو داره از ماشینش تعریف میکنه، وسطش میگه: فنی مرتب. 🚗
@WordTourCh
212
تو اسبابکشی یه متنی رو از کارگاه ترجمه پیدا کردم، نوشته بودم:
مرسومترین نام خانوادگی در جهان «چانگ» است؛ نامی چینی به معنای «همیشه» یا «هرزمان». در کره متداولترین نام «کیم» است که به معنای طلاست.
@WordTourCh
212
گیر داده بود چرا به مَهریه میگی مِهریه. گفتم شما
به بیع میگی بَیع؟
یا به دِین میگی دَین؟
یا به وِکالت میگی وَکالت؟
ولمون کن دیگه.
@WordTourCh
