Devil's laugh(caprice no.13)
Ir al canal en Telegram
چقدر آرشه به نرمی میلغزید، و هر نغمه سرود عشق بود اما امروز قلبم چنین سنگین است، و دستانم چنین خسته. https://t.me/Devils_Mewsic
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
282
Suscriptores
Sin datos24 horas
+67 días
+2730 días
Archivo de publicaciones
اگه اینترنت یاری میکرد میتونستم دو سه تا عکس با کیفیت به اشتراک بذارم ولی حیف که فقط باعث میشه فحش های ترکیاصفهانی ابداع کنم تا روح و روانم به جنون نرسه.
کاش میتونستم نویسنده یا مترجم این کتاب رو مثله مثله کنم.
پ.ن : تصویر ۲-۳ را بیابید (999⁹⁹⁹ نمره) :
Repost from ادهم
آش حیات از کفمان رفته است
گرچه که سوزد دهن از کام شر
بر سرمان منت هرچیز بود
اشرف مخلوق، نکونام شر
مرغ سحر با تن پرپر شده
ناله کند شامگه از بام شر
فال، در آمد و کنون ماندهایم؛
آخر شهنامه، سرانجام شر
- ادهم
+1
انیمیشن خط توسط هنرمند خلاق ایتالیایی به اسم "ازوالدو کاواندولی" به موفقیت رسید که ماجراهای مردی غرغرو هست که از یک خط تشکیل شده و روی یک خط افقی زندگی میکنه و بر اساس رفتار هاش موقعیت های کمیکی رو رقم میزنه، خلاصه خواستم یکی از انیمیشن های محبوبم رو باهاتون به اشتراک بذارم.
خلاصه :
محتوا ها درباره گوئیدو د آرتسو هست، کسی که اگر نبود آهنگسازی به معنای واقعی کلمه بوجود نمیومد، سیستم نگارش نت ها و نام گذاری ۷ نت موسیقایی رو ابداع کرد. اگه جزئیات بیشتر میخواید محتواها رو بخونید و گوش بدید واقعا جالبن.
Trace the evolution of mensural note values through several centuries.
شهرت گوئیدو بهتدریج از آرتسو فراتر رفت و سرانجام به رم رسید. او به دربار پاپ ژان نوزدهم دعوت شد و در آنجا روشهای خود را بهطور عملی نمایش داد. این دیدار، نقطهٔ عطفی در زندگی او بود؛ زیرا تأیید رسمی کلیسا را بهدنبال داشت و بسیاری از اتهامهای پیشین دربارهٔ بدعتگذاری را از میان برداشت. از آن پس، اندیشههای گوئیدو جایگاه خود را در آموزش موسیقی کلیسایی تثبیت کردند.
از نظر زندگی شخصی، اطلاعات چندانی در دست نیست، اما آنچه روشن است اینکه گوئیدو، بهعنوان راهب بندیکتینی، هرگز ازدواج نکرد و فرزندی نداشت. تمام زندگی او وقف آموزش، نوشتن و اصلاح نظام موسیقی کلیسایی بود. دربارهٔ آثار آهنگسازیشدهٔ او نیز باید گفت که اگرچه سرودها و تنظیمهایی مذهبی از او باقی مانده، اما این آثار بیش از آنکه بیان هنری مستقل باشند، نمونههایی آموزشیاند. اهمیت اصلی گوئیدو نه در خلق قطعه، بلکه در خلق امکانِ خلق قطعه نهفته است.
مهمترین اثر مکتوب او رسالهٔ «Micrologus» است؛ متنی که پس از آثار بوئتیوس، به یکی از بنیادیترین منابع نظری موسیقی در اروپای قرون وسطی بدل شد. در این رساله، گوئیدو به بررسی فواصل، ساختار ملودی، شیوههای ابتدایی چندصدایی و اصول آموزش موسیقی میپردازد.
این کتاب تا قرنها مرجع اصلی آموزش موسیقی در صومعهها و مدارس مذهبی بود.
در نهایت، جایگاه گوئیدو دِ آرتسو را باید فراتر از عنوان آهنگساز یا نظریهپرداز دید. او موسیقی را از دانشی مبتنی بر حافظه و تقلید، به نظامی نوشتاری، تحلیلی و آموزشپذیر بدل کرد. اگر تاریخ موسیقی غرب توانست به سوی پلیفونی، فرم، هارمونی و در نهایت اندیشهٔ آهنگسازی گسترش یابد، یکی از پایههای اصلی این مسیر، بیتردید بر شانههای گوئیدو دِ آرتسو است؛ راهبی که بیآنکه آثار پرشمار بیافریند، زبان موسیقی را برای همیشه دگرگون کرد.
گوئیدو دِ آرتسو، راهب بندیکتینی و نظریهپرداز موسیقی سدهٔ یازدهم میلادی، یکی از تأثیرگذارترین چهرهها در تاریخ موسیقی غرب است؛ چهرهای که اهمیتش نه در شمار آثار آهنگسازیشده، بلکه در دگرگون کردن بنیادهای آموزش و نوشتار موسیقی نهفته است. پیش از او، موسیقی کلیسایی اروپا عمدتاً بر سنت شفاهی استوار بود؛ آموختن سرودها سالها زمان میبرد و انتقال دقیق ملودیها وابسته به حافظه و تقلید مستقیم از استاد بود. نتنویسی وجود داشت، اما نئومها تنها جهت حرکت ملودی را نشان میدادند و از ثبت دقیق ارتفاع و فاصله ناتوان بودند. در چنین فضایی، گوئیدو پدیدار شد و مسیری تازه گشود که موسیقی را از حافظه به کاغذ، و از سنت به نظام بدل کرد.
زادگاه دقیق گوئیدو بهطور قطعی مشخص نیست، اما پژوهشگران او را زادهٔ ناحیهٔ توسکانی ایتالیا میدانند و تاریخ تولدش را حدود سال ۹۹۱ میلادی تخمین میزنند. لقب «دِ آرتسو» بیش از آنکه به محل تولد اشاره داشته باشد، به شهری بازمیگردد که مهمترین دورهٔ فعالیت فکری و آموزشی او در آن شکل گرفت: شهر آرتسو. با این حال، زندگی او محدود به یک مکان نبود و مسیر فکریاش در رفتوآمد میان چند مرکز مهم مذهبی و فرهنگی تکامل یافت.
گوئیدو نخست در صومعهٔ پومپوزا، در نزدیکی فرارا، اقامت داشت. در همین صومعه بود که او روشهای تازهٔ آموزشی خود را به کار گرفت و بهتدریج به این نتیجه رسید که میتوان موسیقی را بسیار سریعتر و دقیقتر از آنچه مرسوم بود آموزش داد. شاگردان او در مدت کوتاهی قادر میشدند سرودهای پیچیده را بدون حفظ طولانیمدت اجرا کنند. اما همین موفقیت، بهجای پذیرش، حسادت و مخالفت برخی راهبان را برانگیخت. نوآوریهای او تهدیدی برای اقتدار سنت شفاهی تلقی میشد و سرانجام گوئیدو ناچار شد پومپوزا را ترک کند.
پس از این دوره، او به آرتسو رفت؛ شهری که نامش برای همیشه با گوئیدو گره خورد. در آرتسو، فضای آزادتر آموزشی به او اجازه داد اندیشههایش را بهطور کامل بپروراند. در همینجا بود که سیستم نتنویسی خطدار را تثبیت کرد؛ سیستمی که ابتدا بر چهار خط افقی استوار بود و هر خط، ارتفاع صوتی مشخصی را نشان میداد. این نوآوری، امکان خواندن دقیق موسیقی را بدون شنیدن قبلی فراهم میکرد؛ قابلیتی که امروز آن را بدیهی میدانیم، اما در آن زمان انقلابی واقعی بود.
در همین دوره، گوئیدو نظام سولمیزاسیون را نیز بنیان نهاد. او برای آموزش فواصل، از سرود مذهبی «Ut queant laxis» بهره گرفت؛ سرودی که هر مصرع آن از نت بالاتری آغاز میشد. از هجاهای آغازین این مصرعها، نامهای Ut، Re، Mi، Fa، Sol و La شکل گرفتند. این نظام، صرفاً نامگذاری نتها نبود، بلکه روشی برای درک رابطهٔ فواصل و آموزش شنوایی بهشمار میرفت. بعدها Ut به Do تغییر یافت و با افزوده شدن Si، ساختار آشنای امروزی کامل شد، اما بنیان آن همان اندیشهٔ آموزشی گوئیدو بود.
یکی دیگر از دستاوردهای مهم او، نظام هگزاكورد بود؛ ساختاری ششنتی که در سه گونهٔ طبیعی، سخت و نرم تعریف میشد و برای نخستین بار تمایز میان B بکار و B بمل را بهطور روشن مطرح میکرد. این تمایز، سرآغاز شکلگیری مفاهیمی شد که بعدها در قالب دیز و بمل و در نهایت در نظام تونال به اوج رسیدند. افزون بر این، گوئیدو ابزار آموزشی مشهور «دست گوئیدویی» را معرفی کرد؛ روشی که در آن هر بند انگشت نمایندهٔ یک نت بود و معلم با اشاره به دست خود، شاگرد را به شنیدن و خواندن ذهنی فواصل هدایت میکرد. این روش، شکلی پیشرفته از آموزش سلفژ ذهنی در قرون وسطی بهشمار میرفت.
UT QUENTAS LAXIS
RESONARE FIBRIS
MIRA GESTORUM
FAMULI TUORUM
SOLVE POLLUTI
LABII REATUM
SANCTE JOHANNES
ایکه خادمانت معجزه های تو را به ستایش میایستند.
باشد که گناهانشان از لب ناپاکشان زدوده شود
ای یحیی قدیس
... به گمان او، موسیقیدان حقیقی فیلسوفی است که برای داوری دربارهی موسیقی به عقل خود رجوع میکند، نه آهنگسازی که با کمک غریزهاش ترانه میسازد.
- بوئتیوس (ح ۴۸۰ - ح ۵۴۲)
