عنکبوتها روی ستون فقراتم میرقصند.
Canal cerrado
ژن، ژیان، ئازادی
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
309
Suscriptores
-124 horas
-77 días
+4130 días
Archivo de publicaciones
وقتی عکس و ویدیوهایی که ازت به اشتراک گذاشتن رو میبینم، با خودم میگم اینایی که اکثرشو من ازش گرفتم یعنی دیگه قرار نیست رها توی کادر دوربینم باشه؟ یعنی واقعا قرار نیست بگی: «یه عکس بگیر لطفا.»
پوستم از اشک میسوزه. قلبم آشوبترینه و هی بهش فکر میکنم هی یه پیام دیگه میخونم و بدتر به جنون کشیده میشم که چطور دیگه نباشه آخه.
تموم نمیشه حجم اون همه پیام. از حس نا لبریزم. واقعا نمیتونم یه پیام درست بنویسم حس میکنم.
امروز خیلی نگرانت بودم. و خیلی بهت فکر کردم. ولی خب پیام نمیدادم چون حس میکردم واکنش درستی که میخوای اینه. و امشب توی تراس که رفتم این بخش دیوارو برای اولینبار دیدم و یادم افتادی. بعدش ماژیک آوردم و سیاهش کردم واضح و برات عکس گرفتم. آناهیتا خیلی زیاد برام اهمیت داری و امیدوارم تونسته باشم بهت نشونش بدم. فقط بدون به هرشکلی که فکر میکنی و ازم برمیاد، من رو کنارت داری برای شرایط مختلف. خوش تم گرگ.💚💚
من در سوگات نمیپوسم. در سوگات میجنگم. بهتر میشم. قول میدم.
نوشتن در موردت به این شکل که دیگه روی زمین نباشی قلبم رو هزار تیکه میکنه. رها شور زندگی بودی واسم. دوست تمام راه بودی برام. اون یکی مامان آلیبرو بودی. قلبم تا وقتی که میتپه عشقی رو که بهم دادی فراموش نمیکنه. بیزارم که از تو با فعل و انفعلات گذشته یاد میکنم.
اوکی رضا زن زندگی آزادی رو از بایوت پاک کردی، از قلبمون چطور؟
طبق گزارش تا دیروز بالای ٢٧ کشته
بیشتر از ١۵٠٠ بازداشتشده
در هر لحظه به دونهدونهشون فکر میکنم و میخوام از حجم استرس و خشم بالا بیارم.
من نمیخوام فقط مثل یک اسب زیبا باشم من میخوام مثل یک اسب وحشی آزاد باشم.
خوندن نامههای فرزاد کمانگر هر بار به یه شکل تازه متلاشیم میکنه.
