es
Feedback
درباره‌ اَلی

درباره‌ اَلی

Ir al canal en Telegram

《با صد هزار مردم، تنهایی》 《بی صد هزار مردم، تنهایی》 ما هر دو در اينجا غريبيم و هر غريبى همدم غريب ديگر است؛ 《عین القضات》 @Scarecrow0022 آغوشی از گفت‌وگو

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
374
Suscriptores
+4524 horas
+577 días
+5730 días
Archivo de publicaciones
Mensaje de voz05:45

خیل عظیم جماعت جویای کار
خیل عظیم جماعت جویای کار

Mensaje de voz00:48

Mensaje de video01:01

به سمت مقصدی نا معلوم جهت تقلی برا بقا در جنگل آسفالت [سروش هیچکس عضو جدید محفل ادبی]
به سمت مقصدی نا معلوم جهت تقلی برا بقا در جنگل آسفالت [سروش هیچکس عضو جدید محفل ادبی]

Scarface 2025 Director: myself
Scarface 2025 Director: myself

Mensaje de video01:00

photo content

Mensaje de voz09:48

Repost from Live.
گفت آسان گیر بر خود کارها کز رویِ طبع سخت می‌گردد جهان بر مردمانِ سخت‌کوش

جزوه دستور زبانی که سه ماه براش وقت گذاشتم به فاک عظمی رفت و من دیگه شکست خورده تر از این نمی‌شد باشم...

واقعا بند اول کپشن بدجور وصف حال فلسفی ماست

[هزار بار مردم که حالیم بشه که این زنده موندن؛ نمردن نبود...] نمردم ببینم کی پشت منه که یه عمر بردامو جار میزنه کی قاضی پرونده‌های منه کی از من دفاع میکنه یه تنه [برای ما که حرف مفت شنیدیم و حاضر جوابی نکردیم] @about_ali_2002

من همه چیز خواهم شد الا همه‌کاره آن دکان فکستنی گوشه خیابان بهشتی؛ آنجا تنها جاییست که بعد از معدن سخت‌ترین شغل جهان را دارد. دوستان ما نداریم، من ندارم. بله بعضی‌ها آنقدر ندارند که پی همه چیز را به تنشان می‌مالند، من هم مالیدم هیچ کدام از همکار‌های من با موتور چله زمستان کار نکرده‌اند. ولی بعضی کار‌ها واقعا برای ما نیست این را بفهمیم و بفهمانیم. [سلسله خزعبلات سردبیر مجله جوانان ناکام]

شاید یه روز... منم گفتم چه خوب شد که اینشکلی زندگی کردم.
شاید یه روز... منم گفتم چه خوب شد که اینشکلی زندگی کردم.

بعد از این که پنج ملیون‌تومن ناقابل دادم لپ تاپ رو سرویس کنم گفتم چنتا بازیم بریزم و این شد که الان عوض همه چیز و همه کار‌های نکرده دارم کرایسیس بازی می‌کنم و حقیقتا خیال می‌کنم از جهان خارج می‌شم و واقعا فارغ از غم دنیام. نه اینکه غم ندارم نه ولی غمم غمه شخصیت اصلیه بازیه، کشتن فضاییای مهاجم.. [وقتی دبیر انجمن در انجمن را گِل گرفت]

هر بار که عباس رو می‌بینم بیش از پیش مردّد می‌شم که کتابای نیمه‌کارمو تموم کنم یا نه؟! و مطمعن از اینکه بالاخره باید خیابون انقلاب وفرعیاش تا خود جمهوری رو با مین‌های خوشه‌ای مین‌گذاری کنم. [وقتی علم و حقیقت مایه ذلت و خواری انسان شد]

حوصله ساخته شده برای نداشتن؛برای سر رفتن.از این جهت دنبال حوصله داشتن نگردیم. فقط قانون گذر رو درک و باور کنیم؛ در هر صورت می‌گذرد پس اگر حوصلشم نداریم مجبوریم... [جبر در روشنای لامپ‌های خانه‌ عضو ارشد انجمن]

برمدار دلهره می‌گردم؛ حیران از این که با خودم چه کردم و افسوس که مردم که مرد یعنی باید ماند پای هرآنچه من نکردم... [درحال خماری کشیدن در دفتر انجمن ادبی نصفه شب]

هنوزم تو چشات برق چشای نوجوونیته هنوز این مرد سرمسته موهای زعفرونیته فقط تو از من تنها یه دنیا خاطره داری شبایی که نمی‌خوابم توام تا صبح بیداری می‌میرم واسه تو هر شب تو هر شب واسه من تب کن دیگه دستام می‌لرزه تو موهامو مرتب کن میدونی دوست دارم هنوزم مثل قبل خیلی تو حتی پیرتم زیباست آهای خانوم آنشرلی من هرجا سست شد پاهام تورو محکم بغل کردم غمامو تو آغوشت به خوشحالی بدل کردم نمی‌فهمی ولی داره جهان کوچیک‌تر میشه کنار تو نمی‌ترسم که مرگ نزدیک‌تر میشه... @about_ali_2002