درباره اَلی
Ir al canal en Telegram
《با صد هزار مردم، تنهایی》 《بی صد هزار مردم، تنهایی》 ما هر دو در اينجا غريبيم و هر غريبى همدم غريب ديگر است؛ 《عین القضات》 @Scarecrow0022 آغوشی از گفتوگو
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
342
Suscriptores
-924 horas
+187 días
+1130 días
Archivo de publicaciones
342
سرما خوردهام؛
گلومی تیر میکشد؛
معدهام میسوزد.
مغزم اما ام هچنان به قدرت مشغول مشغله است"چه باید کرد؟""چه نباید؟"
هر روز نیمساعتی را همراه رابرت و فرانچسکا روی پلهای مدیسنکانتی میگذرانم.
شب منتظر آغوش امن یک دوست؛ که آیا برسد یا نه.
«تنهایی عضو ثابت انجمن نیمه شب شده»
342
«برای زیستن هنوز بهانه دارم
من هنوز میتوانم
به قلبم که فرسوده است
فرمان بدهم
که تو را دوست داشته باشد…»
احمدرضا احمدی
342
کیانا کارشناس روانشناسیه
خیلی وقته میشناسمش
تو ناشناسش از حالم گفتم
و کلی حس خوب بهم داد
*دختر جون با منه
342
میدان پر از بسیجی و مامور است؛
یک عدد روغن مایع و یک بسته ماکارونی ۵۰۰ هزار تومن.
مجری تلوزیون: ناو ... فلان هدف حمله قرار گرفت؛ الله...
داروهای زن همسایه گیر نمیآید.
مرتضی پنچر کرد؛ دیر رسید؛ اسنپ اورا صد هزار تومن جریمه کرد.
این داستان ادامه دارد...
«خدا نبود که ببیند؛ خدا نبود که هرچه خواستند کردند؛ خدا تعیلات را در سواحل سانتاماریا سپری میکند»
342
تقدیر چیز عجیبی است؛
با تمام قوا هم که خلاف جهت آب پارو بزنی؛ موجها کار خودشان را میکنند و تو را از اقیانوس رویا به ساحل واقعیت میکشناند.
«شاید کارم را علیرغم میل در مدرسه سال قبل ادامه دهم»
