es
Feedback
‌ ‌ارغوانِ بی ابتهاج ‌

‌ ‌ارغوانِ بی ابتهاج ‌

Ir al canal en Telegram

" ارغوانم را دیدی سر راه؟ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌مثل من پیر شده بود؟:) 🥀 ‌‌ 『 مرا ببخشید اگر نوشته‌هایم شمارا یاد کسی می‌اندازد』 ‌‌ ناشناس: @Arghavan_ebtehajbot ‌‌ •چنل متعلق به شخص خاصی نیست و پیام‌ها به فرد خاصی اشاره ندارد

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
382
Suscriptores
-824 horas
-277 días
+2430 días
Archivo de publicaciones
یکی ازم پرسید: چجوری انقدر آرومی، انگار هیچی برات مهم نیست؟ بهش گفتم: همه چیزایی که ترسیده بودم سرم بیاد، سرم اومد، دیگه نگران چی باشم؟

2_5195222261199568344 (1).mp39.62 MB

بالاخره یه شب میرسه که وقتی خوابیدم صبحش تو بغل تو چشمامو باز کنم.

با اولین‌ بارون‌ پاییز‌ یاد من بیوفت . .

اولاً دوستت دارم. ثانياً هر آن چه بينمان رخ داد، اولاً را از ياد نبر.

نمی‌دونم تلقینه یا تصادف اما دلم نمی‌خواد باور کنم که دقیقا هربار یه غم گوشه قلبم می‌شینه، غروبِ سه‌شنبه است ..

به یدونه از این شبا نیاز دارم که از ذوق خوابم نبره.

مرسی‌که هرچی ابتهاج و ارغوان می‌بینید برام می‌فرستید:))))) تبدیل به خوش‌حال ترین حالتم میشم🥹🫀

جوانیم در این امید پیر شد.mp33.21 MB

خدایا یه "آخیش" بنداز وسط این روزای من.

شرایط و قسمت دروغ‌اند. اگر انسانی انسان دیگر را دوست بدارد برایش جنگ به پا می‌کند.

در وصف حضور بعضی از آدم ها، میشه مثل احمد شاملو گفت: «زندگی ترکم کرده بود؛ زندگی آوردی.»

هر وقت نمی‌دونستی کجا بری، بیا بغلم.

خوشا صبحی که او آید نِشیند بر سر بالین تو چشم از خواب بُگشایی ببینی شاه شاهانی

شاید انسان ترجیح می‌دهد درکش کنند تا این‌که، دوستش داشته باشند.
۱۹۸۴ - جورج اورول

" شعر خواهم شد که شاید در خفا خوانی مرا؛

شده دلتنگ بشوی چاره نیابی جز اشک؟ من به این چاره‌ی بی‌چاره دچارم هر شب . .

پدرم گاه صدا می‌زندم شعر سپید بس که آشفته و رنجور و بهم‌ریخته‌ام . .