es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

بنشین‌تماشایت‌کنم

بنشین‌تماشایت‌کنم

Ir al canal en Telegram

- جایی برای ثبت ما وقع،برای مرور در آینده؛ ناشناس:t.me/HidenChat_Bot?start=1174690378

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada

📈 Análisis del canal de Telegram بنشین‌تماشایت‌کنم

El canal بنشین‌تماشایت‌کنم (@tamashayat1) es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 47 468 suscriptores, ocupando la posición en la categoría Otro.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 47 468 suscriptores.

Según los últimos datos del 19 octubre, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 30 799, y en las últimas 24 horas de 761, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 24.05%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 24.26% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 11 167 visualizaciones. En el primer día suele acumular 11 261 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 49.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“- جایی برای ثبت ما وقع،برای مرور در آینده؛ ناشناس:t.me/HidenChat_Bot?start=1174690378”

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 20 octubre, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Otro.

47 468
Suscriptores
+76124 horas
+10 7797 días
+30 79930 días
Archivo de publicaciones
+ تو بگو دوستت دارم، من ثابت می‌کنم انسان موجودِ پرنده‌ایست...

ديشب آرام كنار گوشم زمزمه كرد دوستت دارم نه تا آسمان هفتم كه عيسی رفت نه تا آسمان نهم كه محمد من تا خود خدا پرواز كردم...

می‌گن تو آتیشِ جنگ‌جهانی، بعضی از سربازا تو سخت‌ترین شرایط جنگی، جایی که امید کمرنگ‌تر از یه باریکه‌ی نور از بین روزنه‌های دی
می‌گن تو آتیشِ جنگ‌جهانی، بعضی از سربازا تو سخت‌ترین شرایط جنگی، جایی که امید کمرنگ‌تر از یه باریکه‌ی نور از بین روزنه‌های دیوار بود، برای چند ثانیه به عکسِ کوچیک و قدیمیِ دخترکی که توی جیب یونیفرمشون بود نگاه می‌کردن؛ و بعد انگار که قلبشون جای خون، انگیزه‌ی دووم‌آوردن پمپاژ کنه، دوباره می‌ایستادن به جنگیدن. نه که نترسن از مردن، نه که مطمئن باشن از پیروز شدن! نه! اتفاقا اونا هم ترسیدن. ترسیدن حقّ آدماست، ولی این‌که چه‌طور بتونی از لابه‌لای ترس‌هات عشق رو بیرون بکشی و به‌خاطرش بجنگی، از تو اسطوره می‌سازه و در مقابل، شونه‌خالی کردن ازت یه ترسو، که حتی اگر زنده هم بمونه، بازم ننگِ جا زدن تا ابد همراهشه..

«معجزه‌ی صبر منی.»

"و چون تو مرا دوست‌داری، دنیا بزرگ‌تر، آسمان وسیع‌تر، دریا آبی‌تر، گنجشک‌ها آزادتر.. و من هزاران‌ بار زیباتر شده‌ام.."

گرما شیره‌ی وجودمو می‌کشه. بیرون رفتن تو گرما منو از وجود خودم خالی می‌کنه. مثل یه کیسه نایلون خالی می‌شم که معلقه.

تو تنها دلیل منی برای دووم آوردن.

مرا در شبِ بازوانت سفر ده.

با او، همه‌چیز ساده است.

اما در این زمانه‌ی نامطمئن که همه‌چیز معامله‌ای و مشروط شده؛ اگر واقعاً عاشقی، یعنی خوش‌شانس و خوش‌بختی .. خیلی خوشبخت!
اما در این زمانه‌ی نامطمئن که همه‌چیز معامله‌ای و مشروط شده؛ اگر واقعاً عاشقی، یعنی خوش‌شانس و خوش‌بختی .. خیلی خوشبخت!

از خدا که پنهون نیست؛ ولی تا می‌تونی از بنده های خدا پنهون نگه دار عزیزم. هرچیز که برات مهم و ارزشمنده رو لطفاً پنهون نگه‌‌ش دار!

آرام بگیر در آغوشم. فردا هم دوستت خواهم داشت. شب برای بخیر شدن، همین دو چیز را نیاز دارد …🌘✨

Siavash ghomayshi - Fereshteh (SlowRemix).mp310.99 MB

من آدم دل بستن به چیزای کوچیکم. برام شکلات میخری کاغذشو پیش خودم توی جیبم نگه میدارم، بهم یه تکست قشنگ میدی سیوش میکنم و هی میخونمش، تو ماشین میگی فلان آهنگو دوس داری به پلی لیستم اضافش میکنم. من عاشق جزئياتم...

ممنون🙂‍↔️🙏🏻
ممنون🙂‍↔️🙏🏻

شاید اگر قرار بود در جزیره‌ی ناشناخته‌ی زندگی موسیقی باشم؛ "نوازشِ جناب قمیشی" می‌بودم! همون‌‌جا که در اوج استیصال با لطافت می‌گه: "می‌شه نوازش‌م کنی وقتی گرفته حالم؟" یا اون‌جا که مغموم و رنجور می‌گه: "می‌شه ببندی بالم‌و؟ آخه شکسته بالم!" آینه‌ی تمام نمای من در ناملایماتِ روزگاره.. و در کل که من بسیار آدمِ "می‌شه بشینی پیش‌م و یه شعر برام بخونی؟" ای در هر حال و شرایطی هستم..

بعنوان کسی که "درون را می‌نگرد و حال را" در میان نسلی که اغلب "برون را می‌نگرند و قال را" زیادی غریبه‌م ..

هر حیوان كه از دور دیدی و ندانستی سگ و گرگ است یا آهو، ببین رو به سمت مرغزار و سبزینه است یا لاشه و استخوان؟! آدمی را نیز چون نشناسی، ببین به كدام سوی می‌رود؟! مجالس سبعه/ مولانا

معلومه که فرق داری برام‌. این تویی که می‌تونی نگرانی‌های قلبم رو برطرف کنی.

‏با من از قصه‌ها و غصه‌هایت بگو. من شنواترین گوش جهانت خواهم بود…