⨷Covey girl's lullaby⎊
Ir al canal en Telegram
ॐ زن زندگی آزادی. Welcome to Tony Stark fanclub. Carpediem. Professional yapper. She/her talk:https://t.me/SendHarfBot?start=36b42d516e59 talk2:http://t.me/safeCht_bot?start=jZRCAS Me: @Bomblalala Private:https://t.me/+10oE7ZBkD0BiMTVk
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
501
Suscriptores
-124 horas
-57 días
-230 días
Archivo de publicaciones
و یک جاهم که ازش پرسیده بودن چطوری دو سال تمام روی درخت بدون هیچ کس دووم آوردی، برگشت گفت درختا با من حرف میزدن و بهم میگفتن طبیعت هم به مترجم نیاز داره.
بعد جولیا فقط زمانی راضی شد از اون درخت بیاد پایین که شرکت باهاش یک تعهد بست که قرار نیست این درختهارو قطع کنه.
و زندگیش تو این دو سال خیلی سخت بود چون علاوه بر آب و هوای بد، سرما و طوفانهایی که خیلی وحشتناک بودن، شرکت هم اذیتش میکرد که از درخت بیاد پایین. مثلا با هلیکوپتر میرفتن اون بالا و تهدیدش میکردن و ده روزم توسط یک شرکت دیگه محاصره شد، ولی خب هیچ کدوم از اینها نتونست متوقفش کنه و در آخر به خواستهاش رسید.
بچهها ایشون خانوم جولیا باترفلای هیله و از اونجایی که خیلی دوستش دارم میخوام براتون تعریف کنم چیکار کرده.
جولیا وقتی ۲۲ سالش بوده داخل یک تصادف جمجمهاش آسیب میبینه و قدرت تکلم و شنواییش رو اگر اشتباه نکنم یک مدتی از دست میده و بخاطر این موضوع کلی آسیب روحی بهش وارد میشه.
بعد از بهتر شدن وضعیتش، دنبال یک هدف و دلیلی برای زندگیش بود که بتونه از این وضعیت ناامیدی درش بیاره.
یک سال بعد جولیا عضو یک گروه معترض میشه که هدفشون جلوگیری از قطع درختهای جنگل چوب سرخ تو کالیفرنیای شمالی بود و بالاخره احساس میکنه که هدفش رو پیدا کرده. و داوطلب میشه از یک درخت خیلیی قدیمی تو این جنگل که بیشتر از هزار سال از عمرش میگذشت و فکر کنم حدود ۶۰ متر ارتفاعش بود بالا بره برای اعتراض به شرکت Pacific lumber که هدفشون قطع این درختها بود.
و خب موفق میشه رکورد درخت نشینی رو بزنه، بخاطر همین تمرکز خیلی از مطبوعات و خبرگزاریها میاد سمتش و همه برای مصاحبه با جولیا میرفتن اونجا.
و خب جولیا ۷۳۸ روزی(تقریبا دو سال) رو بالای اون درخت زندگی میکنه و اسم درخت رو هم میذاره لونا(😭)
و زندگیش بالای اون درخت واقعا سخت بود، مخصوصا اولا چون بهش عادت نداشت، ولی بعد از یک مدت انگار با لونا یکی میشه و دیگه به وجودش و زندگی در کنارش عادت میکنه.
