es
Feedback
علی دودانگه‌

علی دودانگه‌

Ir al canal en Telegram

@Alidh81 ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=5714922996

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
219
Suscriptores
+224 horas
+37 días
+730 días
Archivo de publicaciones
بیا که بی لب سرخت سیاه‌روزم من شبی نبوده چو پروانه‌ها نسوزم من #علی_دودانگه @Alidodangeh

یلدا مبارک❤️

فاش می‌گویم و از گفته‌ی خود دلشادم بنده‌ی عشقم و از هر دو جهان آزادم طایرِ گلشنِ قدسم چه دهم شرح فراق که در این دامگهِ حادثه چون افتادم؟ من مَلَک بودم و فردوسِ برین جایم بود آدم آورد در این دیر خراب آبادم سایه‌ی طوبی و دلجوییِ حور و لبِ حوض به هوای سرِ کوی تو برفت از یادم نیست بر لوحِ دلم جز الفِ قامتِ دوست چه کنم حرفِ دگر یاد نداد استادم کوکبِ بختِ مرا هیچ مُنَجّم نشناخت یا رب از مادرِ گیتی به چه طالع زادم؟ تا شدم حلقه به گوشِ درِ میخانه‌ی عشق هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم می‌خورد خونِ دلم مردمک دیده، سزاست که چرا دل به جگرگوشه‌ی مردم دادم پاک کن چهره‌ی حافظ به سرِ زلف ز اشک ور نه این سیلِ دمادم بِبَرَد بنیادم #حافظ

Gandom_Goon.mp317.75 MB

نرفت هیچ کلامی میان ما، اما هزار حرف و حدیث از تو مانده پشت سرم #علی_دودانگه @Alidodangeh

آهِ سعدی اثر کند در کوه نکند در تو سنگدل اثری سنگ را سخت گفتمی همه عمر تا بدیدم ز سنگ سخت‌تری

چه بُوَد کینِ تو ای چرخ که مهرت این است؟🖤 #طالب

از مهر تا الان حوادث ناگوار زیادی رو پشت‌سر گذاشتم. البته هنوزم ادامه دارن. اما زندگی همینا بود دیگه. دنبال چیز خاصی باید باشیم مگه؟ خیلی اتفاقات افتاده و بعداً هم خواهد افتاد. خیلی آدما میان و می‌رن. طرز فکرا عوض می‌شن. تجربیات جدید به دست میاد. درس می‌گیریم. وارد مسیرهای تازه و پرچالش می‌شیم و... در پسِ تک‌تک این اتفاقا، من حواسم به خیلی چیزا هست. خیلی چیزا. سکوت علامت جهل نیست. گاهی اوقات حرفی برای گفتن نمی‌مونه. بیشتر از قبل دارم تلاش می‌کنم و چندبرابر قبل، دغدغه‌ی شعر دارم. امیدوارم اونا که باید، منو ببخشن که آدم بدی بودم و برام آرزوهای خوب کنن.

کانال خیلی رسمی و خشک شده. باید یه کم بیشتر با هم اختلاط کنیم.

وقتی ریمو می‌کنید، بگید. من فکر می‌کنم دستم خورده آنفالوتون کردم، عذاب‌وجدان می‌گیرم.

آنکه به هر که زاد، جگرگوشه داد، در تقدیرِ من نوشت که خون به جگر شود ای روز خوب من! کمی آهسته‌تر بیا خوابیده است بخت، مبادا خبر شود #علی_دودانگه @Alidodangeh

ای آنکه آه آه صدا می‌زنم تو را پا می‌خوری تو هم شبی از دستِ بیصدا #علی_دودانگه @Alidodangeh

بهرِ دل بردنِ ما حاجتِ بیداد نبود می‌سپردیم، اگر می‌طلبیدی از ما #وفایی_خوافی

آهاااای یادِ عزیزم کمی فراموشی...

غمای جورواجور همیشه بام جورن تو بی‌تفاوتیات یه دنیا منظورن مشکلمو حل کن دلِ تو مسئوله توو این معادله‌ها سکوت مجهوله! وقتی نگا می‌کنی یه پام لب گوره آهااای چشم‌خمار بلا ازت دوره #علی_دودانگه @Alidodangeh

photo content

رفتی و همچنان به خیال من اندری گویی که در برابر چشمم مصوری فکرم به منتهای جمالت نمی‌رسد کز هر چه در خیال من آمد نکوتری مه بر زمین نرفت و پری دیده برنداشت تا ظن برم که روی تو ماه است یا پری تو خود فرشته‌ای نه از این گل سرشته‌ای گر خلق از آب و خاک، تو از مشک و عنبری ما را شکایتی ز تو گر هست هم به توست کز تو به دیگران نتوان برد داوری با دوست کنج فقر بهشت است و بوستان بی دوست خاک بر سر جاه و توانگری تا دوست در کنار نباشد به کام دل از هیچ نعمتی نتوانی که برخوری گر چشم در سرت کنم از گریه باک نیست زیرا که تو عزیزتر از چشم در سری چندان که جهد بود دویدیم در طلب کوشش چه سود چون نکند بخت یاوری سعدی به وصل دوست چو دستت نمی‌رسد باری به یاد دوست زمانی به سر بری #سعدی

نمی‌دانند این مردم چه بلوایی به سر دارد کسی که گفت‌وگو با خویش از شب تا سحر دارد نشانِ عشق‌بازان چیست غیر از دلهره؟ اینجا ندارد هر کسی آشوب، سودای دگر دارد تو از دوری‌گزیدن‌ها، من از رویای وصل تو یکی از ما از این اصرار باید دست بردارد خبر می‌آوَرَد یک آشنا از تو برای من به لطف تو هنوز این کوچه گاهی رهگذر دارد گذشت از من به آرامی، شنیدم زیر لب می‌گفت: کسی را ایستاده دفن کردن هم هنر دارد! #علی_دودانگه @Alidodangeh

خودم ز کار جهان خون ز دیده می‌بارم تو هم اگر گله داری، به‌جا نیاوردم مگو که از غمِ چشمم بفهم کی هستم چقدر حوصله داری! به‌جا نیاوردم #علی_دودانگه @Alidodangeh