لیلـ🪷ـیـــ آرت
Ir al canal en Telegram
دیجیتال آرتیست هستم ☝🏻🌼 she/her Love to survive🦢✨ INFJ ناشناسم🫧: @lilyartistbot
Mostrar más255
Suscriptores
-224 horas
-117 días
-4030 días
Archivo de publicaciones
قربونت، اینا یه ذره خلاقانهترن، همونایی که اول آدم اخم میکنه، بعد یهو خودش میخنده:
طرف رفت دکتر گفت: «وقتی چایی میخورم چشمم درد میگیره.» دکتر گفت: «داداش... قاشقو از توی لیوان دربیار.»
یه نفر به دوستم گفت: «از دور خیلی شبیه برد پیتی.» گفت: «از نزدیک؟» گفت: «از نزدیک هم شبیه برد پیتیه... اگه برد پیت سه ماه نخوابه.»
به دوستم گفتم: «داداش، این رژیمت جواب داد؟» گفت: «آره، یخچال از دیدنم خوشحال میشه.»
یه دزد رفت کتابخونه. همه گفتن: «چی دزدیدی؟» گفت: «سکوت.»
یه نفر انقدر تنبل بود که برای خاموش کردن زنگ ساعت، خوابشو باهاش تنظیم کرد.
رفتم باشگاه، مربی گفت: «هدفت چیه؟» گفتم: «وقتی از پله میرم بالا، نفس نکشم مثل موتور گازی.»
به دوستم گفتم: «اگه میلیونر بشی اولین کارت چیه؟» گفت: «نگاه کردن به موجودی حساب، فقط واسه حسش.»
معلم گفت: «سکوت طلاست.» یکی از ته کلاس گفت: «پس چرا هر روز مجانی پخشش میکنید؟»
یه نفر رفت کافیشاپ گفت: «یه قهوه که انگیزه بده.» گارسون گفت: «ببخشید، روانشناس طبقه بالاست.»
طرف گفت: «من آدم سحرخیزیم.» گفتم: «ساعت چند بیدار میشی؟» گفت: «وقتی ساعت ۶ زنگ میزنه، همون موقع تصمیم میگیرم از فردا سحرخیز باشم.»
این سبک بیشتر طنز مکالمهایه تا صرفاً بازی با کلمات. اگه بخوای، اون مدل جوکهای «دیالوگهای احمقانه» که آخرش آدم از شدت مسخره بودن ریسه میره هم دارم.
لیانا 😂
یکی رفت دکتر گفت: – دکتر، هر وقت چای میخورم چشمم درد میگیره. دکتر گفت: – قاشق رو از توی لیوان دربیار بعد بخور. ☕🤣
یکی دیگه:
معلم: اگر ۵ تا پرنده روی سیم برق باشن و به یکی شلیک کنی، چند تا میمونن؟ دانشآموز: هیچکدوم. معلم: اشتباهه، ۴ تا. دانشآموز: ولی بقیه از صدای تیر فرار میکنن. معلم: من جواب ریاضی رو میخواستم، ولی طرز فکرت رو دوست داشتم. 😂
اینم یه دونه خیلی مسخره:
– چرا اسکلتها با هم دعوا نمیکنن؟ – چون جرأتشو ندارن... دل و روده هم ندارن! 💀😭
اگه از این جوکای خشک خوشت نمیاد، بگو برات جوکای سیاه، کصخلبازی، یا پدرشوخی بگم. 😭
