𝐌𝐨𝐫𝐞𝐧𝐚
Canal cerrado
you can't see 𝗶𝗻𝘀𝗶𝗱𝗲 them and you never know what's pretend and what's real
Mostrar másIrán228 286La categoría no está especificada
208
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-1830 días
Archivo de publicaciones
208
Repost from N/a
اگه یه روز ازت دربارهی من پرسیدن بهشون بگو لجباز بود، بگو کل دنیا بهش میگفتن من براش سمم ولی بیخیالم نمیشد، فقط خوبیامو میدید. بگو همیشه سمتم میومد، انگار تموم راهها به من ختم میشد. بگو اولین و آخرین عشقش بودم، یجوری عاشقم بود که خودمم باورم نمیشد. بگو خیلی حسود بود، از هرکی دورم بود بدش میومد. بگو براش بیشتر از هرکسی امن بودم، بگو از هرچی و هرکی ناراحت میشد میومد به من میگفت، بگو پناهش بودم، بگو هر گوهی که میخوردم بازم به چشمش پاک بودم. بگو اندازهای که دوسم داشت اذیتش کردم، بگو خیلی حساس بود و قلبش با کوچیکترین بدی زود میشکست و اشکش با کوچیکترین حرفی درمیومد ولی هیچی نمیگفت، منم با اینکه میدونستم بدترین کارارو کردم بدترین حرفارو زدم و هر دفعه بیشتر از قبل ناامیدش میکردم. بگو مطمئن بودم سر وفاداریش با هرکی ببندم نمیبازم. بگو مطمئن بودم هرکی از پیشم بره اون هست و میتونم بهش تکیه کنم. بگو با همه بخاطرم جنگید و ازم جلوشون دفاع کرد و من جلوی همونا کاری کردم که سرش بیاد پایین.
بگو من خیلی ناامیدش کردم، خیلی خیلی خیلی. بگو هرروز بهم میگفت چقدر دوسم داره و چقدر از رفتنم میترسید. بگو من نقطه ضعفش بودم، بگو میدونستم چیا اذیتش میکنه و دقیقا همون کارارو کردم، بگو میدونستم برم میمیره و رفتم. بگو بهم میگفت کاش اگه قراره از دستت بدم، روز قبلش بمیرم.
از چشمام بگو براشون که فقط برا خودت برق میزد و فقط برا تو گوله گوله اشک میریخت.
همه چیو بگو.
208
Repost from N/a
اگه یه روز ازت دربارهی من پرسیدن بهشون بگو لجباز بود، بگو کل دنیا بهش میگفتن من براش سمم ولی بیخیالم نمیشد، فقط خوبیامو میدید. بگو همیشه سمتم میومد، انگار تموم راهها به من ختم میشد. بگو اولین و آخرین عشقش بودم، یجوری عاشقم بود که خودمم باورم نمیشد. بگو خیلی حسود بود، از هرکی دورم بود بدش میومد. بگو براش بیشتر از هرکسی امن بودم، بگو از هرچی و هرکی ناراحت میشد میومد به من میگفت، بگو پناهش بودم، بگو هر گوهی که میخوردم بازم به چشمش پاک بودم. بگو اندازهای که دوسم داشت اذیتش کردم، بگو خیلی حساس بود و قلبش با کوچیکترین بدی زود میشکست و اشکش با کوچیکترین حرفی درمیومد ولی هیچی نمیگفت، منم با اینکه میدونستم بدترین کارارو کردم بدترین حرفارو زدم و هر دفعه بیشتر از قبل ناامیدش میکردم. بگو مطمئن بودم سر وفاداریش با هرکی ببندم نمیبازم. بگو مطمئن بودم هرکی از پیشم بره اون هست و میتونم بهش تکیه کنم. بگو با همه بخاطرم جنگید و ازم جلوشون دفاع کرد و من جلوی همونا کاری کردم که سرش بیاد پایین.
بگو من خیلی ناامیدش کردم، خیلی خیلی خیلی. بگو هرروز بهم میگفت چقدر دوسم داره و چقدر از رفتنم میترسید. بگو من نقطه ضعفش بودم، بگو میدونستم چیا اذیتش میکنه و دقیقا همون کارارو کردم، بگو میدونستم برم میمیره و رفتم. بگو بهم میگفت کاش اگه قراره از دستت بدم، روز قبلش بمیرم.
از چشمام بگو براشون که فقط برا خودت برق میزد و فقط برا تو گوله گوله اشک میریخت.
همه چیو بگو.
