es
Feedback
State of Iman

State of Iman

Ir al canal en Telegram

محمدهادی فروزش نیا

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
210
Suscriptores
Sin datos24 horas
+57 días
+730 días
Archivo de publicaciones
Ringpod-DJ_TARANTINO__DJ_DYXANIN_ _Shocking_Blue_-_Venus_(_D.mp37.38 MB

Never Marry a Railroadman Shocking Blue.mp36.72 MB

leonard cohen-happens to the heart.mp36.25 MB

Happy birthday Leonard Cohen

01. Bombers [Can Open Bomb Bays].mp310.10 MB

No more tears Ozzy Osbourne.mp36.78 MB

در نتیجه، کافی بود در این مسیر، این بت جدید یک جمله از دهان خودش - شهرام گودرزی - بگوید. او در یک جا شروع به انتقاد از ترامپ - یک بت دیگر - کرد و همین کافی بود که سیلی از نقد و تخریب و تمسخر و تحقیر روانه ی او گردد. بت که حرف نمی‌زند. بت فقط مثل یک تکه سنگ جایی می نشیند و آرزوهای سرکوب شده ی یک ملت را برآورده می‌کند. شهرام گودرزی بتی بود که حرف زد و با این کار خودش را شکست. شهرام گودرزی به آرزوی ناخودآگاه خود - بت سازی - رسید، اما همچون همیشه ارضای تمایلات بیمارگون ناخودآگاه بهای سنگینی هم دارد: در این مورد، شهرام گودرزی زیر سنگینی وزن این بت له شد.

در واقع با فانتزی سازی از کورش، گودرزی و امثال او بجای آنکه کورش را هر آنچه که هست در نظر بگیرند (یک انسان در نقش شاه که مثل هر شاه دیگری نقاط تیره و روشنی دارد)، آرزوهای سرکوب شده ی خود را بر او فرافکنی کردند. حالا کورش دیگر نه یک چهره تاریخی، که به یک چهره سیاسی معاصر لیبرال مترقی تبدیل می‌شود که به کلیه نیازهای سیاسی و اجتماعی انسان قرن بیست و یکمی واقف است و از پیش چاره تمام این نیازها را هم دیده. این بت سازی نه تنها مضحک است، بلکه با بالا کشیدن کورش به مقام یک بت، این آزادی اساسی را از او سلب می‌کند که در مقام یک انسان اشتباهاتی را نیز مرتکب شده باشد و کامل نباشد. شهرام گودرزی که خود یکی از حلقه های این زنجیره ترومای بین نسلی است، به نوبه خود به یک بت جدید تبدیل شد: پیاده روی او از شمال به پاسارگاد برای "زیارت" مقبره کورش به یک جنجال رسانه ای تبدیل شد. در مسیر به او سجده کردند، بهش "زیارت قبول" گفتند، پشت سرش راه رفتند، از این گفتند که حرکت او به حرکتی میلیونی تبدیل خواهد شد و بساط حکومت را برخواهد چید و غیره. این بت سازی از این مجسمه ساز ساده، باری چنان سنگین را بر دوش او گذاشت که امکان انسان بودن، آزاد بودن و نظری از آن خویش داشتن را از او گرفت. به عبارت دیگر، وقتی شهرام گودرزی همچون یک بت محملی برای فانتزی های برآورده نشده ی یک ملت تبدیل شد، دیگر چیزی از "شهرام گودرزی" بودن در او باقی نماند. او "انسانیت" میخواست اما با بت ساختن از همین انسانیت، با بی رحمی حق فردیت و انسانیت را از خودش ستاند.

بلایی که مردم دارند سر شهرام گودرزی می آوردند از منظر یک مکانیزم دفاعی روانکاوانه قابل تحلیل است: در ابتدای راهپیمایی او با نوعی بت سازی از او و کاری که می‌خواست بکند مواجه بودیم؛ امری که او خود نیز با شعارهای انتزاعی و گنده گویی های تو خالی در آن سهیم بود. چه، او خود را منادی "راه انسانیت" می‌دانست و پیش از آنکه خود بت بشود نیز از "کورش کبیر" بت - هم در معنای نمادین و هم در معنای واقعی کلمه - ساخته بود. وقتی چنین بت سازی از یک نفر انجام می‌شود - چه خودش بخواهد و چه نخواهد - سوای ظاهر جذابی که دیگران به او می‌دهند، در واقع تله ای هم برایش پهن کرده اند. و آن تله هم این است: یک بت دیگر متعلق به خودش نیست. یک بت دیگر نمی‌تواند برای خودش حرف بزند و فکر کند. یک بت چیزی نیست مگر یک تکه سنگ که باید مظروف فانتزی های سرکوب شده ی دیگران باشد. و این کارکردی است که بت بطور الهیاتی نیز واجد آن است: شیئی معجزه گر که می بایست فانتزی برآورده نشدنی همه دانی و همه توانی مردم یک جامعه را برآورد، به آنان وفور ارزانی دارد، باران ببارد و جلوی سیل را بگیرد و غیره. شهرام گودرزی - درگیر در فانتزی ملی گرایی ارتجاعی یک ملت - از کورش کبیر یک بت ساخته بود و با این کار فانتزی های سرکوب شده ی یک ملت را به یک چهره تاریخی گذشته فرافکنی کرده بود: فی المثل در جایی استوانه فتح بابل کورش را "لوح حقوق بشر" می‌خواند، امری که به لحاظ تاریخی و سیاسی مضحک است.

به مناسبت درگذشت ابی لیتلز

Gharibe.mp34.06 MB

روانکاوی به آدم یاد می‌دهد فارغ از اینکه ابژه جدیدی که فرد نوروتیک در انتقال با آن وارد تعامل می‌شود فی‌نفسه چه ماهیتی دارد، مهم‌تر از آن خودِ تعامل تکراری – و پاتولوژیکی – است که نوروتیک یاد گرفته با هر ابژه‌ای داشته باشد. به عبارت دیگر، روانکاوی به آدم یاد می‌دهد مهم‌تر از اینکه به چه کسی سجده می‌کنی یا برایش نذری می‌دهی یا بهش دخیل می‌بندی، نفسِ این عمل است که تو یاد گرفته‌ای در برابر دیگری سجده کنی، نذری بدهی و دخیل ببندی تا کارت راه بیفتد.

The Gypsy s Wife (Live in London) - Leonard Cohen.m4a6.19 MB

01. Let It Die.mp39.48 MB

Time.mp313.24 MB

Let Me Hear You Scream Ozzy Osbourne.mp37.92 MB

Repost from BBCPersian
‌🔹هنگامی که دیوید بوئی در سال ۲۰۱۶ درگذشت، آخرین اثری که از خود به جا گذاشت آلبوم «ستاره سیاه» بود؛ آلبومی که هم‌زمان با مبا
+8
‌🔹هنگامی که دیوید بوئی در سال ۲۰۱۶ درگذشت، آخرین اثری که از خود به جا گذاشت آلبوم «ستاره سیاه» بود؛ آلبومی که هم‌زمان با مبارزه‌اش با سرطان ساخته شد و به نوعی وداع هنری او بود. اما او در ماه‌های آخر زندگیش پروژه دیگری را هم آغاز کرده بود که در یادداشت‌هایش به عنوان یک «موزیکال قرن هجدهم» توصیف شده است. عنوان این نمایش موزیکال «اسپکتیتور» است که همنام یک مجله قرن هجدهمی بریتانیاست که مورد علاقه آقای بوئی بوده است؛ این کلمه به زبان انگلیسی به معنای «تماشاگر» است. حتی نزدیک‌ترین همکاران دیوید بوئی از این پروژه مخفی خبر نداشتند تا اینکه، یادداشت‌ها و طرح‌های او در سال ۲۰۱۶ در اتاق کار قفل‌شده‌اش در نیویورک پیدا شد. متن کامل خبر را از لینک زیر بخوانید: https://bbc.in/3V3H1qq 📷Getty Images, The David Bowie Collection, courtesy of the V&A @BBCPersian

Astrobiologists Suggest the Earth Itself May Be an Intelligent Entity https://futurism.com/astrobiologists-earth-intelligent-entity

photo content