es
Feedback
خطِ دل

خطِ دل

Ir al canal en Telegram

از دل نوشتم؛ شاید کسی خودش را میان واژه ها پیدا کند...🌱 میشنومتون🙂🫴🏻 http://t.me/HidenChat_Bot?start=6736365013

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
214
Suscriptores
Sin datos24 horas
+157 días
+1130 días
Archivo de publicaciones
خسته از تمام چیزهایی که به ظاهر پذیرفته‌ام؛ اما با هر تلنگری دوباره مثل قبل برایم پررنگ می‌شوند.

سخن گفتن را باید به چشم ها سپرد... لب‌ها رسالت‌شان بوسیدن است!

فکت:
برای رسیدن به کمال در فهم، باید از نفهمی شروع کرد. حال آنکه میان مردمانی زندگی می‌کنیم که از فهم تنها وهمش را دارند... و رسانه‌ها مملو از خیل عظیم احمق‌هاییست که افسار گسیخته توهماتشان را جار می‌زنند و توده‌ای احمق‌تر که این چرندیات را می‌بلعند.

و زمانی که دستم را گرفتی جهان از سقوط ایستاد...

سکوت بعد از شناخت،محترمانه ترین شکل فسخ است.

این اواخر فهمیدم آدما میتونن حرفای خوبی بزنن اما آدم خوبی نباشن...

یاد بگیرید برای دیگران حد و مرز تعیین کنید. انسانِ خوب بودن به معنای تحمل همه چیز نیست...

دل رُبایانه دگر بر سرِ ناز آمده‌ای از دلِ ما چه به جا مانده که باز آمده‌ای؟
صائب ‌تبریزی

آری، بلاتکلیفی، تلاطمِ دریایی‌ست که نه ساحلی برای رسیدن دارد و نه طوفانی برای غرق شدن.

#نیمه_شعبان🤍✨
#نیمه_شعبان🤍✨

مشکل انسان این است که دوام می‌آورد و دوباره به سوی رنج‌هایی باز می‌گردد که از آن‌ها گریخته بود...

سلام بر قلب های آرامی که دلتنگیِ شان فریادی نجیبانه در سکوت است...🤍🌱✨

همه چیز در آخرین آدمی خلاصه میشود که در تنگنای شب به یاد می آورید؛ قلب شما آنجاست...

گاهی اوقات کلماتی در درون ما هستند که برای شنیدن به گوش نیاز ندارند، بلکه به قلبی نیاز دارند که احساس کند...

#ولادت‌حضرت‌علی‌اکبر | از نـسـل حـیـدری و دلاورتـر از تـو نیست یعنی پس از علی علی اکبـرتـر از تـو نیست منطق قبـول داشـت که با خلـق و خوی تـو شخصی میان خلق پـیـغمبرتـر از تـو نیست|
روز جوان رو به دوستان عزیزم تبریک میگم✨

یه درگیری های راه افتاده توی چنل های تلگرامی و هر کس برای خودش در حال تعیین جناحه و ای کاش فقط به همین ختم میشد... به عنوان کشوری که سرانه مطالعه اش خیلی پایینه زیادی تحلیلگر داریم😅

بفهم دیگر! شب‌ها دراز نیستند؛ این تویی که تنهایی…

حرف ها از یاد من رفته اند… اما احساسی که زمان شنیدنشان داشتم، هرگز از یاد من نرفت…

آنقدر رها کرده بود و رها شده بود که نمی دانست دیگران سایه هایی گذران در زندگی او بودند یا او سایه ای آواره میان زندگی دیگران...

فکندم خویش را چون سایه پیشت فکندن پیشت افکند عظیمست... #مولانا