es
Feedback
Hᴇᴀʀᴛ 𝑏𝑒𝑎𝑡

Hᴇᴀʀᴛ 𝑏𝑒𝑎𝑡

Ir al canal en Telegram

𝗧𝗛𝗘𝗬 𝗖𝗔𝗟𝗟 𝗧𝗜𝗥𝗘𝗗                     ᴛɪʀᴇᴅ ᴘᴇᴏᴘʟᴇ sᴇʟғɪsʜ..! ‌       به ما خسته ها        همیشه تهمت مغرور بودن میزنن...!

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 183
Suscriptores
-124 horas
+907 días
+40830 días
Archivo de publicaciones
گفت‌ خب‌ ایراد تو چیست؟ گفتم‌ زیاد فکر میکنم، خیلی، بی‌نهایت، به‌هرچیز مسخره‌‌ای‌ بارهاوبارها، مخصوصااگر برایم‌ زیاداهمیت‌ داشته‌ باشد، درون‌ خود میریزم، و بدتراز همه‌ نمیتوانم‌ هیچکدام‌ از این‌ ها را بگویم، و درنهایت‌ میدانم‌ همین‌ نابودم‌ میکند!

Repost from N/a
«و گاهی تمام چیزی که از یک آدم می‌ماند، چند خاطره‌ی کم‌رنگ و یک جای خالی‌ست که هیچ‌کس بلد نیست پُرش کند.»

بارش حق🙏
بارش حق🙏

Mensaje de video00:18

با 18 سال سن یجوری پیش بابام لوس میشم و اون نازمو میخره که انگار هنوز همون دختر 4-5 ساله ام

از این آدمی که ساختی واقعا راضیم، دست هر کسی که همکاری کرده درد نکنه.

ولی، دیگه نمیبازم دلو؛ دیگه نمیخامت تورو. پاشو و از اینجا برو؛ افتادی از چشمام یهو.
- 492

هیچ. مدرکی. واسه. اثبات. حرفم. ندارم. ولی. تا جایگزینی. نباشه. سرد. شدنی. در کار. نیست.

نه بابا ناراحت برای چی؟ من که میدونم تو عقل و شعور درست و حسابی نداری.

من‌میام‌یاسوج‌وشیراز‌فقط‌برای‌ماهی‌کباباش😋👌
من‌میام‌یاسوج‌وشیراز‌فقط‌برای‌ماهی‌کباباش😋👌

تا این مَن ، مَن شده است . . صدها مَن ، در مَن ، دفن شده است!

کمی گیجم کمی منگم عجیب است پریده بی جهت رنگم عجیب است تو را دیدم همین یک ساعت پیش برایت باز دلم تنگ است...

نبودنت مثل تمام کردن سیگار است در نیمه شبی برفی وقتی دکه‌های شهر بسته‌اند دلتنگ یارم و هیچ چیزی درمان من نیست

شاید با من نبودی اما این دقیقاً همان حسی‌ه که اسم نداره نه غم نه خستگی نه دلتنگی معمولی... چیزی شبیه به جابه‌جایی آروم یک عضو درون تن من هم بعد از تو بین خود قدیم و جدیدم گم هستم انگار یک نفر رفته بود و من مانده بودم با خانه‌ای که جای خالی‌اش را هر گوشه‌اش حس می‌کرد ولی نمی‌شد اسمش را گذاشت دلتنگی بیشتر شبیه گیجی هست راستش را بخواهی هیچ جوابی برای این حال ندارم نه خواب درستش می‌کند نه حرف فقط گاهی خوب است کسی بگوید می‌دانم چه حسی داری من هم همان‌جا بودم پس این را می‌گویم می‌دانم و خیلی وقت‌ها همین می‌دانم تنها چیزی‌ست که از ته این فاصله‌ی درونی به گوش می‌رسد

آخرین بی احترامیش آنقدر شدید بود که دیگه خاطراتش هیچ ارزشی نداشت.

یادم نمیکنی و ز یادم نمی‌روی یادت بخیر یار فراموشکار من:)

تو را هیچ گاه آرزو نخواهم کرد !تو را لحظه ای خواهم پذیرفت که خودت بیایی نه با آرزوی من …

از قدیم گفتن به هرچی پیش پیش فکر کنی خراب میشه الان کاملا درکش کردم

فکر زنجیری کنید ای عاقلا چشم و ابرویی مرا دیوانه کرد!!

این گفت‌وگوهای خیالی با آدم‌هایی که آزارم دادن داره خیلی اذیتم می‌کنه.